نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۱ آذر ۱۳۹۵
بازدید امروز : 140
بازدید دیروز : 2302
تعداد نظرات : 3282
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1742
کل بازدیدها : 8442266
خروجی فید امروز : 11
ورودی گوگل امروز : 48
افراد آنلاین :7 نفر

 منطق الطیر

 

درمنطق الطّیر عطار نیشابوری آمده است روزی پرندگان شور میکردند تا رهبری برای خود انتخاب کنند، هدهد به میان جمع آمد و گفت من راه طریقت پیموده ام و ردا و تاج طریقت بسر دارم، قاصد و امین حضرت سلیمان بوده ام بسی در دریاها و خشکی ها گشته ام میتوانم راهنمای خوبی برای شما در این امر مهم باشم، شنیده ام در پشت کوه قاف مرغ بسیار بزرگی است که اسمش سیمرغ است و تا حالا کسی او را ندیده و او میتواند رهبر ما باشد برای دیدنش باید راه بسیار طولانی طی کرد واز کوهها و دریاها گذشت تا به او رسید او یک نیمه شب از کشور چین عبور کرده و یک پرش در آنجا افتاده و هرکسی نقشی از او کشیده و تمام کشور پر شده از نقش و نگار او و اکنون این پر در نگارستان چین است، مرغان همه عاشق روی سیمرغ شدند منتهی چون راه دور بود و خطرهای فراوان داشت هریک از مرغان برای رفتن به آنجا عذری آوردند.
بلبل گفت: من معنی عشق را میدانم و هر صبح تا شام مشق عشق میکنم و غرق در عشق گل هستم بطوریکه خود را فراموش کرده ام من طاقت دیدن سیمرغ را ندارم عشق گلی برایم کافیست وقتی گلی می شگفد برروی من می خندد بلبل هرگز نمی تواند یک شب بدون عشق گل سر کند.
هدهد جواب داد: ای بلبل بیچاره این همه از عشق گل مناز گل گرچه صاحب جمال است ولی حسنش در یک هفته زوال میگردد خنده گل سبب گریه و زاری تو می شود گل برتو می خندد نه اینکه در تو بخندد از چنین عشقی حذر کن.
طوطی گفت: هر آدم دل سختی قفسی ساخته و مرا در آنجا نگه می دارد در حالی که من خضر مرغانم و قبای سبز به تن دارم و آرزوی نوشیدن آب حیات دارم تا عمر جاودان داشته باشم من تاب تحمّل دیدن سیمرغ را ندارم.
هدهد جواب داد: آرزوی نوشیدن آب حیات داری ولی جان دوست هستی و این دو باهم جور در نمی آید برای این کار باید چون مردان جانفشانی کرده و از خود گذشتگی کنی تا لایق آب حیات و عمر جاودان شوی.
طاووس گفت: سپس طاووس با پرهای زیبا و نقش نگار جلوه گری کرد و گفت از وقتی که نفاش ازل پرهای مرا چنین رنگ کرد چینیان قلم خود را شکستند من جبرییل مرغان هستم و جایم در بهشت است فقط پاهای زشتم باعث راندنم از بهشت شده من مرغ بهشتی هستم احتیاج به کسی ندارم تا مرا به بهشت راهنمایی کند و علاقه ای هم به دیدن سیمرغ ندارم.
هدهد جواب داد: ای گم کرده راه هرکسی از صاحب خانه سراغ خانه اش را می گیرد حضرت حق مثل دریاست درحالیکه بهشت قطره ای از دریاست وقتی تو میتوانی به دریا برسی چرا به سوی شبنم میروی همیشه بدنبال اصل و کل باش که جزء در آن خواهد بود.
بط گفت: بط غسل کرده و با پرهای تمیز از آب بیرون آمده و گفت کسی پاک تر از من در جهان نیست سجادّه من همیشه روی آب پهن است و من زاهد مرغانم هم جایم پاک و هم بدنم همیشه پاک است من نمیتوانم بیرون از آب زندگی کنم چون همه کارم در آب است و نمیتوانم خشکی را تحمّل کنم در حالیکه سیمرغ در خشکی و در قلّه قاف زندگی میکند.
هدهد جواب داد: ای که به آب دل خوش کرده ای و آب آتش جانت شده آب برای شستن روی افراد کثیف است مگر تو همیشه کثیف هستی یا میخواهی روی افراد کثیف را همیشه ببینی که در آب جا خوش کرده ای؟
کبک گفت: کبک خرامان با منقار قرمز آمد و گفت من همیشه در بالای کوه دنبال گهر هستم راه سیمرغ بس دراز و مشکل است و من پای در گل هستم من خود را به کوه و کمر میزنم تا گهر بدست آورم وگرنه من در زندگی سودی نخواهم برد.
هدهد جواب داد: ای که همچون گهر ملوّن و رنگارنگ هستی چقدر بی خود عذر و بهانه می آوری اصلاً مگر گوهر سنگ رنگین نیست تو در کوهی از سنگ هستی و دنبال سنگ میگردی.
همای گفت: تمام شاهان زیر سایه من بودند من با استخوانی می سازم و روح خود را تقویّت می کنم وقتی که شاهان زیر سایه من باشند کی سیمرغ می تواند با من برابری کند.
هدهد جواب داد: ای که غرورت تو را در بند کرده از شاهان دیگر نشانی نیست چون سگ با استخوانی بساز، دیروز اگر شاهان زیر سایه تو بودند فردا در روز بلا چه خواهی کرد.
باز گفت: من از شوق دست شهریار چشم از خلق جهان بسته ام و برایش شکار میکنم نوشیدن جرعه آبی از دست شاهان برایم کافیست من اگر شایسته سلطان شوم برایم بهتر است تا در بیابانها سرگردان شوم.
هدهد جواب داد: شاه اگر امروز وفاداری کند فردا به دستش گرفتار میشوی هرکس به او نزدیک تر باشد کارش مشکل تر است در مثل گفته اند شاه مثل آتش است هرچه از او دورتر بهتر.
بوتیمار گفت: ای مرغان من جایم لب دریاست کسی از من آزاری ندیده است گرچه دریا مملو از آب است من تشنه کنار دریا نشسته ام و میترسم جرعه ای از آبش بنوشم که مبادا آب دریا کم شود تاب دیدن سیمرغ را ندارم عشق دریا برایم کافیست و نمی توانم از دریا دور باشم.
هدهد جواب داد: ای از دریا بی خبر دریا پر از نهنگ و جانوران مختلف است گاه آرام و گاهی هم طوفانی است، بسی کشتی ها را خرد کرده و سرنشینانش در گرداب افتاده و غرق شده اند، دریا از شوق او موج میزند و هنوز کام دل نگرفته است تو چطور میخواهی ازدیدن دریا آرام بگیری؟
بوف گفت: من در ویرانه ها بدنیا آمده ام و در ویرانه ها زندگی میکنم گرچه آبادی زیاد دیده ام ولی گنج در ویرانه هاست اگر گنج پیدا کنم شاید زندگیم تغییر کند عشق سیمرغ افسانه ای بیش نیست، مرا عشق گنج و ویرانه ها کافیست.
هدهد جواب داد: ای که از عشق گنج مست هستی گیرم گنجی بدست آوردی آن گنج مثل قارون سبب مرگت خواهد شد، تو که مثل سامری از زر بت ساخته ای و این خود کافری و گمراهی است.
گنجشک چاهی گفت: من حیران و بی قوت وغذا مانده ام مثل موش هستم و زور و بازویی ندارم سیمرغ در جهان طالبان زیادی دارد ما کجا و سیمرغ کجا اگربه درگاه سیمرغ برسم ازترس میمیرم و یا میسوزم پس بی خود راه دراز را طی نکنم من یوسفم در ته چاه است همیشه ته چاه ها را جستجو میکنم
هدهد جواب داد: ای پرنده شوخ و شنگ که درعین افتادگی سرکشی میکنی این همه سالوسی نکن با توکّل پای در راه گذار که اگر همه سوختند یکی هم تو، عشق یوسف را بهانه مکن عشق یوسف بر تو حرام است.

(ادامه دارد) 

ارسالی : آقای ولی الله پورقلی کپورچالی

منبع : سایت کرکان بندرانزلی

بازدید:464بار , ارسال شده در : ۲۸ام شهریور, ۱۳۹۴; ساعت : ۵:۳۹ ب.ظ
تعداد نظرات : ۶
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • مانی گفته: ۱۷:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۷/۱

    مثل همیشه عالی

    • ولی الله پورقلی گفته: ۰۹:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۷/۴

      مانی جان متشکّرم

  • مازیار گفته: ۲۲:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۷/۴

    با سلام و تشکر از انتخاب شما در خصوص آوردن خلاصه ای از منطق الطیر،
    با اجازه من نیز چند خطی به متن شما در خصوص منطق الطیر عطار اضافه نمایم:

    منطق الطیر یکی از پخته ترین آثار منظوم عرفانی فارسی است که عطار آن را با رویکردی کاملاً عرفانی بیان کرده است. موقعیت منطق الطیر در عرفان بعد از حدیقه الحقیقه یا الهی نامه سنایی و قبل از مثنوی معنوی مولانا جای دارد. هرچند عطار درعرفان وارث سنایی است اما بازهم در بیان مراحل وسیروسلوک عرفانی خصوصیات منحصر به فردی دارد که همین امر سبب شده است تا اثر عرفانی او، منطق الطیر، از دیگر آثار عرفانی متمایز گردد.
    ای دریغا هیچ کس را نیست تاب / دیده ها کور و جهان پر آفتاب
    گر ببینی این خرد را گم کنی / جمله او بینی و خود را گم کنی
    ای ز پیداییِ خود بس ناپدید / جمله عالم تو و کس ناپدید
    جان نهان در جسم و تو در جان نهان / ای نهان اندر نهان ای جان جان
    ای خرد سرگشته درگاه تو /عقل را سر رشته گم در راه تو
    جمله عالم به تو بینم عیان / وز تو در عالم نمی بینم نشان
    هر کسی از تو نشانی داد باز / خود نشان نیست از تو ای دانای راز

    • ولی الله پورقلی گفته: ۰۸:۲۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۶

      مازیار جان سلام مطالب خوبی نوشتید چون آوردن این مقدمه در اینجا ضروری بود ولی بدلیل محدودیت و خارج از حوصله کاربران نمی خواستم مطلب ارسالی بیش از دوصفحه استاندارد باشد لذا از آوردن هرمقدمه ای خود داری کرده و به اصل ماجرا پرداختم در اینجا به زمان منطق الطیر نیز اشاره شده است و اشعار عارفانه و خوبی نیز از عطار آورده اید متشکرم

  • ناهید گفته: ۰۹:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۲

    باسلام ،عالی بود ،بی صبرانه منتظر ادامه اش هستیم ،شما که فرصت مطالعه بیشتری دارید و علاقمند هم هستید . بهترین کار همین است وخوشحال خواهیم شد که ما را هم در جریان خلاصه مطالبتان قرار دهید.با قلم شیزینی هم که دارید از خواندن شان لذت میبریم و یادآوری بعضی داستانها واقعا”چالب و خواندنیست .

  • ولی الله پورقلی گفته: ۰۹:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۷/۱۳

    ناهید جان سلام
    از مطالبی که نوشته اید تشکّر میکنم
    شما که ماشاالله یکی از اعضای فعاّل در گروه فضا های مجازی هستید و مرتّب مطالب متنوع میفرستید و ما هم مجانی استفاده میکنیم در عوض من هم سعی میکنم در زمان مجال مطالبی در سایت کرکان بگذارم

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید