نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۱۴ آذر ۱۳۹۵
بازدید امروز : 1569
بازدید دیروز : 2536
تعداد نظرات : 3276
تعداد مطالب امروز :1 عدد
تعداد مطالب : 1741
کل بازدیدها : 8422194
خروجی فید امروز : 30
ورودی گوگل امروز : 73
افراد آنلاین :12 نفر

 

با کمک برادر زنم توانستیم یک ژیان بخریم با قیمت 120 هزارتومان. از ذوق داشتن ماشین حال خوشی داشتیم و آنقدر گرم بودیم که متوجه نبودیم یارو قورباغه را با یک رنگ زیبا به جای بلبل به ما انداخته و ایمان خوشحال تر از ما بود و به آن می گفت ژیان بابا .حدود 2 سالش بود و عاشقانه این ماشین را دوست داشت و اگر کسی در مورد ماشین بد می گفت دادش در می اومد و می گفت ژیان باباست و داد و بیداد راه می انداخت.در خانه ویلایی تهرانسر که متعلق به همکار همسرم بود زندگی می کردیم و با اینکه پارکینگ داشت کابل وایر شمع را در می آورئم و نیمه های شب هم گاهاً بلند می شدم و حیاط را نگاه می کردم که ماشین هست یا نه. همین برداشتن کابل وایرها یک روز کار دستمان داد.شب احمد و هنگامه که از دوستانمان بودند منزل ما بودند و قرار شد صبح با هم برویم نازی آباد ،آنها خانه پدری هنگامه و ما هم خانه پدر همسرم.صبح هر چقدر استارت زدم ماشین روشن نشد که نشد ،خدایا آبرویم پیش دوستام رفت این چه وضعیه گرفتار شدیم.در پارکینگ را باز کردیم و ژیان را هل دادیم به سمت کوچه و از این ور کوچه به آن ور کوچه و بالعکس هی هل بده ،ده ها بار استارت بزن کاپوت بالا بزن انگار حالیمان بود و گیج و هاج و واج به ماشین و به همدیگر نگاه کردیم.حالم داشت بد می شد، یک امیر نامی بود که در شرکت پارس خودرو کار می کرد و خودش هم یک ژیان داشت و اوستای ژیان بود وخدائیش ماشینش قرقی بود ، با خودم گفتم برم سراغش تا بیاد ما را از این وضع نجات بده ، درحال شش و بش بودم که یهو احمد برگشت گفت :آقا مگه دیشب وایرها را برنداشتی؟ در جا نشستم  و زنها شروع کردند به خندیدن و ایمان می گفت چی شده؟ ژیان بابا خوب میشه؟احمد گفت این همه ماشین را هل دادیم و وایرها بالای کمدها در حال خندیدن به ما بودند و من داشتم فکر می کردم خوب شد دنبال امیر نرفتم یا وقتی کاپوت بالا بود آدم واردی نیومد رد بشه و برای کمک بیاد و آنوقت .اصلاً فکرش هم سخت بود که اگر آبروریزی وحشتناک پیش می آمد       ادامه دارد…

برای خواندن قسمت اول اینجا کلیک کنید

 

ارسالی : آقای رحیم احمدجوی کپورچالی
ایمیل نویسنده : rak40ea@yahoo.com
منبع: سایت کرکان بندرانزلی

آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • رضاطاهری آبکنار گفته: ۱۰:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۳

    آقای احمد جو سلام،
    خاطرات ژیان بابا برای من خواندنی است و با آن نوعی حس نوستالوژی دارم، بی صبرانه منتظر ادامه داستان هستم.
    موفق و شاد باشید

    • رحیم احمدجو گفته: ۱۰:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۳

      با سلام و عرض ارادت خدمت آقای طاهری عزیز ممنون از اظهار لطفتان. شاد و سلامت باشید

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید