نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
بازدید امروز : 3365
بازدید دیروز : 3794
تعداد نظرات : 3362
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1784
کل بازدیدها : 9390540
خروجی فید امروز : 26
ورودی گوگل امروز : 36
افراد آنلاین :17 نفر

 

 

دکتر یدالله آزرمی چهره ای علمی و فرهنگی و از گیلانی های مقیم تهران است. وی از مدیران با سابقه کشوری است که طی سالهای پس از انقلاب اسلامی، در مسئولیت های ستادی مدیر ارشد بوده است. وی در جهاد دانشگاهی، اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان، امور تربیتی، سازمان محیط زیست، سازمان ملی جوانان، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و دبیر خانه شورای عالی انقلاب فرهنگی مدیریت داشته است. ایشان اکنون مدرس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در تهران می باشد.

 مطالبی که ذیلا مطرح گردیده است، مصاحبه ای کوتاه است که در آن ایشان به بیان دیدگاههای خود درباره گیلان و موقعیت استان پرداخته است.

سوال: جناب آقای آزرمی می دانیم جناب عالی گیلانی هستید، کمی خودتان را معرفی کنید و بفرمایید در کدام شهر به دنیا آمده و چند سال دارید؟
بنده متولد شهرستان صومعه سرا هستم، 51 سال دارم و 20 سال از عمرم را در استان بوده ام. برای تحصیل از استان خارج شدم و سپس مسئولیت هایی که بر عهده داشتم باعث شد در تهران ماندگار شوم. اما در ارتباط کامل با گیلان هستم و در طول این سالها به استان رفت و آمد داشته و مسائل گیلان را با حساسیت تعقیب می کنم و از آنها با خبرم.

سوال:  با توجه به سوابق مدیریتی تان در ستاد کشوری و بازدیدهای استانی، گیلان را در مقایسه با سایر استانهای هم سطح، چگونه می بینید؟
باید عرض کنم گیلان در حوزه علمی و فرهنگی نسبت به دهه اول انقلاب رشد مناسبی که در خورش باشد نداشته است. در بعد کشاورزی هم در مقایسه با استانهای همجوار شمالی وضعیت خوبی ندارد. مازندران در حوزه مکانیزاسیون و بکار بست دانش و تکنولوژی در کشاورزی از گیلان بهتر است. در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی گیلان در سراشیبی تخریب قرار دارد. بخش عظیمی از منابع زیستی و گیاهی به خاطر اشتغال، عمران و صنعت تار و مار شده است.

 اگر گیلان فعلی را با گیلان دهه اول انقلاب مقایسه کنید متوجه می شوید. استانداران سالهای اخیر ما را با شهید انصاری مقایسه کنید فرمانداران امروزی ما را با شهید والا مقام کریمی مقایسه کنید قبول بفرمایید کم هستند سردارانی چون املاکی، خوش سیرت، قلی پور، خلوص و غیره… و چه بزرگ، مردمی، با کرامت و مجاهد بودند آیت الله احسان بخش.

 امروزه آموزش و پرورش ما از رتبه 17 پایین تر نیامده است این در حالی است که بهترین معلم های ریاضی و فیزیک و شیمی ما در تهران اکثرا از گیلانی ها بودند ما در آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد، مواد مخدر، طلاق، سرقت، خودکشی و تصادفات رتبه های بالایی داریم خلاصه اینکه باید بگوییم ظاهر سر سبز و با طراوت گیلان مانع از دیدن واقعیت های عمیق پهنه این خطه از کشور شده است.

سوال: جناب آقای آزرمی آیا از نظر توسعه ظرفیت ها و منابع ما رو به بهبودی است؟
گیلان از نظر استعداد و قابلیت های رشد و توسعه جزء 5 استان اول کشور است. با وجود شرایط آب و هوایی عالی، دریای پرآب، رودهای دائمی و چشمه های جاری، مزارع پربار، باغات پر ثمر، محصولات استراتژیک، قابلیت های توریسم و اکو توریسم، جلگه دشت و کوه بی بدیل، آبزیان و دام و طیور، تالاب و گونه های زیستی و گیاهی و جانوری کم نظیر باید گفت بهترین استان کشور است. اما در بهره برداری و برنامه ریزی یکپارچگی و توازن در توسعه دیده نمی شود؛ مثلا در عمران و شهر نشینی قابل اعتناست اما محیط زیست خوبی نداریم.

 در کشاورزی هنوز به دست و پای کشاورزان میان سال و سال خورده می نگریم و نمی دانیم تا کی باید اینها دستشان را در لجن و پایشان را تا نیم متر در گل و لای فرو کنند تا مثلا محصولی با قیمت کیلویی 1500 تا 2000 تومان تولید کنند.

کدام جوان دختر و پسر امروزی حاضر است اینگونه کار کند؟ پس دانش تکنولوژی اتوماسیون و مکانیزاسیون کشاورزی برای کیست؟ او می بیند پدر و مادر کشاورزش با بیماری پوکی استخوان، رماتیسم، انحراف ستون فقرات و از بین رفتن مفاصل زانو مواجه است و سر انجام رنجهای کشاورزی سنتی همین است پس باید بی عقل باشد که وارد این وادی بشود.

ما در تهران می بینیم جوانان گیلانی مشغول کارهای خدماتی از قبیل کارگری، آشپزی در رستوران ها، سلمانی، حمل و نقل، نظافت چی و آبدارچی در ادارات هستند و آن کارها را به کار در مزارع ترجیح می دهند. از نظر من اگرچه این مشاغل حلال است و درست اما تحقیر گیلانی هاست؛ شأن جوان گیلانی ما بالاتر از این سطوح مهارتی است؛ خلاصه اینکه باید در تدوین منشور توسعه و رشد گیلان به جنبه های زیستی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی، اکولوژیک و استراتژیک در توسعه پایدار توجه می شد که نشده است.

سوال: حضرتعالی در سازمان محیط زیست کشور مدیریت داشته اید در این زمینه گیلان را چطور ارزیابی می کنید؟
ما در زمینه برخورداری از تالاب و کوههای دست نخورده بی نظیریم؛ از نظر پرورش آبزیان فقط استعداد پرورش 60 گونه ماهی در سپید رود و تالاب انزلی را داریم تا چه رسد به رودخانه های دائمی. آیا ما با داشتن این رودخانه های پر آب باید منتظر بمانیم تا مثلا نهاوند کم آب در کشور رتبه نخست پرورش آبزیان را داشته باشد؟ ما در گیلان گونه های گیاهی گران چون راش، آزاد، مازو، صنوبر، کاج، پنج انگشتی، تبریزی، توسکا و … داشتیم متاسفانه در بخش ها و روستاها فقط صنوبر و کاج باقی مانده است و رژیم گیاهی زاد بومی گیلان به کلی عوض شده است،چرا؟

 ما اگر نیم متر تا یک متر زمین را حفر کنیم به منابع وسیع آبی زیر زمینی می رسیم اما در تابستان کم باران و خشک، برنج ما دست خوش کم ابی است و تا یک سوم آن از بین می رود. آب خدا یک متری زیر پای ماست اما چشم ما به باران آسمان است. شما مقایسه کنید بعضی از استانها تا 120 متر زمین را حفر می کنند تا به آب دست رسی پیدا کنند و ما میوه های باغات آنها را در گیلان به وفور داریم.

سالانه سه میلیون پرنده از کشورهای اسکاندیناوی و سیبری به سمت جلگه ها و تالاب گیلان کوچ می کنند آنها باید سه ماه را در گیلان برای تخم گذاری و رشد جوجه ها بمانند اما هرجا که فرود می آیند یا تور گذاشته شده است تا صید شوند یا لوله های تفنگ های شکاری به سویشان نشانه رفته است. گمان نمی کنم یک سوم آنها تا پایان اردیهشت و خرداد در گیلان سالم بمانند.

آیا اکنون قرقاول، سار، نوک طلا، انجیر خوار، هدهد، کبوتر کوهی، بلبل سینه سرخ را در گیلان می بینیم؟ خیلی کم و به ندرت! آنها هم در حال انقراضند و همین گونه، گونه های جانوری جنگلی؛ به همه این کاستی ها تخریب تالاب انزلی صید بی رویه آبزیان خاویاری تخریب منابع طبیعی و جنگل، آتش سوزی هر ساله هکتارها جنگل، تل انبار شدن پس ماندها در کنار گذر رودخانه ها و جنگل، شیمیایی شدن مزارع و آب های جاری و کشتار بی رحمانه پرندگان مهاجر را اضافه کنید.

سوال: جناب آقای آزرمی وضعیت گیلان را در صنعت توریسم چگونه ارزیابی می کنید؟
در مقایسه با سایر استانها نسبت به توریسم فرهنگی تاریخی و میراث فرهنگی نمی توانیم رقابت کنیم. شهرهایی مثل شیراز، اصفهان، کرمانشاه و مشهد از ما جلوترند اما در حوزه اکو توریسم و توریسم می توانیم گیلان را قطب بدانیم. باید زیر ساخت های اکو توریسم در حمل و نقل جاده تسهیلات رفاهی، اسکان و تغذیه در گیلان کار شود اوج توریسم ما در بازدید مسافران از ماسوله، قلعه رودخان، تالاب گردی، مناطق کوهستانی، لاهیجان، سیاهکل، گیسوم و در تابستان دریای انزلی می باشد.

اما می توان علاوه بر تابستان در فصل بهار بویژه اردیبهشت گیلان و در فصل پاییز خصوصا ماه آبان که در واقع زیباترین جلوه های طبیعت گیلان را نشان می دهد برای جلب گردشگر تبلیغ کرد. بویژه می توان با دانشجویان آموزش عالی تفاهم نامه گردش گری بهاره و پاییزه دانشجویی امضا کرد، قطعا بدانید استقبال بی نظیر خواهد بود.

 من با تمام وجود گیسوم گیلان، جاده ناو اسالم، آبشار لونک، باغ چای خارابی فومن، قلعه رودخان فومن، شهرک تاریخی ماسوله، چمخاله لنگرود، تالاب انزلی، شیطان کوه لاهیجان، تنیان صومعه سرا، آلیان فومن و منطقه حفاظت شده آستارا را بهترین الگوی گردشگری طبیعت و طبیعت گردی ایران می دانم متاسفانه در این مناطق هم، تسهیلات زیر ساختی اکو توریسم فراهم نیست. ما در حوزه توریسم فرهنگی باید به بقاع متبرکه امام زادگان بزرگی که به این منطقه از ایران پناه آورده اند متکی باشیم.

به وجود ادیبانی چون دکتر معین و هشترودی سردار حشمت و اسطوره هایی چون میرزا کوچک خان جنگلی و به سرداران شهیدی چون املاکی و خوش سیرت به قدمت و تاریخ کهن خود در مارلیک رودبار و هشتپر ولنگرود و آستان امام زادگانی چون سید جلال الدین اشرف فاطمه صغری (خواهر امام)، سید جعفر آقا و غیره مباهات کنیم. اما در همه این موارد بجز آستانه اشرفیه با مشکل مواجه هستیم.

در زمینه اسطوره شهید میرزا کوچک خان جنگلی باید بگویم افراط در اسم گذاری هر کوی و برزن، مغازه، استادیوم، رستوران و غیره دفاع بد از ایشان است و به نظر من کوچک کردن کوچک جنگلی است. اینها روش میرزا را نمی شناساند بلکه یاد او را هم سبک و کم ارزش جلوه می دهد.
 در زمینه مهندسی فرهنگی و بویژه باز شناسی پالایش و ارتقای فرهنگی گیلان قصد دارم به تفصیل صحبت کنم (که آن را به آینده موکول می کنم ) اما همین قدر بگویم که مثل حوزه کشاورزی در این زمینه هم سنتی عمل می کنیم. ما رشد نکرده ایم عقب هستیم و در جا می زنیم.

متاسفانه در نصب مدیران فرهنگی از جمله آموزش و پرورش ارشاد زیر ساختها سیاسی است و قدرت محور عمل کرده ایم یعنی انتخاب ها و انتصاب ها دانش محور و متخصص محور نیست بلکه سیاسی و سیاست محور است در فرهنگ عمومی و عامه پسند نقشی نداریم.

در مورد زبان گیلکی باید عرض کنم با همین شتاب که در نسل جدید می بینیم شاید تا 15 سال آینده زبان گیلکی را فقط در قهوه خانه ها و کتاب خانه ها بتوان پیدا کرد.

صدا و سیمای گیلان با در نظر داشتن نقشی که این رسانه ملی در کشور دارد و در مقایسه با سایر استانها بسیار ضعیف عمل کرده و می کند. البته منکر زحمات عزیزان در تدارک برنامه های استانی نیستم. ولی اگر شما چند مصاحبه کلیشه ای با مسئولان نمایندگان و اخبار استان را از این مجموعه حذف کنید چه می ماند؟ سریال هایی که آدم شرمش می اید آن را در جای دیگر یا در سطح تهران پخش کند که در مقایسه فنی و محتوایی و ارزش خیلی پایین و به نظر بنده فاجعه است. و یا برنامه بازار گردی و مصاحبه با مردم محلات و تبلیغ غذا و محصولات محلی و خورشت و قاتق، بسیار دردناک است.

نمازهای جمعه باید متحرک و پرنشاط برگزار شود. باید محل آن در بخش ها و مناطق اصلی شهرستان در چرخش باشد و در فصل گرم و سرد جابجا شود. طبیب معنوی دوار و سیار باشد نه اینکه همه فصول سال در یک جا.

گیلان شاعرانی برجسته و پزشکانی بزرگ در ایران و جهان، نخبگانی در دانشگاهها و فقهایی صاحب نام داشته و دارد در عرصه فرهنگ استان یادی از آنان نیست و اگر هست خیلی سطحی و از باب رفع مسئولیت می باشد .

کار فرهنگ محلی خلاصه شده به مناسبت های مذهبی و ملی و چند جشنواره محلی. من قهوه خانه های گیلان را در انتقال فرهنگ گیلان از کتاب خانه ها و کانون های فرهنگی موثرتر می دانم. در فرهنگ عام پسند ضرب المثل ها آثاری از ادبیات لوث و ناسزاگویی دیده می شود که باید پالایش شود در ترانه های محلی آن دسته که از گذشته مانده بسیار بی محتواست و یاد آور رنج های دهقانان قرض و نداری ها و یا تفریح و عشق های کوچه بازاری است.

ترانه های امروزی ما با اشعاری که در سینه های مردم جایی ندارد آمیخته است، البته جوانان گیلانی نه به آن گذشته ونه به این حال امروز در فرهنگ سازی توجه دارند اکثر آنانی که تمکن دارند در فضای مجازی سیر می کنند. گیلان از این نظر  مقام اول کشوری را دارد.  و آنانی که فراغتی دارند کار می کنند و سرشان در کارشان است. یعنی در حقیقت فراغتی ندارند.

همه موارد بالا با مدیریتی جامع الاطراف و دانش بنیان و بومی در سطح میانی و کلان گیلان قابل رفع و رجوع است. سطح مدیریت در گیلان از نظر من تقریبا فاجعه آمیز است.

 اما از زیبایی های گیلان هم من به مواردی اشاره می کنم که مرا مادام العمر شیفته خود کرده است. عاطفه و نجابت و سرزندگی مادران گیلانی و شکوه اردیبهشت گیلان که تجسمی از بهشت است. پاییز دل انگیز گیلان، برف متراکم زمستانه، سر سبزی باغهای چای و برنج گیلان، زائران گیلانی مشهد امام رضا در پاییز، تدارک عروسی جوانان، تاسوعا و عاشورای حسینی، محلات و بازار چه های محلی گیلان، نماز مسلمانان واقعی گیلانی، تفسیر و تحلیل های قهوه خانه ها، آبروداری زمان جنگ، تنهایی و شجاعت میرزا کوچک خان، چشمان بصیر و نازنین آیت الله فقید بهجت، مردم داری آیت الله احسانبخش، حرمت آستانه اشرفیه و پذیرایی مخلصانه خانواده های گیلانی در روستاها.

 

منبع : گیلان نیوز

آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید