نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۵ آذر ۱۳۹۳
بازدید امروز : 609
بازدید دیروز : 3493
تعداد نظرات : 2518
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1504
کل بازدیدها : 5670158
خروجی فید امروز : 23
ورودی گوگل امروز : 108
افراد آنلاین :9 نفر

دوستم رضا اشکوری در مقاله مانديم و خواهيم ماند نوشتند: ” در زير فشار منگنه های غريبه و “خودی” به عنوان يک فرد ايرانی خيلی تنهاييم”. آری, تنهاييم , و اين تنهايی درست در زمانه ای که بيش از هر وقت ديگر ميهن مان به همدلی, همبستگی و اتحاد تک تک ايرانيان ميهن دوست و آزادی خواه احتياج دارد قبل از آنکه تقصير ديگران باشد گناه خودمان هست. ما هنوز حکايت سوسکها , “نمنه” و اعتراض هم وطنان آذربايجانی مان را نفهميديم و يا خود را به کوچه علی چپ می زنيم . باورم اين است و قلبم اين را می گويد که مانا نيستانی قصد هيچ توهينی به هم وطنان آدربايجانی را نداشت. اما بغض جمع شده ی سالها توهين و تحقير برای انفجار به چيزی بيش از “نمنه” احتياج نداشت. آيا ما می توانيم به عنوان ايرانی اما با ريشه های قومی متفاوت آذربايجانی, فارس, شمالی, کرد برای دفاع از ميهنمان از شر تجاوزات بيگانه و ستمگری مستبدان وطنی در يک سنگر برزميمم؟ آيا امکان اينکه به جای شليک به سوی دشمن, اول بخاطر حساب های تصفيه نشده ای که با همديگر داريم, با قنداق تفنگ بر سينه همديگر بکوبيم وجود ندارد؟
اين چه بيماری عجيبی است که ما بايد هميشه درک عوضی از مفاهيم داشته باشيم؟ آزادی بيان و عقيده کجا و توهين به رشتی و ترک و… کجا؟ بستگان يکی از دوستانم پس از چند سال دوری از ميهن به ايران آمده بود, از سوئد, ماجرايی را تعريف ميکرد که فکر می کنم کم و بيش برای تمام کشورهای متمدن صادق باشد, می گفت در اين چند سال در آن کشور چند وزير و يا ليدر احزاب پارلمانی بخاطر مسائلی که برای ما بسيار جزيی می نمايد, چون نپرداختن به موقع جريمه پارک کردن غير مجاز يا جلو انداختن نوبت خود برای گرفتن آپارتمان مجبور به ترک پست خود شدند, هرکس در هر موقعيت اجتماعی می تواند از هرکس در هر موقعيت اجتماعی يا سياسی انتقاد کرده و انحرافهای يشان را از نرم هايی که وجود دارد افشا نمايد و يا درباره هر شخص, دسته, قوم و کشور جوک و طنز (نه توهين) ساخته و از طريق راديو, تلويزيون, روزنامه يا سخنرانی به اطلاع ديگران برساند. اما در همين کشور توهين به شخص , گروه و ملتهای ديگر جرم محسوب می شود. آزادی بی حد و حصر بيان عقيده و در عين حال ممنوعيت توهين.
ساختن جوک های مستهجن و توهين آميز درباره شماليها تاريخچه چندان طولانی نداشته و به اواخر دوره رضا شاه برميگردد. زمانی که رضا شاه در مقام سردارسپه بود و مقدمات به قدرت رسيدن خود را فراهم می کرد, جهت بهره برداری از احساسات مذهبی مردم در مراسم سينه زنی تاسوعا و عاشورا شرکت ميکرد, قزاقها و تعدادی از طرفداران سردارسپه شعار ميدادند:
اگر در کربلا قزاق بودی / حسين بی ياور و تنها نبودی
مردم گيلان که هنوز خاطره دمکراسی و فضای آزادی را که در منطقه وجود داشت از ياد نبرده بودند , نمی خواستند باقيمانده دستاوردهای مبارزات شان زير چکمه قزاقها لگدکوب شود , گيلانيها که تجارب شرکت فعال در جنبش مشروطيت ( نيروی اصلی تسخير تهران به سرکردگی سپهسالار اعظم تنکابنی را گيلانيها تشکيل ميدادند) و همچنين تلاشهای استقلال طلبانه و آزاديخواهانه شان در جنبش جنگل به رهبری ميرزا کوچک خان و سپس تشکيل اولين دولت جمهوری در گيلان, را پشت سر گذاشته بودند فريب تبليغات آزاديخواهی و ميهن پرستی دروغين قزاقها که عموما تحت کنترل افسران روسيه تزاری و سپس انگليسيها بود را نخورده و در دوره ای که همه جای ايران شعار:
اگر در کربلا قزاق بودی / حسين بی ياور و تنها نبودی
سرداده می شد در رشت مردم در طی تظاهرات می خواندند:
اگر در کربلا قزاق بودی / عبا و کفش از حسين ربودی
که بعدها اين بيت در جريان “کشف حجاب” به شکل زير هم خوانده می شد:
اگر در کربلا قزاق بودی / حجاب را از سر زينب ربودی
می گويند رضا شاه از آن موقع کينه رشتی ها را به دل گرفته و همه جا با توهين از آنها ياد می کرد و زمينه ساز ساختن جوک های مستهجن , مبتذل و توهين آميز عليه آنها شد. او که خود شمالی مازندرانی بود هيچ فکر نمی کرد روزی اين جوک ها يا فحشها متوجه نه تنها رشتيها بلکه همه شماليها از جمله مازندرانيها هم خواهد شد. چون اغلب در اين جوکها منظور از رشتی تمام اهالی ساکن بين شهرهای آستارا تا گنبد هست. عمويم تعريف ميکرد در دهه 50 برای تشويق از يک تيم فوتبال به نام گندم طلايی که از ساری يا گنبد بود به امجديه رفته بود و در آنجا عده ای ميگفتند” رشتی برو گمشو ” يا “شير که رشتی نميشه” و امثالهم.
توهين و فحاشی به شماليها معمولا در دو زمينه صورت می گيرد: اول هرزگی زنان و بی غيرتی مردان شمالی, دوم ترسو بودن شماليها.
مغزهای عليل و بيمار بعضی ها شرکت فعال زنان شمالی در فعاليتهای توليدی, اجتماعی و سياسی و در نتيجه توقع شان در مشارکت در تصميم گيريهای لازمه در زمينه های نامبرده را هرزگی و سليطگی تعبير می کنند. طبيعت کار و زندگی در شمال خوشبختانه بسيار متفاوت با ديگر نقاط ايران است. حتی مسلمانی شمالی ها با ديگر جاها فرق دارد. زن مسلمان شمالی موقع کار در شاليزارها شلوارش را تا زانو بالا ميزند, در حاليکه در بسيار نقاط ايران چنانچه تار مويی از زن نمايان شود , اگر کار به اسيد پاشی و زن کشی نکشد, مشت و لگد شوهر “با غيرت” حتمی است. برخلاف آنچه در اين جوکهای توهين آميز ادعا می شود و اتفاقا درست برعکس آن , علاوه بر فقر و محروميتهای اجتماعی, عامل مهم ديگر فرار دختران و افتادن شان به دام فحشا و تن فروشی همين سنتهای به شدت متحجر و زن ستيز ی است که دفاع از آنها “غيرت” ناميده می شود. بجای جوک رشتی گفتن و خود را به بيعاری و کوچه علی چپ زدن برويد صفحه حوادث و آمار خود سوزی دختران و زنان بخاطر ازدواج های اجباری و تجاوز و کتک خوردن سيستماتيک توسط مردان و آمار قتل های ناموسی و همچنين آمار دختران فراری که بسياری شان به دام تجار تن زن در ايران و شيخ نشينهای عربی می افتند را بخوانيد, می بينيد شماليها در تمام اين موارد ته ليست قرار دارند. و ببينيد چگونه اين سنتها دکان دوزندگان پرده بکارت را رونق بخشيده است
مرد شمالی عموما مرد سالار نيست زيرا وی به اهميت نقش زن هم در امر کار و توليد و هم در فعاليت های اجتماعی واقف است. بر بستر چنين شرايطی است که زنان بزرگ و نامداری که نامشان در تاريخ ايران ثبت شده از شمال ايران برخواستند. زنانی چون سيده ملك خاتون ديلمی و يا بی بی خانم استر آبادی که حدود بيش از صد سال پيش, در آن دوره ای که زنان از کمترين حقوق اجتماعی محروم بودند, مانيفست دفاع از حقوق زنان, کتاب معايب الرجال را می نويسد و اولين مدرسه زنان را در خانه خودش داير می کند. و اما مردان “باغيرت” نيز بيکار ننشته و به روايت خانم دكتر مه لقا ملاح، نوه دخترى بى بی خانم استرآبادى : اين مدرسه كه قبل از انقلاب مشروطه راه افتاده بود، خيلی سر و صدا راه انداخت. يكی از آقايان امام جماعت در مسجدحضرت عبدالعظيم پاى منبر رفته و گفته بود “واى برآن ملتى كه مدرسه دوشيزگان داشته باشد”. دوشيزه شهوت‌انگيز است. اين شد كه ساير ملاها بر عليه مادربزرگم اقدام كردند . يك بيانيه دادند عليه مادر بزرگ كه اين خانم در منزل‌اش عرق دارد و تهمت‌هاى اين چنينى زده بودند. مادر بزرگم مجبور شد بالاخره در مدرسه را ببندد و تابلو را پايين بكشد ” . و يا روشنک نوع دوست از زنان فعال دوران مشرطيت که پيش از انقلاب مشروطه مدرسه 3 کلاسه ای را در شهر رشت برای بانوان باز می گشايد و اولين انجمن زنان به نام پيک سعادت نسوان ر تشکيل داده و اولين نشريه ويژه زنان يعنی ماهنامه پيک سعادت نسوان را منتشر می کند. و برای اولين بار در ايران در سال ١٣٠١ ، روز ٨ مارس را بعنوان روز جهانی زنان در انزلی جشن می گيرد.

 اما درباره ترسو بودن شماليها. همانطور که اشاره کردم توهين و فحاشی به شمالی ها در قالب جوک سابقه چندانی نداشته و از اواخر دوره رضا شاه شروع شد.و اين در حالی است که تمام مشاهير و بزرگانی که درباره شماليها نوشته اند, چه ايرانی و چه خارجی, در وصف دليری و شجاعت مردمان گيلان و مازندران می باشد. بزرگانی چون فردوسی, فخرالدين اسعد گرگانی, خاقانی شيروانی, ناصرخسرو, حافظ ابرو, کسروی, صادق هدايت, سيريل الگود, پطروشفسکی, ابن الفقيه, برنارد لوئيس و ارنولد توين بی هرکدام مطالبی درباره شمالی ها نوشتند

کلام آخر, با وجودی که نبودن امکانات تفريحی و ورزشی سالم و محدوديتهای فراوان برای پر کردن اوقات آزاد, نقش بسيار مهمی در جوک سازی و جوک گويی دارد. به اعتقاد من نبايد به اين بهانه از مسئوليت فردی انسانها چشم پوشيد. مگرمدعی نيستيم که ملت خوش ذوق وبا استعدادی هستيم؟ چگونه است که از پس ساختن جوکی که عاری از توهين و فحاشی بوده و درعين حال به همان اندازه جالب و مفرح باشد بر نميآييم؟ و گرنه جوک و طنز به خودی خود چيز بدی نيست و کسی هم بدان معترض نيست. اما مغز بيمار و عليل بعضی ها , شايد هم برای رد گم کردن ديگران از ناتوانی های احتمالی خود و يا ارضای تمايلات حيوانی و اميال بيمارگونه خود توهين ديگران را علاج کار می بيند. در تاريخ عضدى آمده است که آغا محمد خان قاجار که خواجه بود 17 زن در حرمسرای خود داشت. و چون قادر به کام گيری نبود با مشت و لگد و شلاق به جان آنها می افتاد. باری اگر احترام متقابل بين انسانها وجود نداشته باشد از ياری و مساعدت متقابل در روزهای سخت و بدبختی هم خبری نخواهد بود. و اين همان چيزی است که دشمنان مردم و مرز و بوم ما بيشترين بهره را از آن خواهند برد
ماکان

منبع:سایت شمالیها

بازدید:18,695بار , ارسال شده در : ۳۱ام تیر, ۱۳۸۹; ساعت : ۷:۵۲ ق.ظ
تعداد نظرات : ۱۸
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • پارسا.ر گفته: ۱۷:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۶/۱۸

    سلام
    واقعا دستت درد نکنه مطالب خیلی خوبی رو گفتی
    این واقعا بی انصافی هس که این مطالبو در مورد شمالیها عنوان میکنن.
    من داستان قاجارو نمی دونستم. من یک رشتی اصیل هستم که تو تهران بزرگ شده. باید بگم ظلم احمقانه ای که رضاشاه کرد بدتر از بمب هیروشیما بوده که هنوز متاسفانه بعضی از مردم رشت جرات ندارن بگن ما شمالی هستیم. البته این بخاطر ترس نیس بخاطر اینه که شرمشون میشه که واسه یه چیز احمقانه و نادرست با یکسری الاغ بشینن بحث کنند و چیزایی که نباید مطرح بشه.
    ولی از همین جا به همه شمالی های عزیز میگم قوی باشید اینقدر قوی که نهراسید از بیان حقتون و اگه بین هزار نفرم بودید با افتخار بگید من شمالی و رشتی هستم
    با تشکر

  • hosin گفته: ۱۸:۳۹ - ۱۳۸۹/۱۲/۱۴

    من ساكن تهرانم ولي اشتباه نكنيد ما تو تهران ديگه تهراني اصيل نداريم يا همشون تركن يا شمالين يا لرن يا….بحرحال تهران شده يه ايران كوچيك من كه 28 سال تهرانم تاحالا يه تهراني اصيل نديدم كه بابا بزرگش تهراني باشه.ايناي كه جوك ميسازن همون همشهرياي خودتون نميدونم فقط براي خندس.من يه تهراني تركم وشماليارم دوست دارم باي ايرانياي عزيز بچهاي كوروش

  • فرهاد گفته: ۰۲:۵۲ - ۱۳۸۹/۱۲/۲۵

    با سلام به همه گيلاني هاي عزيز
    من اهل بندر انزلي هستم و اين باعث افتخار منه هر جاي دنيا هم كه برم اينو با افتخار عنوان ميكنم و هميشه هم اين كار را كردم.من متوجه نميشم اصلا چرا بايد ضعف نشون داد؟؟ باور كنيد افرادي كه اين بحثها را بيان ميكنن خودشون تو زندگي هزارتا مشكل اخلاقي دارن بهتره مواظب خودشون باشن تا كلاهشون رو باد نبره. حالا خوبه فساد و كثافت كاري تو همون شهر هايي بي داد ميكنه كه بيشتر ادعا دارن. به هر حال موفق و پيروز باشيد. فداي همه گيلاني هاي وطن پرست

  • سحرا گفته: ۱۷:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۶/۲

    خیلی با حاله

  • افشین.ص گفته: ۲۲:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۶/۶

    خواستم به همه کشاورزهای عزیز کرگان و کپورچال بگم ما هم در اینکه این بارندگی زحمت جمع آوری برنج های شما را دوچندان کرد ناراحتیم. امیدوارم خداوند زحمات بیدریغ شمارا بدون اجر باقی نگذارد. موفق باشید.

  • سینا صالحی گفته: ۱۹:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۹

    من بخش هایی از مطلب بالا را قبول دارم اما مردسالار نبودن را نه. اما در واقع برای این صفحه آب کنار را باز کردم خواستم ببینم یادی از گلی، لیلا و روزبه آبکناری در ان هست یا نه که نبود!

  • فرشاد فراست گفته: ۱۴:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵

    قوم گیل ایران را در زمان استیلای عرب نجات داد وتا بغداد پیش رفت این قوم تا نژادی است که بعلت اینکه هیچ دشمن خارجی را به گیلان را ه نداد دارای مختصات نزادی اصیل است رضاخان وحتی رسانه های فعلی نیز می دانند که این قوم اصیل است وبهترین حربه علیه این قوم تمسخر زبان است ولی خدا با قوم نیرونمند گیل تا ابد خواهد بود حاوید باد گیلان

  • نونا گفته: ۱۴:۵۰ - ۱۳۹۰/۱۱/۳۰

    من اهل ساري هستم. خيلي تصادفي اومدم تو سايتتون ولي با افتخار ميكم ما شماليها انقد كه به تحصيلاتمون مدل لباس بوشيدن و تر و تميزي و آراستكي خودمون توجه داريم و تو خانواده آزادي به اندازه به ما داده ميشه ماها كاملا از راه درست و صحيح به نقطه اشباع ميرسيم ولي تو اكثر جاهاي ديكه ايران مردم جون اين آزادي ها رو ندارن و نياز آراستكي اون ها ارضا نميشه اين موارد تبديل به عقده ميشه كه نتيجش ناهنجاري ها و روابط نامشروع كه در اون مناطق بيداد ميكنه.عزيزان رشتي بهترين روش مقابله با اين ابلهان خاموشيست.زنان شمالي در عين مسلمان بودن با تحصيلات و ابهت و هوشياري كه ناشي از همون آزادي صحيح كه خانواده بهمون داده در تمام عرصه هاي اقتصادي و اجتماعي جايكاه بالايي داريم بدون هيجكونه فساد اخلاقي و مذهبي.

    • سارا گفته: ۱۳:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۱

      گیلانیها آدمهای واقعا روشنفکر و خوش برخوردی هستند و کمتر کسی را دیده ام که از برخورد آنها ناراضی باشد.ولی آزادی در مازندران !!
      من کمتر دیده ام.

  • گلایل گفته: ۰۳:۵۸ - ۱۳۹۰/۱۲/۸

    البته این که شما دوست عزیز میفرمایید شما در آراستگی زبانزد هستید و زنان شمالی همه تحصیل کرده اند ،کمی غلو محسوب میگردد.
    در ارتباط با آراستگی ظاهر درست میفرمایید، ولی مهم اینجاست که این آراستگی فقط به ظاهر ختم میگردد یا اینکه ……
    زنان شمالی هم به خوردن و خوابیدن معروف هستند و معمولا بسیار چاق تا به مسلمانی و ….

    • آبای گفته: ۰۱:۳۶ - ۱۳۹۲/۰۶/۶

      باید به عرضتون برسونم که گیلان بیشترین کتابخون و تحصیل کردرو در ایران داره و خدا رو شکر آمار HIV و تجاوز و تعداد اراذل و اوباش و … هنوز به بعضی استانا نرسیده.

    • علی گفته: ۰۳:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۱

      خب آنهایی که به گیلانی انتقاد دارند پس چرا وقتی میاند گیلان دیگه میل برگشت ندارند؟

  • محمد باغدار گفته: ۱۰:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۱/۷

    با سلام . راستش دلیل خوندن این متن اول تیتر جالبش بود که خودت هم اینو میدونی یعنی نظر مردم رو میدونی که از این حیله برای خوندن متنت استفاده کردی البته متنت جالب بود . راستش من زیاد با شمالی ها یا رشتی ها مخصوصا رابطه ای نداشتم ولی دلم میخواد راجع به شما بیشتر بدونم .

  • shadi گفته: ۱۸:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۲/۱۶

    سلام مرسي واقعا ممنونم.

  • amirbehnam گفته: ۲۲:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۷/۲۳

    از عزیزان.ترک،لر،شمالی و…میخوامناراحت نشن این جوک ها فقط بخاطر خنده است و هیچ دلیل دیگری ندارد

  • گیلانی گفته: ۱۷:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۱/۲۳

    با سلام
    از شیمی خورم سایت خیلی مطلب یاد بیگیفتم
    بهتره کی در فیسبوک فعالیت بوکونید تا بیشتر شمرا بشناسید
    ضمنا می ایمیل واقعی نیه
    زنده باد گیلان شکست دهنده مغول و اسکندر و اعراب

  • ایرج گفته: ۱۷:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۸

    مرسی بابت مطلب مفیدتون
    ازین به بعد هرجه ازین جک ها شنیدم آگاهشون میکنم که ندانسته حرفی نزنند

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید