نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۳۰ دی ۱۳۹۸
بازدید امروز : 1750
بازدید دیروز : 3422
تعداد نظرات : 3454
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1798
کل بازدیدها : 1600659
خروجی فید امروز : 16
ورودی گوگل امروز : 0
افراد آنلاین :10 نفر
تغییرات آب و هوا و چگونگی برخورد ما با آن ما  عصر ما و در نهایت میراث جهانی را كه ما برای نسل های آینده بر جای می گذاریم ، تعریف خواهد كرد. بان كی – مون دبیر كل سازمان ملل متحد در بحث سلامت و تغییرات آب و هوائی نخست باید انواع مواجهات هواشناختی را از […]
  بله مسافرین ایستگاه می خندیدند .خدارا شکر که باعث شادی و خنده تعدادی شدم،ترمز کردم تا ایمان و شین سوار شوند و بعد راه افتادیم .یادم رفت بگویم که برگه ای هم نوشته بودم فروشی و چسبانده بودم پشت شیشه عقب.آمدیم و رسیدیم به عوارضی که ابتدای اتوبان تهران کرج بود، تا آمدم پول […]
  در همان شمال قرار و مدار بازدیدهای عید از اقوام ساکن تهران را با خواهرها که آن موقع مجرد بودند گذاشته بودیم. رخش را از دم خانه پدر خانمم آورده بودم خانه و خواهرها که برای بازدید عید آمدند خانه ما فردا صبح همه سوار ژیان شدیم و ضبط قرمز را هم برداشتیم و […]
  گفتگو قلب روابط صمیمی انسان است و حقیقتا پایه و اساسی است که سایر جنبه ها بر آن بنا نهاده می شود هنگامی که ارتباط بر قرار گردید گفتگو به عنوان مهارت کلیدی برای تداوم صمیمیت لازم است. در حقیقت هر چه سطح صمیمیت در یک ارتباط افزایش یابد ،کیفیت گفتگو اهمیت بیشتری پیدا […]
  کمک حال خوبی بود هر چند کوتاه مدت و با دردسر و اذیت کردن های فراوانی که داشت . با پارتی ایمان را گذاشته بودیم مهد کودک یک شرکت داروسازی واقع در جاده مخصوص کرج و در خیابان پشتی آن هم شرکتی که در آن کار می کردم واقع بود.من صبح ها ایمان را […]
  با کمک برادر زنم توانستیم یک ژیان بخریم با قیمت 120 هزارتومان. از ذوق داشتن ماشین حال خوشی داشتیم و آنقدر گرم بودیم که متوجه نبودیم یارو قورباغه را با یک رنگ زیبا به جای بلبل به ما انداخته و ایمان خوشحال تر از ما بود و به آن می گفت ژیان بابا .حدود […]
  تقدیم به افسانه زندگیم گاهاًوقتی انسانها به یک جایگاه و موقعیت و مقامی که می رسند بدون در نظر گرفتن چگونه رسیدن به آن موقعیت گذشته را از یاد می برند.اما ما همیشه در حال شکر گذاری هستیم که زمانی در اوایل ازدواج دو اتاق داشتیم که آشپزخانه اش چند پله می خورد و […]
  تقدیم به یک آشنا ( سمیه . م ) اعصابم از دست خواهرم و ننه داغان شده بود . ما سه نفر در ایوانی که تبدیل به اتاق شده بود می خوابیدیم . دوتا درخت سیب جلوی حیاط ؛ که شاخه هایش تا شیشه های ایوان اتاق خود نمایی می کردند شده بودند مایه […]
  این احتمال وجود دارد که وقتی در موقعیت هایی قرار می گیریم که بر انگیزاننده ی احساسات و هیجان هایی نظیر خشم هستند ،متوجه احساس و هیجان درونی خود نباشیم. مرحله اول مهارت کنترل خشم: خود آگاهی هیجانی منظور این است که فرد به احساسات و هیجان های خود در موقعیت های مختلف آگاهی […]
  با سلام باور کنید،نیروی آدمی بیکران است. باور کنید،هیچ کاری از اراده آدمی خارج نیست. باور کنید،که از عشق آفریده شد ه اید ،پس عشق را بیافرینید. باور کنید،خدا هیچگاه از بندگانش نا امید نمی شود ،ولی بندگان از او چرا! باور کنید،لایق بودن هستید. باور کنید،که اکنون مهمترین لحظه است. باور کنید،که شما […]
  دست روی جیبش گذاشت و بودن چاقو حس خوبی را به اش داد ؛ ازنفرت پر بودوقتی قیافه و هیکل عارف را مجسم میکرد در ذهنش داشت با چاقو به نقاط مختلف بدنش ضربه می زد . روی ماسه ها دراز کشید و به آسمان چشم دوخت . آسمان پر از ستاره و شهاب […]
یکی اسمش عصمت بود، به نامزدش و خانواده‌ی نامزدش گفته بود بهش بگن روشنک، بعد اینا هر بار با هم حرفشون می‌شد خانواده‌ی نامزده برمی‌گشتن می‌گفتن خوبه خونه‌ی بابات اسمت عصمت بود واسه ما دم درآوردی. (چرا می‌گم بود؟‌ چون مُرد.) طرف اسمش تو شناسنامه آنجلیناست، اسمش رو دوست نداره، برای خودش اسم آنجلا رو […]
کنار تختش ایستاده ام و به او نگاه میکنم غمی که چشمانش را فرا گرفته نشانگر رنجی است که می کشد از ماندن در اتاق دیدن دیوار های سفید، نگاهش معصوم است بغض غریبی در گلویش انباشته شده از چهره رنجورش نمایان است، دستش می لرزد از او سوال میکنیم اینجا چکار میکنید با این […]
از گذشته هاي دور مشارکتِ دوشادوش و برابرِ مرد و زن در تولید و برابری در مدیریت اقتصادی خانواده در جای جای فرهنگ و تاريخ گیلان موج می زند! زن و مادر در فرهنگ گیلان قدیسه ایست بی همتا و مرد گیلانی همواره به زن و جایگاه انسانی والایش ، انسانی نگریسته و به زن […]
  به نام خدا بهار آمد شروع فصل نو شد بهار آمد شروع زندگی شد عطر گل های بهاری گل سنبل، بنفشه، ارغوانی نوای بلبلان در باغ و بستان شده دلها بهاری و گلستان بهار آمد دل پیرم جوان شد دلم از غنچه واشد دلم غرق دعا شد بهار آمد زمان غصه ها نیست بهار […]
  بالاخره تصمیمم را گرفتم،یک چیزهایی شنیده بودم که اکر بتوانم خودم را تا بندر عباس برسانم حتماً یک کاری پیدا خواهد شد. دیگر تاب ماندن در محل را نداشتم ، به نانوا و بقال و چند نفر دیگر بدهکار بودم و روی روبرو شدن با آنها را نداشتم و از طرف دیگ دیدن بچه […]
  قبل نشستن دختری پرسید آیا یک گوشی همراه آن دور برها ندیده و او بعد اینکه سری از روی تاسف تکان داد از زن اجازه گرفت که روی صندلی کنارش بنشیند. تا آنجا که می‌دید همه صندلی‌های پارک اشغال بود و پایش دیگر در اختیارش نبود تا بیشتر راه برود. زن با مهربانی به […]
    من از باران این شهر نفرت دارم.تا اندازه ای که وقتی می بارد دلم می خواهد زانو بزنم و التماس کنان بگویم بس است ،نبار…… تمام شب را بیدار بودم ، نماز را که در ایوان خواندم همانجا روی سجاده نشستم و به باران که به شدت درحال باریدن بود نگاه می کردم.دیشب […]
  در شب های خوشبختی تو سهم من تنهایی است در دل من اما فقط آرزوی توست  تولدت مبارک . . . ♥♥♥♥♥ همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان فقط ساده […]
  تسلیت واژه کوچکیست در برابر غم بزرگ شما از خداوند صبر برای شما و خانواده محترم خواهانم امیدوارم که غم آخر زندگیتان باشد * * * * * اندوه ما در غم از دست دادن ان عزیز بزرگوار در واژه ها نمیگنجد تنها میتوانیم از خداوند برایتان صبری عظیم و برای آن مرحوم روحی شاد و […]
غم‌نامه ناو سلطنتی ایران در دریای خزر جعفر سپهری مدرس دانشگاه جامع‌علمی‌کاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی ایران ناو سلطنتی شیروخورشید ایران، تنها کشتی جنگی ایران در دوران قاجار در دریای خزر بود که در زمان ناصرالدین‌شاه از روس‌ها خریداری شده بود. این کشتی توپ‌دار در بندرگاه انزلی آشیان داشت. ناصرالدین‌شاه در سفر خود به پهنه […]
  دریابانوی ایرانی (اسپهبد شیرین) جعفر سپهری مدرس دانشگاه جامع‌علمی‌کاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی ایران کرانه‌های جنوبی دریای مازندران از دیرباز یک از کهن‌ترین زیستگاه‌های بشری بوده است. غارهای هوتو، کمربند و گمیشان در نزدیکی بهشهر، و غار کلک‌چال (خانه دیو سپید) در نزدیکی آمل از نخستین زیستن‌گاه‌های بشری در جهان بودند. سایت باستانی گوهر […]
  کلاس پنجم دبیرستان و یا متوسطه درس می خواندم. گویا 18 سالم بود. سال تحصیلی تمام شده بود و ما در تعطیلات تابستانی بسر می بردیم. تابستان لنگرود چون گرم و طاقت فرسا بود، ما جوانان همسن و سال و بعضن بزرگتر یا کوچکتر به چمخاله می رفتیم تا روزهای تعطیلی مان را پر […]
  عکس تزئینی میباشد (برگرفته از داستان واقعی زندگی رخساره) در راه باریکه که دو طرفش را انبوه درختان ،علفهاو بوته های تمشک پو شانده بود و به شالیزارهای وسیع می رسید آهسته قدم می زد ولای بوته ها دنبال تمشک میگشت .دامن بلندش به روی زمین کشیده می شد.. ،هر قدمی که بر می داشت […]
  توهم های تکراری، عزاداری، عزاداری عزای زنده بودن های توخالی چه مرگت شد؟ چگونه؟ با چه جرات؟ به دنیای مخدر روز شد سالی؟ همه پرپر، همه خاکستری، ای وای، رنگی نیست در این آتش نشد رحمی به گل های سفید و قرمز قالی به گور لحظه های نشئگی هایت، بیا با من رها شو […]
باران به شدت می بارید،تقریباً چهارروزی بود که هوا یک سره ابری بود و باران هم به تناوب می بارید گاهی آرام و گاهی تند و شدید.با اینکه هوا سرد بود اما کمی روی ایوان دراز کشیدم و به زمزمه باران گوش میدادم که خوابم برد صدای ساجدین را شنیدم که می خواند سپیده دم […]
 از ترس کلافه شده بودم ،مطمئن بودم سراغم خواهند آمد و این طول کشیدن آمدنشان بیشتر عصبی ام کرده بود. به رضا گفتم به حاج کریم بگو بره با حاجی صحبت کنه شاید بتونن راه حلی پیدا کنند ،رضا گفت حاجی اصلاً با من مخالفه.بالاخره آمدند داماد دومی حاجی با برادر کوچکه افسانه ،حسن می […]
اشعار زیر از سرودهای خانم منیر فحیانی میباشد که برای ما ارسال نموده امیدوارم که از خواندن اشعار لذت برده باشید    شعر شماره (1)     فضای ذهن من از طعنۀ شما سرد است                                                                          تبی که جان مرا کرده مبتلا، سرد است          شکسته های دلم سوز می کشد در دل                                                                           تمام جان و […]
  زمزمه جابجایی (قسمت 19) از اوایل آبان زمزمه جابجایی لشکر ما و تحویل منظقه به لشکر 77خراسان به گوش میرسید. در این مدت اتفاقاتی برای دوستانم افتاد که برخی از آنها به شرح زیر است. سرباز علی که از دوستان زمان آموزشی من و هوشنگ و اهل شفت بود در دسته شناسایی با ترکش […]
  کانال (قسمت 18) .. بعد از اتمام ماموریت در دره سبز و رفتن به مرخصی، اوایل آبان سال 60به روستای شعیبیه ، همان موقعیتی که قبلاً دو هفته در آنجاانجام وظیفه کرده بودم مامور شدم ولی تفاوتش با دفعه قبل در دو چیز بود. در دفعه اول گروهان پرویز مسئولیت نگهداری خط را بر […]
آرشیو مطالب
گالری تصاویر
جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.
مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید