نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۷ آبان ۱۳۹۶
بازدید امروز : 882
بازدید دیروز : 3764
تعداد نظرات : 3397
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1792
کل بازدیدها : 9754081
خروجی فید امروز : 20
ورودی گوگل امروز : 18
افراد آنلاین :11 نفر

 

 

منطقه ی سرسبز گیلان دارای شهرها و مناطق سر سبز زیادی است که یکی از آنها منطقه سر سبز چاف است. این منطقه با اینکه از قدمت تاریخی طولانی برخوردار نیست ولی به سرعت پیشرفت نموده و امروزه حدود 5000 خانوار در این مناطق زندگی می کنند . به علت وجود روستاهای همجوار و مرکزیت یافتن منطقه چاف ، مردم دارای درآمد تقریبا” بالایی هستند و سطح زندگی آنها نسبت به اطراف در حد بالاتری قرار دارد. از نظر فرهنگی و اجتماعی نیز مردم در سطح قابل قبولی هستند . در گذشته وحدت و همبستگی در کارهای اجتماعی و اقتصادی عام المنفعه بسیار زیاد بوده است که امروزه به دلیل بی عرضگی مسئولین منطقه کمتر می باشد .

این منطقه در کنار دریای خزر و در نزدیکی شهرستان لنگرود  قرار دارد. فاصله ی آن با شهرستان لنگرود حدود 20 کیلومتر می باشد. منطقه سر سبز چاف از سمت شمال به دریا و از طرف جنوب به بالا چاف و از شرق به روستای رادار کومه و از غرب به روستای تازه آباد منتهی می شود. 

  مزار امام زاده آقا سید یحیی بحر العلوم از نوادگان موسی بن جعفر  در این منطقه واقع گردیده است . این بقعه برای مردم دارای احترام زیادی است و مردم با نذورات و دعاها، بسیاری از حاجات خود را رفع  می نمایند.

در گذشته منطقه سر سبز چاف جزوء شهرستان لاهیجان به شمار می رفته که اکنون با نام ” چاف و چمخاله ” جزوء شهرهای لنگرود به شمار می رود .

 به گفته بزرگان محل اجداد اولیه منطقه چاف مهاجرانی از منطقه آبکنار واقع در شهرستان بندر انزلی بوده اند . 

 قدمت تاریخی این منطقه سر سبز حدود دو قرن است و علت نام گذاری آن به ” چاف ”  به طور دقیق مشخص نیست .

 زبان مردم گیلکی است که با زبان بیشتر مردم در شرق گیلان تفاوت دارد و بیشتر شبیه زبان مردم آبکنار است. 

 منطقه سر سبز چاف برای روستاهای اطراف حالت مرکزیت دارد  . روستاهایی همانند تازه آباد ، بالا چاف ، رادار کومه و چمخاله .

 در زمان های گذشته این منطقه کاملاً پوشیده از جنگل بوده است . چنانکه پیران محل اذعان می دارند که چند خانه بیشتر در اینجا نبوده و همه جا را جنگل پوشانده بود و عبور از جنگل برای یک نفرِ تنها ترسناک بوده است ولی با گذشت زمان و تلاش انسان برای درآمد بیشتر، جنگل و درختان رو به نابودی گذاشت و امروزه در این منطقه جنگلی وجود ندارد . به جای جنگل مزارع کشاورزی جایگزین شد . این مزارع قبلاً بیشتر برای کشت کنف و سپس بعدها برای کشت برنج استفاده می شد .

 با توجه به مطلب فوق الذکر باید گفت شغل اصلی مردم در این منطقه برنج کاری است و شالیزارها در خارج از  منطقه قرار داشته است . یعنی منطقه از نوع مجتمع با جمعیت تقریبا” متمرکز است.

 کشاورزان با پاشیدن جو در خزانه ( تیم بیجار) کار برنج کاری را آغاز می کنند و سپس سبزه ی جو را کنده و در مزارع نشاء می کنند . در این موقع مزارع زیبایی خاص دارند و چشم هر بیننده را به خود جلب می کند.   وجین مرحله بعد کار کشاورزی است و سپس به انتظار می نشینند تا مردادماه که برنج را درو  کنند و به خانه ببرند و پس از مدتی تبدیل به برنج سفید کنند و حاصل زحمات خود را به صورت طلای سفید   ( برنج ) ببینند.

 در روزگار قدیم که مو تورهای آبکشی جهت رساندن آب به مزارع نبود مردم با وسایل ساده ای که خود می ساختند به مزارع آب می رساندند. 

 انواع برنج هایی که در این منطقه به عمل می آید عبارتند از : موسی طارم، حسن سرا (صدری)، بی نام، خزری، هاشمی و اخیراً آمل، 1033، سنگ جو . در قدیم نیز انواع برنج: چمپا، حسنی، شای ریزی، شَل شَل، غریبه، بوبو کشت می شد.

این منطقه از نظر کشت، مرغوب ترین نوع برنج یعنی هاشمی و موسی طارم شهرت زیادی دارد. موسی طارم، گران ترین نوع برنج در ایران است .

 رابینو در کتاب خود می نویسد محصول این منطقه (لاهیجان) برنج، ابریشم، توتون و کنف است که در دهکده های ساحلی مانند کورانده ، حسن کیاده ، چاف و … به عمل می آید.

 در زمان های گذشته کنف نیز کشت می شد و طریقه کشت و بهره برداری آن به این صورت بوده که  بذر کنف را در زمین می پاشیدند و پس از سبز شدن علفهای هرز زمین را می کندند و وقتی کنف به حد کافی رشد می کرد آن را از ته (با فاصله چند سانتی متر از زمین) می بریدند و ساقه ها را جمع کرده و به دسته های کوچک درست کرده و به زیر آب فرو می بردند (رودخانه، مرداب) و چند روز ساقه ها زیر آب می ماند و زمانیکه ساقه به حد کافی آب جذب می کردو خود  را باز می نمود آنها را از آب بیرون آورده ساقه اصلی یعنی مغز ساقه را جدا کرده و دور  می ریختند ولی پوست آن را (که همان کنف بود) مورد استفاده قرار می دادند. امروزه کشت کنف در این منطقه و حتی روستاهای همجوار به کلی منسوخ شده است ولی در بعضی از نواحی اطراف لاهیجان و آستانه اشرفیه هنوز کشت می شود .

 پرورش کرم ابریشم یکی دیگر از طرق در‎آمد و فعالیتهای اقتصادی مردم منطقه به شمار می رفته است. معمولاً پرورش کرم ابریشم از اواسط بهار ( بیرون آمدن کرم از تخم) شروع و تا نیمه اول تیرماه ادامه داشت . کرمها که از تخم بیرون می آمدند   خیلی کوچک بوده توی جعبه های چوبی قرار داده می شدند . نوغان از ابتدا که به صورت پیله در می آمد چهار خواب ( به زبان محلی) داشتند  دو خواب اول در جعبه نگهداری می شد و سپس به تَلِمبار انتقال داده می شد و در آنجا بزرگ می شدند تا به صورت پیله در آیند .

مردم پیله را می فروختند ولی در زمان قبل تر  ، از پیله ابریشم بدست می آوردند. اما با ایجاد کارخانه ها و کارگاههای بزرگ از پیله ، ابریشم مرغوب بدست آورده می شد . 

 در سالهای نه چندان دور تر مردم مناطق چاف با استفاده از وسایلی که خود می ساختند ابریشم به دست می آوردند .  معمولاً کوره ای گٍلی درست می کردند و در درون آن آتش می افروختند در بالای کوره دهانه ای  به اندازه قرار گرفتن یک تشت درست می کردند و تشت را در روی دهانه قرار می دادند و در آن آب ریخته و آب نیز بر اثر آتش گرم می شد. پیله را در آب تشت می ریختند پیله در آب قرارمی گرفت آب در آن نفوذ می کرد و راحت نخ از پیله بدست می آمد بعد نخ ابریشم را به دوک بزرگ ابریشم ریسی که چهار پره داشت می بستند .

وقتی محور دوک می چرخید پره ها هم به چرخش در می آمدند و بنابراین نخ ابریشم روی پره ها جمع می شدند. دوک بزرگ ابریشم را مردم منطقه چَل می گویند. واحد اندازه گیری و توزین ابریشم در منطقه چاف  و مناطق اطراف در زمانهای بسیار دور  « مَن» بود که شش کیلو بود.

واحد کوچک تر از « مَن»، « گِروانکه» بود که هر 15 تا 16 گِروانکه یک « من » بود و معمولاً هر چهار « چَدوَر » یک گِروانکه بود و هر « چدور»  صد گرم بود. این اوزان و واحدها توسط دستگاه ساده ای به نام قَپّان اندازه گیری می شد. اگر هر چدور صد گرم و هر چهار چدور یک گِروانکه بود می بایست 15 گروانکه یک من باشد چون هر 15 گروانکه شش کیلو بود ولی غالباً قپانهای محلی دقیق نبود بجای 15 گروانکه 16 گروانکه در نظر می گرفتند تا دقیق تر باشد.

 یکی دیگر از راههای درآمد مردم منطقه ی ساحلی به خصوص چاف صید ماهی است. در اینجا تاریخچه صید ماهی در دریای خزر ذکر می گردد و سپس مسایل مربوط به صید ماهی در زمان فعلی ذکر می شود.

 « امتیاز صید ماهی در زمان میرزا آغاسی صدر اعظم محمد شاه قاجار به شخصی به نام عبدل از اتباع روسیه واگذار شد  با بهای سالانه 65000 ریال که این پیمان در سال 1269 در زمان امیرکبیر لغو شد. پس از آن امتیاز صید ماهی به شخصی به نام ابراهیم خان دریابیگی به مدت چهار سال واگذار شد ولی به علت تاخیر در پرداخت قسط، قرارداد لغو شد  و سپس امتیاز به لیانازوف روسی به مدت 27 سال و بعدها به پسرش و سپس به وانتسوف  روسی واگذار شد. در سال 1306 این قرارداد لغو و پیمان جدیدی بین ایران و شوروی برای ایجاد شرکتی به نام شرکت مختلط ایران و شوروی منعقد شد که بر اساس پیمان به مدت 25 سال  امتیاز صید به این شرکت واگذار شد. این پیمان در سال 12 بهمن 1331 به پایان رسید و از این تاریخ به بعد شرکت سهامی شیلات ایران عهده دار صید شد».

 در این دریا صد گونه ماهی وجود دارد که از 15 تا 20 نوع آن بهره برداری می شود. تعدادی از ماهیان از این قرارند: ماهی سفید، سوف، کفال، کپور، ماش، سیم، کلمه، اردک ماهی، کیلکا، شوک، ریزه کلی، شاه کلی،کلی سفید، سیاه کلی، ماهی ‎آزاد، ماهیان استروژن (خاویاری)، (که شامل اوزن برون، شیب ماهی، تاس ماهی، فیل ماهی می باشد) ، اَسلَک، زردپِر (بینو) .

علاوه بر ماهیان مذکور چند نوع آبزی دیگر وجود دارد که به عنوان خوراک استفاده نمی شود  مانند اسپیله و انواع کوچک و بزرگ آن، سگ آبی و … .

 صیدماهی در دریای خزر به ویژه در مناطق چاف و اطراف آن به سه صورت وجود دارد:

1)   توسط شیلات

2)    تعاونی های پره دار

3)   صید آزاد

 صید توسط شیلات و تعاونی های پره با نظم و برنامه است و قلمرو صید آنها محدود و مشخص است ولی صید آزاد با صید بی رویه نسل تعدادی از ماهیان را در خطر انقراض قرار می دهد  که یکی از مهمترین آنها ماهیان خاویاری می باشد.

 « واژه خاویار از لغت کاویاله    Caviala  است که به وسیله جهانگردان  یونانی و ایتالیایی به قاره ی آسیا آمده است و منظور از آن اَشپِل نمک سود شده ماهیان بوده است .   

  تهیه خاویار از زمان ابراهیم خان دریابیگی در کنار دریای خزر رایج شد و امروزه یکی از اقلام صادراتی ایران به شمار می آید و درآمد زیادی برای دولت دارد ولی متأسفانه  صید آزاد  با گذاشتن انواع دام در عمق آبهای دریا ، ماهیان خاویار (کوچک و بزرگ) را صید می کند و خاویار را به قاچاقچیان می فروشد و آنان نیز خاویار را در قوطی هایی با روش مخصوص آماده می کنند و از طریق مرزهای آبی جنوب و غرب کشور به خارج قاچاق کرده و با قیمت بالا فروخته و به کشور بازمی گردند . در این مورد متأسفانه تلاش شایسته ای صورت نگرفته است و عده ای بدون زحمت (قاچاقچیان) ثروتهای کلان بدست آورده و اکثر آنها به علت باد آورده بودن ثروت، به راههای انحراف کشیده شده و علاوه بر خود عده ای دیگر را با خود به انحراف می کشانند و به فساد جامعه می افزایند .

 مردم نواحی چاف و روستاهای مجاور در فصل پاییز (اواخر پاییز) و زمستان به صید مرغان هوایی می پردازند. دامها را به وسیله ی چوب بلند در هوا قرار می دهند و انواع پرندگان را صید می کنند. مردم با پاشیدن دانه و خوراک، مرغان را جذب نموده و پس از چند شب آنها را صید می کنند در روستاهای مجاور گاه در یک شب یک گروه از چند نفری 300 تا 400 مرغابی و پرندگان دیگر را صید می کنند و این راه درآمد دیگری برای مردم منطقه است.

 همانطور که ذکرگردید در این منطقه قبلاً پوشیده از انواع درختان و دارای جنگل وسیعی بود و همه جا پوشیده از سبزه و درخت بود ولی مردم جنگل را تبدیل به مزارع و شالیزار کردند. بعد از انقلاب اسلامی جنگل هایی نیز وجود داشت که تقسیم اراضی شد( هیئت هفت نفره)  و تمام جنگل از بین رفت و هم اکنون جنگلی در مناطق چاف وجود ندارد . علاوه بر آن پیشروی آب دریا عامل دیگری شد برای ازبین رفتن جنگل و مقدار اندک درختان انار وحشی و توسکا، پلت و … را ازبین برد. در هر صورت باید در این جا متذکر شد با همه ی این مطالب هنوز آثاری از سرسبزی در منطقه وجود دارد . به علت وجود رطوبت و دمای کافی منطقه دارای انواع درخت و گیاه می باشدکه ذکر می گردد .

 انواع درخت: تبریزی، صنوبر، وی، لی، له لیک دار ، توسکا، انار وحشی، ازگیل وحشی و … . از گیاهان: سگ واش، چیگ واش ، ترش واش ، چو چاق ، کوت کوته ( این گیاه در گذشته وجود داشت ولی اکنون گونه های آن از بین رفته است ) اَشکنه و … . موارد مذکور درختان و گیاهان منطقه  می باشد . در این قسمت باید یادآور شد که چند سالی است که درختان « لی» در حال خشک شدن است ولی علت آن مشخص نیست.

 در روزگاران قدیم مردم با استفاده از چوب و گِل و کاه خانه های خود را می ساختند. در پوشش سقف خانه ها از گالی استفاده می کردند چنانکه رابینو می نویسد که مساکن مردم گالی پوش است. در پاورقی کتاب مذکور آمده است که گالی از ساقه برنج گرفته می شود و به آن کولو ش می گویند. باید گفت گالی با کولوش فرق دارد. معنی را که مترجم از کولوش کرده درست است  ولی برای گالی این تعریف درست نیست بلکه گالی یک نوع گیاه است و آنرا پس از بریدن خشک کرده و سپس جمع کرده و به دسته های کوچک می بندند و سپس با روش خاصی در لابلای چوب های سقف خانه قرار می دهند تا خانه را بپوشانند . ولی امروزه خانه ها از سنگ و بلوک و آجر و سیمان ساخته شده است و در سقف خانه ها از حلب، سفال و ایرانیت استفاده می کنند .

 

منبع:chafnet.blogfa.com

بازدید:3,926بار , ارسال شده در : ۴ام دی, ۱۳۸۹; ساعت : ۷:۰۸ ق.ظ
تعداد نظرات : ۰
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.
مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان

شماره تلفن تلگرام :0016624759892
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید