نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲ شهریور ۱۳۹۶
بازدید امروز : 1645
بازدید دیروز : 3642
تعداد نظرات : 3364
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1786
کل بازدیدها : 9415562
خروجی فید امروز : 36
ورودی گوگل امروز : 32
افراد آنلاین :8 نفر

 

وضعیت جغرافیایی:

این روستا در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال – آبکنار و در طول جغرافیایی 49 درجه و 17 دقیقه و عرض جغرافیایی 37 درجه و 29 دقیقه واقع  و دارای نسق 116 ساله « تا سال 1363 شمسی » و از نظر ثبتی شماره سنگ 4 میباشد. و تا انزلی 32 کیلوتر  از راه  زمینی فاصله دارد . و محدود است از شمال به مرداب و از جنوب به « جیر سر » بهمبر و از غرب به روستای کرکان و از شرق به روستای معاف .

وجه تسمیه:

میگویند «خمیر» بمعنی سفالگر میباشد و خمیران جمع سفالگران است و از آن جهت باین روستا اطلاق میشود که اهالی آن از گذشته های دور بامر سفالگری اشتغال داشته اند و بعضی از پیر مردان محل میگویند « شنیده اند  . سید شرفشاه در حین عبور از خمیران  چون شغل عمده  اهالی محل را خم سازی تشخیص میدهند . نام روستا را خمیران میگذارد» که با توجه به تاریخ وفات سید شرفشاه بنظر نمیرسد این روستا قدمت آنجنانی داشته که بزمان سید شرفشاه برسد . و آقای غفار بی طمع 86 ساله اظهار میدارد « چون اهالی خمسازی میکردند نام محل را خمیران گذارده اند ».

درباره واژه « خمیر » یا « خمیران » از لحاظ ریشه یابی در لغت نامه دهخدا مطلب جدیدی بدست نیامده و از خمیران بنقل از فرهنگ جغرافیای ایران جلد 2 می نویسد ( خمیران دهی است از توابع انزلی – دهی است از شفت فومن – دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد اصفهان ).

سابقه تاریخی:

در حال حاظر بنا یا آثاری که بتواند قدمت محل را دقیقا معلوم نماید بدست نیامده است . آقای اباذر غلامی اظهار میدارد:

( در سال 1321 یک کوزه سفالی حاوی تعدادی سکه وسیله پدرم علی غلامی خمیران در روستای خمیران و در محل خانه فعلی آقای عبدالوهاب نیک بخش پیدا شده که تنها یکی از سکه ها  باقیمانده که متاسفانه تاریخی بر آن مشاهده نمیشود و یا نوشته روی آن قابل خواندن نیست ولی عکس نقش بسته بروی سکه چنین مینماید که یکی از پادشاهان ساسانی باشد « که نگارنده نیز مشاهده این سکه باندازه یک دوریالی است چنین عکسی را بر آن دیده است و نوشته ای همچون نوشته اوستایی بر آن حک شده است – ن » و اما تا حدود سال 1354 شمسی دو عدد از همان سکه های بدست آمده در همان کوزه سفالی نزد پدرم بوده که تاریخ ضرب آن 1130 هجری قمری و مربوط به شاه سلطان حسین بوده است . با اینکه کشف یک دفینه نمی تواند قدمت محل را  تعیین نماید فاصله بین دو سکه نیز چندان عجیب نمی تواند باشد).

آقای سعدالله هوشمند خمیران و آقای اباذر غلامی از پیر مردان محل خصوصا آقای غفار بی طمع نقل مینمایند که :

( وجود گورستانی قدیمی در یک کیلومتری جنوب خمیران در مرز بین روستای معاف و خمیران می تواند قدمت محل را بیش از 150 سال نشان دهد زیرا پیر مردان کنونی حتی از پدرانشان نیز نشنیده اند که در آن گورستان مرده ای دفن نمایند ولی تلاش بی ثمر جویندگان گنج در آن گورستان . باعث بیرون آوردن اسکلتهای انسانهائی با قامتی بلندتر از مردم حالیه گردیدند .علاوه بر این وجود آثاری از قلعه ای منهدم شده در 500 متری شمال غربی خمیران در کنار جاده آسفالته آبکنار – کپورچال  بیش از 200 سال قدمت را برای روستای خمیران تعیین میکند).

آقای اباذر غلامی اظهار میدارد :

( قلعه باغ یا « قالا باغ » یا « قالا » آثار قلعه منهدم شده ای که تا 30 سال پیش «1338 شمسی » جنگلی پوشیده از درختان جنگلی بود که در حال حاضر باغ توت می باشد . آثار اصلی قلعه در باغ توت  پدرم قراردارد که شامل خندقی به عمق 6 و عرض  8 متر می باشد. این خندق در زمینی بوسعت دو کیلومتر مربع قرار دارد . این قلعه بنظر میرسد همان قلعه ای باشد که رابینو در ص 536 ولایات دارالمرز گیلان از آن بنام « کاترینوپل » واقع در ساحل غربی مرداب که وسیله روسها ساختند یاد کرده و اضافه کرده که بدون شک همان است که  « کوک » ویرانه های آنرا در سال 1746 میلادی « 1125 شمسی – ن » نزدیک گوراب گسکر دیده است ).

نامبرده اضافه مینماید که :

( زمانیکه محل این قلعه باغ توتونکاری بود در سالهای 1346 و 1347 شمسی حین کار در آنجا به یک انبر ذغال گیر و یک گل سینه که هر دو برنجی بوده است برخورد نموده که انبردسته ای قیچی مانند داشت و طول آن حدود 30 سانتیمتر بوده است گل سینه هم به یک جفت کفش پاشنه بلند  چسبیده بوده که 5/2 * 2 سانتیمتر طول و عرض داشت که ساخت گل سینه و انبر غیر از ساخته های ایرانیها بوده و کفش نیز خارجی بوده است ).

« مگلونوف » که در سال 1860 میلادی « 1239 شمسی – ن » از انزلی و سواحل دریای خزر دیدن کرده می نویسد :

( جنارال مایور « لواشیف » در گیلان ماند و پس از رفتن  « سوی نالف » در ژوئن 1725 میلادی « 1104 شمسی – ن » در غرب انزلی قلعه « اکاترین پل » نام بنا نهادند ولی چندی بر نیامده که خراب شد).

درباره قشون کشی روسها در آن سال و شکست مفاضحانه ای که خوردند در جلد سوم تاریخ انزلی مشروحا اشاره شده است و آقای طیب شفق یکی از پیرترین مردان آبکنار چنین قلعه ای را در آن ناحیه تائید کرده است حال اگر وجود این قلعه ثابت گردد قدمت روستای خمیران را میتوان بیش از 264 سال دانست زیرا احتمالا قبل از احداث قلعه در روستای خمیران اشخاصی  ساکن بوده اند .

مگلونوف در سال 1860 میلادی 1239 شمسی از خمیران جزو دهات متعلقه گیل گسکر منسوب به طالش یاد نموده است .

رابینو در سال 1911 میلادی 1290 شمسی خمیران را از دهکده های  آبکنار  با مالیات 88/2596 قران نوشته است .

آقای احمد محمدی معاف کارمند بازنشسته دادگستری که دارای اطلاعات محلی است اظهار میدارد که ( خمیران بالای 200 سال قدمت دارد ) و آقای قاسم محسنی بازنشته آموزش و پرورش و از خانواده های اولیه روستای شیلسر که دارای اطلاعات وسیع محلی است میگوید:

(تا آنجا که میداند خمیران بعد از آبکنار دارای قدمت بیشتری نسبت به روستاهای تابعه انزلی میباشد).

خانواده های اولیه و قدیمی:

آقای اباذر غلامی و آقای سعدالله هوشمند با استفاده از اطلاعات پیر مردان از جمله آقای غفار بی طمع چنین اظهار میدارند.

(احتمالا ساکنان اولیه خمیران را باید از گسکر آمده باشند . چون ارتباط فامیلی هم اکنون نیز بین روستای لارسر و خمیران وجود دارد و رئیس اولین خانواده « قلی » نام داشت . پس از قلی ؛ علی کرم و پس از او خیری وارد خمیران گردید  ولی آقای غفار بی طمع میگوید « قلی اصلا در خمیران بوده است » که فرزندان او بشرح زیر می باشد.

قلی دارای دو پسر بنامهای نوری و شهسوار بوده است .

نوری : دارای یک پسر بنام مشهدی نظر که همسرش از اهالی لارسر بوده است – مشهدی نظر دارای دو پسر بنامهای ابراهیم و علی اکبر – ابراهیم دارای سه پسر بنامهای محمد ؛ محمود و غفار بی طمع  که غفار بی طمع حدود 86 ساله می باشد.

شهسوار: دارای یک پسر بنام کربلائی شفقت و کربلائی شفقت دارای یک پسر بنام خیر الله طالبی و نامبرده دارای یک پسر بنام اسلام طالبی حقیقی که متولد 1315 می باشد.

آقای حاج نصرت ظفر 84 ساله اظهار میدارد :

( اجدادش نیز از اولین کسانی بودند که به خمیران وارد شده اند که قبل از پدر بزرگ خودش را نمی شناسد) و اجدادش را اینگونه معرفی کرده است:

( مرحوم هادی « پدر بزرگش » دارای دو پسر بنامهای میرزا مهدی – محمد که میرزا مهدی دارای سه پسر بنامهای نصرت ظفر –  قدرت ظفر – هادی ظفر  و محمد دارای یک پسر بمام نعمت فلاح داشته که نامبرده بنامهای رسول فلاح و محمد فلاح داشته است ).

و از خانواده های قدیمی خمیران:

  مرحوم سلطان محمود : که دارای سه پسر عزیز سلطانی – محمد سلطانی و علی محمد خاکسار بوده است .

مرحوم میرزامهدی معروف به بلوکباشی = دارای دو پسر بنامهای مرحوم حسین جهانی – حسن جهانی .

مرحوم سیف الله = دارای یک پسر بنامهای عزیز سیفی و نامبرده دارای دو پسر بنامهای عین الله سیفی – سیف الله سیفی .

مرحوم کربلائی جواد= دارای دو پسر بنامهای مرحوم تراب ملکی – ابوطالب ملکی.

ضمنا خانواده شاکری :از مرحوم میرزا حسین قلی – خانواده  نوری از مرحوم شیخ محمد نوری – خانواده قدیری از مرحوم میرزا قدیر –  خانواده خمساز از مرحوم میرزا ابراهیم خمساز – خانواده امیدوار از مرحوم امید علی امیدوار میباشند .

مرحوم سلطان محمود و میرزا مهدی بلوکباشی – مرحوم سید یحیی معافی و عزیز سلطانی از کدخدایان معروف خمیران بودند.

جمعیت روستای خمیران برابر سرشماری رسمی:

در سال   1335 شمسی   685 نفر   326 نفر مرد 359 نفر زن

در سال   1345 شمسی   640 نفر    297 نفر مرد 343 زن  در 162 خانوار

در سال 1355 شمسی      551 نفر 261 مرد 290 زن  در 109 خانوار

در سال 1365 شمسی     534 نفر در 108 خانوار با 446 نفر با سواد

بطوریکه  ملاحضه میشود بجای اینکه جمعیت روستا رو بفزونی بگذارد در هر دهه رو بکاهش گذارده است – و از طرفی اگر جمعیت کمتر از شش سال را کم کنیم می بینیم این روستا در حدود 100% باسواد هستند.

کشاورزی:

طبق آمار رسمی سال 1366 شمسی اداره کشاورزی که از طریق آگاهان محلی بدست آورده است:

(وسعت کل روستا 3 کیلومتر مربع – برنجکاری 155 هکتار – صیفی کاری 25 هکتار – توتونکاری 25 هکتار – سبزی کاری 2 هکتار – حبوبات 3 هکتار – باغ میوه 5 هکتار – گاو نر و ماده 255 راس – گوساله 120 راس – اسب 50 راس – طیور 2100 قطعه – تیلر 19 دستگاه – پمپ آب 109 دستگاه – خرمنکوب 11 دستگاه ).

خمیران رودخانه عمده و پر آبی ندارد. همه رودخانه های آن در تابستان تقریبا خشک میشود – رودخانه های فعلی عبارتند از ترک رود منشعب از رودخانه خوشابر منتهی به مرداب – ویشا روبار از آبهای جنگلی سرچشمه گرفته و به مرداب میریزد- کوچی خاله منشعب ازویشا روبار منتهی به همان ویشا روبار – کمال داغان متشکل از آبهای جنگلی منتهی به « سل بجار» متعلق به مزرعه ملامحسن موسوم به « ملامحسن سل » – کوچار که ,  متشکل از آبهای جنگلی منتهی به ملاحسن سل  . در مسیر کوچار که « آب پادنگ » آسیاب آبی میر فتاح دایر بوده است میرسید.

طبق آمار اداره نوغان در سال 1367  شمسی در این روستا 51 نفر کشاورز 197 جعبه نوغان مصرف کرده است « 5910 کیلو پیله تولید کرده اند – ن».

متفرقه:

مدارس : بنا باظهار آقای حاج نصرت ظفر و آقای غفار بی طمع بیش از 75 سال پیش مکتب خانه ای وسیله مرحوم میرزا کلوری  از اهالی کلور خلخال  در خمیران دایر گردید آقای حاج نصرت طفر اظهار میدارد که :  ادامه دارد……………..

 

 

منبع : کتاب تاریخچه بندرانزلی جلد اول صفحات 829 الی 845  نوشته عزیز طویلی

تذکر: « کلیه حقوق و مطالب این مطلب محفوظ بوده هر گونه کپی برداری نیاز به مجوز کتبی از نویسنده کتاب تاریخچه بندرانزلی جناب آقای عزیز طویلی میباشد . »

آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • فريدون گفته: ۱۴:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸

    با سلام مجدد وعرض ارادت
    از لطف شما ممنونم که يادآوري گذشته خميران بودويک حس زيبا ونوستالزيکي به بنده دست داد ولي با همه احترامي که براي بزرگاني چون آقاي هوشمند وغلامي دارم ذکر چند نکته در ادامه فرمايشات آنان به نظرم مفيد خواهد بود :
    با اطلاعات ناقصي که بنده دارم خانواده مرحوم گل آقا شفق واجداد شان از ليست خانواده هاي قديمي جامانده است به حدي که به اعتبارصحبت اهالي قدمت آقاي شفق يا شفقتي بيشتر از آقاي غفار بيطمع مي باشد
    مورد بعدي وجه تسميه خميران است . تا آنجا اطلاعات وخاطرات اهالي ياري مي کند ساختن خم وتنور ( خمسازي) منحصر به چند خانواده بيشتر نبوده است ووجه تسميه خميران ( خم +ايران) مي تواند قدمت خانواده هاي ديگر مانند خمساز که بعضي به محمودي تغيير يافت را نشان دهد.
    به هرحال ممنون از همت بلندتان. يا حق

    • مدیر سایت گفته: ۲۱:۴۳ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۸

      برادر بزرگوار همشهری عزیز جناب آقای خمساز :
      بنده تاریخچه خمیران را دقیقا از روی کتاب تاریخچه بندرانزلی نوشته برادر بزرگوار عزیز طویلی نوشتم شاید زمانی که ایشان در روستای شما در مورد خانواده های قدیمی تحقیق میکردند مردم اسمی از خانواده شفق یا شفقتی (گل آقا ) یاد نکردند نمیدانم چرا پسران ایشان محمد شفق و ساسان شفق و… نیز در این مورد چیزی اعلام نکردند با وجود اینکه بیشترین روزهای سال را در کرکان بسر میبرند ولی از ایشان حرفی در این مورد نشنیده ام) و از یادآوری شما در این زمینه بسیار سپاسگزارم در مورد وجه تسمیه خمیران نیز دقیقا مثل مورد قبلی از کتاب تاریخچه بندرانزلی میباشد از اینکه مطالب جدیدی از روستای خمیران را بیان فرمودید متشکرم چنانچه مطلب یا عکسی از روستای خمیران یا روستاهای همجوار دارید برایمان ارسال کنید تا در سایت برای استفاده عموم قرار دهیم موفق باشید برادر کوچک شما مدیر سایت کرکان از روستای کرکان بندرانزلی

  • سامان گفته: ۱۵:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۰

    با سلام
    به نظر اینجانب یکی از دلایل اسم نبردن از آقایان مورد نظر این است که متاسفانه در سالیان گذشته و اخیر فقط به فکر منافع خود و تصرف املاک و زمینها و … بوده و کوچکترین اقدام مثبتی در راستای پیشرفت روستای خود از آنها دیده نشده است و این ناشی از فقر مفرط فرهنگی میباشد.
    و با تشکر از شما جهت کار ارزشمندتان

  • سروش گفته: ۱۷:۰۵ - ۱۳۹۴/۰۵/۲۱

    با سلام حالا چه اصراری به اثبات قدیمی بودن یا قدیمی نبودن هست برای من مهم اینه که پدر بزرگم خمیرانی بوده

  • سروش گفته: ۰۹:۰۲ - ۱۳۹۴/۰۵/۲۴

    سلام به همه دوستان و آشنایانی که اصالت خودشونو از یاد نمیبرن و جهت زنده نگه داشتن نام زادگاه خودشون یا زادگاه پدر و اجدادشون از هیچ کوششی دریغ نمیکنن . امیرخان لطفی و خانم فلاح و آقای فرحبخش که به نوعی نسبت خویشاوندی نیز با ایشان دارم و خانم بهاری و همه عزیزان خوش ذوق روستاهای چهار فریضه . بسیار خوشحال و مسرورم از اینکه منو پذیرفتید .
    ذکر خاطره ای خالی از لطف نیست :
    من متولد سال ۵۲ هستم یادش بخیر دهه ۶۰ دهه ای بود که روستاهای ما درش شور و شوق موج میزد و علی الخصوص زمینهای فوتبال روستاها بهیچ وجه خالی نمیشد یادمه که تیم فوتبال کرکان تنها تیمی بود که رکورد مسابقه فوتبال رو باهاش شکستیم چون نزدیک بود و پیاده میشد رفت و میشد توو راه رفت و برگشت به باغهای هندوانه دستبرد زد که امیدوارم صاحبان باغها مارو بببخشند جنگهای معروف به پارتیزانی با تمام خطراتی که داشت و شکمها پاره شد و سرهایی که شکست بسیار برای ما حتی بزرگترهای خمیران جذاب شده بود. جنگها به این ترتیب بود که بچه های یک محل با بچه های محل دیگه با شمشیر و نیزه و چاقوهای چوبی و تیر و کمان با هم میجنگیدیم که اطمینان دارم همسنهای من یا دوستانیکه کمی بالا تر یا پایین تر از سن من هستند و دارن این خاطره رو میخونن رفتن توو دوران کودکی ویه حس خوب بهشون دست داده ببخشید که طولانی شد .
    و بالاخره شعری از خودم :
    گیلان امه شین چه خرم و چه با صفایه ا جنگل و باران همه نعمت خدایه وقتیکه واره جه آسمان شرشر باران ایوان بینیشی گوش بکنی سیمکا صدایه خوردن داره ا ترش تره ماهی شور امره یا که بخوری اشبل و ا سرد پلایه وقتی نیشینی کومه میان درون مرداب فاندی بخدا هیچکسا تی بینیشته جایه تی اسم قشنگه بمیرم جانه خمیران دور از تو بیبه هرچی غم و هرچی بلایه

  • سروش گفته: ۱۰:۵۳ - ۱۳۹۴/۰۶/۱۸

    گویا ازین سایت کسی بازدید نمیکنه ! از نسل جدید بعیده که انقدر با فضای مجازی بیگانه هستند !!!!

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید