نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۱۷ آذر ۱۳۹۵
بازدید امروز : 1151
بازدید دیروز : 4862
تعداد نظرات : 3281
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1741
کل بازدیدها : 8432678
خروجی فید امروز : 46
ورودی گوگل امروز : 50
افراد آنلاین :8 نفر

 

بندرعباس
آقای اسدی همانطور زل زده بود به چشمهام و دوباره پرسید : مطمئنی سید؟ناخودآگاه داشتم تحت تاًثیر قرار می گرفتم و منصرف می شدم، اما گفتم نه آقای اسدی بیشتر از دو ساله که از زن و بچه ام دور شده ام، دیگر ماندن برایم سخت شده، برای دختر بزرگم هم خواستگار پیدا شده .آقای اسدی پرسید وقتی رفتی آنجا می خواهی چه کار کنی؟کاری سراغ داری؟گفتم کمی پس انداز کرده ام در این مدت ، شاید یک وانت بخرم و با آن کار کنم.ضمناً از بچه ها شنیده ام که قراره یک کارخانه چوب و کاغذ سازی نزدیکی های روستایمان ساخته شود که اگر درست باشد شاید بتوانم آنجا یک کاری برای خودم دست و پا کنم.

 

کپورچال
رختخواب را انداختم ، بچه ها خوابیده بودند خیلی خسته شده بودم ،دراز کشیدم.سید پیغام داده بود که بزودی برخواهد گشت.دست کشیدم روی تشک در جای خالی اش. خیلی دلتنگش شده بودم ، اگر مرد در خانه نباشد گذراندن زندگی و سرو کله زدن با بچه ها سخت می شود.صدای کوبش باران روی شیروانی پوسیده تمام خانه را پر کرده بود و افکارم شروع کرده بود به گردش در اتفاق های زندگی مان . چه روزهای سختی را گذرانده بودیم.

 

بندرعباس
از بازار کلی خرید کرده بودم ، برای همه بچه ها و برای زنم .چند تکه لباس هم برای خودم که تا چند وقتی هزینه خرید لباس برای خودم را نداشته باشم.
سر راه بلیط گرفتم. یک ذوق زدگی و حال خاصی داشتم.خوشحال بودم ، خستگی این همه مدت کار کردن با نزدیک شدن دیدار خانواده ام کم کم از تنم خارج می شد.از آلان دوستانم که در این مدت با هم در یک جا کار می کمردیم و زندگی حالشان بد شده بود از این جدائی.

 

کپورچال
بچه ها کلافه ام کرده بودند و مدام می پرسیدند بابا چه وقت خواهد آمد.خیلی خوشحال بودند و من بیشتر از آنها.

 

اوایل دهه 90
سید بالای سر قبر همسرش نشسته بود و همه این خاطرات تلخ و شیرین را برای هزارمین بار به یاد آورد و مرور کرد.بچه ها سر خانه و زندگیشان رفته بودند و زنش 10 سال پیش از سرطان مرده بود.بلند شد و آرام آرام به طرف امامزاده رفت، هوا در حال تاریک شدن بود و آسمان ابری و گرفته بود و خبر از شروع رگباری را نوید می داد و سید آرام و خحمیده می رفت.

 

پی نوشت:از دوستان عزیز به دلیل فواصل طولانی بین داستانها عذر خواهی می کنم و فقط امیدوارم روزی برسد که این بارش باران فقر بر سر مردم این دنیا تمام شود…….

 

ارسالی : آقای رحیم احمدجوی کپورچالی
ایمیل نویسنده : rak40ea@yahoo.com
منبع: سایت کرکان بندرانزلی

بازدید:1,988بار , ارسال شده در : ۱ام تیر, ۱۳۹۲; ساعت : ۶:۰۱ ق.ظ
تعداد نظرات : ۸
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • شاهرخ کوچکپور از تبریز گفته: ۱۱:۴۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱

    آقای احمد جوی عزیز خدا قوت تی داستانان ادمی دیله میانی نیشینه امن که کپورچاه میانی بزرگه بوبوستیم امره خیلی چسبه بازم خدا قوت

    • رحیم احمدجو گفته: ۱۷:۳۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۲

      با سلام و عرض ارادت خدمت دوست وبچه محل عزیز
      ممنون از اظهار لطف و نظر تان در مورد این نوشته که باعث انبساط خاطرتان گردیده.شاد و سلامت باشید

  • فرزاد هخامنشي گفته: ۱۹:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۲

    سلام.برخي اوقات نوشته هاي زيباي شما را مطالعه مي کنم.لذت مي برم از سبک نگارش شما.چندي پيش نادر خان توصيه کرده بود سري به شما بزنم.متاسفانه دير آمدم.حتما” خواهيد بخشيد.برايتان بهترينها را از خالق بهترينها ارزومندم.موفق باشيد.

    • رحیم احمدجو گفته: ۱۱:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۳

      سلام خدمت دوست عزیز
      ممنون از اظهار لطفتان.بنده هم نوشته های شما را مطالعه کرده ام وبا نظریه های شما در برخی مطالب زیاد یاد گرفتم.خوشحال می شوم ببینمتان.می توانید با ایمیلم تماس بگیرید و دیداری داشته باشیم.شاد و سلامت باشید.

  • کاس آقا گفته: ۰۲:۵۲ - ۱۳۹۲/۰۴/۳

    سلام و درود – بسیار زیبا و دلنشین بود . بر قلم توانای جناب احمد جو درود….

    • رحیم احمدجو گفته: ۲۰:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۴

      با درود بر شما
      ممنون از اظهار نظر و لطفتان.پاینده باشید

  • فرهاد گفته: ۱۴:۴۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۴

    سلام من خوشحالم که شما را پیدا کردم . مرسی برای عکسهای زیبا و خاطرات و توضیحات واقعا عالی است .
    راستش من از طرف مادری به کرگان منسوب هستم با اینکه خودم هیچ وقت انجا نبودم ونیامدم ولی مرتب میشنوم که جای زیبایست. لطفا در مورد محصولات ودیگر تولیدات نیز اطلاع رسانی کنید همینطور از عکس های قدیمی ورابطه انجا با بندر انزلی از چه طریقی بوده

    • مدیر سایت گفته: ۱۸:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۴/۸

      ممنون آقا فرهاد حتما از رهنمون های شما استفاده خواهم نمود

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید