نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۱ آذر ۱۳۹۶
بازدید امروز : 3442
بازدید دیروز : 6136
تعداد نظرات : 3401
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1796
کل بازدیدها : 39111
خروجی فید امروز : 33
ورودی گوگل امروز : 17
افراد آنلاین :6 نفر

ملواني ها از ياد نمي برندش؛مرد ي كه در روزهاي اوج ملوان هم پرواز بود با قوي سپيد آقاي گلي كه دروازه حريف را گلباران مي كرد تا لبخند بر چهره  مردم شهرش نقش ببندد.  محمد احمد زاده  در بيستمين روز ازدي  ماه  1339 پا بر عرصه هستي گذاشت  در محله اي كه چاپي كوچه مي ناميدنش ، زير سقف يك خانه اجاره اي. فرزند پنجم خانواده اش بود .  پدرش كارمند شركت هاي مسافربري بود و مادرش خانه دار بود و زحمت پرورش شش فرزند را به دوش مي كشيد. مدتي از كودكي محمد احمد زاده در كوچه چاپي وشاكوچه گذشت تا پدر خانه اي خريد . خانه اي  در مكاني كه همه ما انزلي چي ها  آخر خط  مي ناميمش . و محمد در آن خانه بزرگ شد. از او مي پرسم :

در خانواده شما چه كسي ورزشكار بود؟

مي گويد:
برادرم كه 11 سال از من بزرگ تر است بسكتباليست تيم كلني انزلي بود و فوتباليست تيم پرستو. بعد ها او به دنبال تحصيل رفت و ورزش را رها كرد . عمويم، محمود هم بسكتباليست خيلي خوبي بود.
محمد احمد زاده مثل بسياري از كودكان  و نوجوانان بازيگوش آن روزها پنهان از چشمان پدر و مادر به ورزش روي آورد. پدر و مادرش مي خواستنذ سرش به درس باشد اما او مي گويد: ورزش را دزدكي شروع كردم . هنگام بازگشت از مدرسه توي مسير به باشگاه گيو مي رفتم و فوتبال و بسكتبال بازي مي كردم. لباس هاي تمرينم را  منزل يكي از دوستانم مي گذاشتم تا پدر و مادرم متوجه نشوند. به خانه كه بر مي گشتم براي تاخيرم هزار و يك بهانه جور مي كردم. خانواده به ورزش كردنم رضايت نمي دادند البته آن روزها همه خانواده ها  همين طور بودند.
 بصورت جدي كي ورزش را آغاز كرديد؟
سال 54 به شكل باشگاهي در ملوان فوتبالم شروع شد. آقاي محمد رضا مرادي ،مربي ما بود.  قبل از آن در تيمي به نام راغب در باشگاه گيو به شكل غير حرفه اي با مربيگري آقاي ابراهيم سيمدار بازي مي كردم.آقايان مرادي و سيمدار هر دو واقعا براي ما زحمت مي كشيدند. بصورت حرفه اي با نوجوانان ملوان فوتبالم آغاز شد و بعد هم جوانان و بزرگسالان ملوان .آن زمان آقاي صالح نيا مسئول اول تيم بود. سال 57 بازيكن تيم جوانان گيلان بودم و توانستيم به مقام سوم ايران دست پيدا كنيم. هم زمان براي  تيم ملي نوجوانان هم انتخاب شدم. اين مورد مصادف بود با جريانات انقلاب. اواسط اردوي تيم ملي نوجوانان در تهران بودم كه اردو نيمه كاره ماند. سال 58 بعنوان سرباز نيروي هوايي مشغول به خدمت شدم. 16 ماه  در ايلام خدمت كردم. اواخر دوران خدمتم به تهران منتقل شدم و يك فصل با تيم تهران جوان در مسابقات باشگاه هاي تهران بازي كردم . مربيان من آنجا آقايان زنده ياد حسين فكري، جمشيد وطن دوست و اكبر مالكي بودند.يك سال  در تهران جوان بودم و بعد سال 60 به انزلي برگشتم.سال 61 يك سري اتفاقات در ورزش افتاد كه باعث شد ازفوتبال جدا شوم و3 سال  به بسكتبال پرداختم. هم بازيكن بودم و هم مربي در دو تيم كلني انزلي و ملو ان ،در مسابقات استان و قهرماني كشور شركت مي كرديم .
البته واليبال و تنيس روي ميز هم بازي مي كردم و تا سطوح قهرماني هم رفتم.

  و چه وقت به فوتبال باز گشتيد؟
سال 64  به فوتبال برگشتم و با ملوان  يك بار ديگر شروع كردم. سال 65 با ملوان قهرمان ايران شديم ، سالهاي  66 و 67 هم نائب قهرمان ايران شديم . سال 65 در  بازي هاي آسيايي  حضور داشتيم  و سه رتبه كسب كرديم. در آن بازي ها ،قهرمان منطقه 4 آسيا  شديم  همچنين  من با 12 گل زده آقاي گل  آسيا شدم و علاوه بر اين  ركورد بيشترين گل زده در يك بازي را با 9 گل به مالديو توانستم كسب كنم . فكر نمي كنم اين ركورد را تا كنون كسي شكسته باشد. سال 68 اولين دور جام آزادگان برگزار مي شد كه ما به مقام سومي ايران دست پيدا كرديم و من با 16 گل آقاي گل ايران شدم. سال 69 از نو قهرمان ايران شديم و پرسپوليس و استقلال را پشت سر هم شكست داديم. در دوراني كه انزلي بودم زير نظر آقاي صالح نيا كار مي كردم.  سال 70 جذب باشگاه بانك تجارت تهران شدم و دو سال در آنجا با مربيگري زنده ياد ناصر حجازي  بازي كردم. بعد از آن دو سال هم در 31 سالگي فوتبال را كنار گذاشتم.
 چرا از ملوان به تجارت  رفتيد ؟ بعضي ها نمي خواستند باشم.
از  حضورتان در تيم ملي صحبت نكرديد… 
بين سال هاي 65 تا 69 هميشه در اردوهاي تيم ملي بودم.در ده ،يازده  بازي غير رسمي  با تيم ملي  در برابر تيم هايي مثل شوروي ، لهستان ، چكسلواكي و بازي هاي داخلي بازي كردم .
مربيگري را چطور شروع كرديد؟
سال 72 اولين كلاس مربيگري پيشرفته در اصفهان برگزار شد كه مدرسش آقاي بيلي بنگهام بود كه آن زمان سر مربي تيم ملي ايرلند بود . همه بازيكنان ملي در آن كلاس شركت داشتند. اولين تيمي كه كار  مربيگري را در آن شروع كردم ،تيم جوانان بانك تجارت تهران بود در سال 73 بعد هم به انزلي برگشتم و كمك آقاي  بهمن صالح نيا شدم در تيم ملوان و همين طور تيم ملي جوانان.  سال 75 تا مرحله نهايي باشگاهي آسيا هم رفتيم. سال 76 به مدت يك سال با آقاي صالح نيا با مس كرمان كار كرديم.  از سال 77 هم  بطور مستقل با تيم صومعه سرا كارم را شروع كردم. هم زمان با  تيم جوانان و بزرگسالانشان كار مي كردم و هر دو به ليگ گيلان صعود كردند. سال 78 سرمربي تيم ملوان شدم . آن موقع ملوان دسته 2 بود. سال 78 تيم صعود نكرد ولي سال بعد يعني 79ما به ليگ برتر رسيديم.لازم است كه توضيح بدهم ليگ برتر از سال 80 شروع بكار كرد و در آن زمان دسته يك را ليگ برتر و دسته 2 را دسته يك خواندند.در اولين دوره ليگ برتر هم سرمربي ملوان بودم .ملوان آن زمان يك تيم بسيار جوان بود. بازيكناني مثل پژمان نوري، مسعود    غلامعلي  زاد  ،  علي  نظر   محمدي  ، علي حسني صفت ،كيوان  ساجدي  ،  حسن اشجاري، جواد شيرزاد،علي عشوري زاد ،سيد جلال حسيني ،محمد همرنگ ،حسين ملكي، هادي تاميني ، محمد غلامين، بيژن حسيني، ساسان حسيني  در آن تيم بودند.آن زمان 16 ،17 ساله بودند . يك گروه 16 نفره را مستقيم از اميد به بزرگسالان آوردم و جواب هم داد. خوشبختانه در ليگ مانديم و قهرمان را هم ما با زدن استقلال تعيين كرديم ؛ پرسپوليس آن سال قهرمان شد. البته 10،15 روز بعد بخاطر مسائل غير ورزشي مرا كنار گذاشتند و با پيشنهاد آقاي مايلي كهن دستيار اول ايشان در تيم ملي اميد ايران  شدم.   سال هاي  82 و 83  را هم با برق شيراز بودم. مدت يكسال و نيم هم در سال 84 و نيمي از 85 سرمربي تيم ملي نوجوانان ايران شدم. در آن سال ما به مرحله نهايي  قهرماني آسيا  كه در كشور سنگا پور برگزار مي شد ،راه پيدا كرديم اما در پلي آف در ضربات پنالتي به ژاپن باختيم. در آن بازي هر تيم 13 تا پنالتي زد.
غير از تيم ملي نوجوانان كه سر مربي بودم تجربه مربيگري همه رده هاي تيم ملي رادارم.
 و سال 85 …؟
سال 85 دوباره به ملوان بر گشتم و 4 سال كنار ملوان يك بار ديگر زندگي كردم. سال 85 مسئولان وقت نيروي دريايي آمدند سراغ من و همه شرايط من  براي برگشتن به ملوان را پذيرفتند ؛حتي بركناري مدير باشگاه  را.آن زمان ملوان در شرايط سختي قرار داشت ،بدهي هاي گذشته داشت و بازيكن نداشت اما  بعد از 4 سال وقتي تيم داراي بازيكن و پول شد دوباره  كنارم گذاشتند. هميشه در سخت ترين زمان ها سراغ من مي آمدند.
اما به ياد دارم كه  در آن زمان شما  استعفا داديد؟
هيچ وقت به خاطر خودم استعفا ندادم ،  به خاطر بازيكن ها و احقاق حقوقشان و بخاطر شرايط تيم هاي پايه استعفا دادم كه با آن موافقت نشد  و بعد از دوبازي از نو بر گشتم . آخرين باري كه روي نيمكت ملوان نشستم ، سال  88  بود ؛ با
استقلال بازي داشتيم ،نتيجه 2-2 شد در حاليكه در تهران 2-0 عقب بوديم و در آن شرايط سخت اين نتيجه ،آبرومند بود اما صبح فرداي آن روز اعلام كردند كه احمد زاده بركنار شد.
 ازخانواده و تحصيلاتتان نگفتيد؟
ديپلم دارم و مدرك حرفه اي مربيگري فوتبال كه بالاترين مدرك مربيگري در دنياست و در ايران ما چند نفريم كه اين مدرك را داريم ،يك دختر و يك پسر دارم كه هر دو در خارج از كشور مشغول به تحصيل هستند.
و شغلتان…شغل ديگري غير از فوتبال نداشتم . فوتبال ،حرفه ام بود.
ارتباط شما با فيلم و كتاب چگونه است؟
با فيلم خيلي خوب نيست اما كتاب را نمي شود نخواند.  كتاب هاي تاريخي به خصوص رمان هاي تاريخي مي خوانم.

 شما از ملوانان روزهاي اوج قوي سپيد بوديد…
از سال 65 تا 70 هر سال يا قهرمان بوديم يا نائب قهرمان. هر سال تيم،  بدون باخت يا با يك باخت بالا مي رفت. بعنوان مثال در طول يك فصل فقط دو  گل خورديم .در مسابقات گيلان از سال 64 تا زماني كه در ملوان بودم آقاي گل مي شدم ؛ اختلافم با نفر دوم  زياد بود و جالب است نفر دوم هم از ملوان بود.
فكر مي كنيد چرا ملوان از روزهاي اوجش فاصله گرفت؟ 
چون سرمايه گذاري بين تيم ها يكسان نيست از طرف ديگر ما در گذشته در انزلي باشگاه زياد داشتيم كه ملوان را مستقيم و غير مستقيم تغذيه ميكردند . زمين هاي خوبي هم كه قديم داشتيم در پرورش بازيكنان تاثير زيادي داشت؛ زمين هايي مثل زمين طياره، كلوير ، پاس و همين طور كنار دريا كه بچه ها به شكل خود جوش بازي مي كردند .
وقتي كسي مي گويد استاديوم تختي ،حس و حالتان چگونه  است؟
همه دوران كودكي و نوجواني و جواني مثل فيلم از برابر چشمانم مي گذرد؛روزهايي كه بيرون در استاديوم دست بزرگتر هايي كه نمي شناختيم را مي گرفتيم و با آنها وارد استاديوم مي شديم.خيلي از بازي هاي تخت جمشيد را از پشت  تورهاي سيمي تماشا  كردم. آن روزها حتي آرزو مي كردم توپ جمع كن ملوان باشم. بعد ها دوست داشتم بازيكن ملوان بشوم و  زماني هم دوست داشتم مربي باشم واين آرزوها هميشه بود. خوشبختانه به خواسته هايم در ملوان رسيدم .
تلخ ترين و شيرين ترين خاطره ورزشي شما؟
كنار گذاشتنم از ملوان در سال 81 تلخ ترين خاطره ورزشي من است و شيرين ترين لحظاتم  هم وقتي رقم مي خورد كه مي بينم بازيكناني كه روزي من مربي شان بودم حالا در ليگ برتر هستند.  در يك مقطع 5 بازيكن ملوان (مازيار زارع ، پژمان نوري ، سيد جلال رافخايي ، حسن اشجاري، سيد جلال حسيني ) با هم در تيم ملي حضور پيدا كردند .در اكثر تيم هاي ليگ از ملوان بازيكن وجود دارد ،اين شيريني و لطف خاصي براي من دارد. هميشه لذت در قهرماني نيست در سازندگي هم لذت وجود دارد.
آرزوي شما براي ملوان چيست؟
آرزو دارم ملوان  يك موقعيت ثابت پيدا كند . ملوان بايد بداند چطور حمايت مي شود و چطور بايد ادامه دهد. ملوان نبايد بصورت طفلي باشد كه هر سال يكي مادرش باشد و حمايتش كند. در اين جا خوب است از آقاي دنيا مالي هم ياد كنم .ايشان در سال هاي 86 و 87 كه رئيس هيئت مديره باشگاه ملوان بودند به تنهايي و بدون كمك گرفتن از تشكيلاتي  پشت ملوان  از لحاظ مادي و معنوي ايستادند بدون آن كه هيچ گونه قصد بهره برداري  داشته باشند. احمد دنيامالي چراغ خاموش آمد و رفت و هيچ ادعايي هم بابت ملوان نكرد.
ملواني بودن چه طعمي دارد؟ خيلي شيرين…

.
 مصاحبه: مريم ساحلي .خرداد 91

منبع: peykebaran.blogfa.com

بازدید:2,872بار , ارسال شده در : ۹ام تیر, ۱۳۹۱; ساعت : ۹:۳۵ ق.ظ
تعداد نظرات : ۰
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.
مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان

شماره تلفن تلگرام :0016624759892
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید