نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۲ آذر ۱۳۹۶
بازدید امروز : 2533
بازدید دیروز : 4351
تعداد نظرات : 3401
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1796
کل بازدیدها : 42553
خروجی فید امروز : 25
ورودی گوگل امروز : 28
افراد آنلاین :6 نفر

 

استاد ابراهيم پور داوود پسر حاجى داود يكى از مالكان و تجار بنام گيلان در آدينه بيستم بهمن ماه ۱۲۶۴ خورشيدی در محله سبزه ميدان رشت تولد يافت. درباره خودش گفته است:”در زاد و بوم خود رشت در مكتب، اندكى خواندن و نوشتن آموختم… در آن روزگاران هنوز در رشت مدارس جديد وجود نداشت. پدرم كه از بازرگانان و ملاكين بود ميل داشت كه من و برادرانم چيزى بياموزيم، ناگزير مرا به مدرسه “حاجى حسن” فرستاد. سال ها در آنجا صرف و نحوى خواندم و از رئيس آن مدرسه سيد عبدالرحيم خلخالى كه در ۲۹ خرداد ۱۳۲۱ در تهران به بخشايش ايزدى پيوست، استفاده كردم”

در ارديبهشت ۱۲۸۴ خ. به اتفاق برادرش سليمان داود زاده و استادش زنده ياد خلخالى به تهران آمده و به اختيار خود از علوم متداول آن دوره، طب قديم ايران را برگزيد. چند ماهى نيز در مدرسه “آليانس فرانسه” مقدمات فرانسه را آموخت.پدرش اجازه مسافرت به خارج نمى داد، به ناچار در تيرماه ۱۲۸۷ خ. چند روز پيش از وفات مظفرالدين شاه به قول خود؛ “رو به گريز نهاده، از بيراه از عراق (اراك) و كرمانشاه و بغداد به طرف بيروت حركت كرد.” و در هنگام زمستان _ با رنج و مشقت بسيار خود را به مقصد رساندو. به مدت دو سال در آنجا به تحصيل ادبيات فرانسه پرداخت.

در شهريور ۱۲۸۹ خ. به فرانسه رفت و در دانشگاه پاريس به تحصيل حقوق مشغول شد. در ۱۲۹۴ خ. فرانسه را ترك كرده و به آلمان رفت و حقوق را ادامه داد. “بارى در آلمان ماندنى شدم. زبان آن ديار را آموختم و باز چند سالى در دانشكده برلين حقوق خواندم. اما نمى دانستم كه اين تحصيل به چه كارم خواهد آمد. در دل حس مى كردم كه عشق و علاقه ام تحصيلى است كه به ايران باستان مربوط باشد. به ياد دارم روزى در دبيرستان بيروت، استاد فرانسه ما موضوعى از براى امتحان به ما داد. من به جاى آنكه آن موضوع را بنويسم، چيزى نوشتم راجع به ايران باستان و به همين ملاحظه كه از موضوع خارج شده بودم، نمره بدى گرفتم. بنابراين صلاح در اين بود كه دست از حقوق بكشم، چنانكه دستم از طب قديم كوتاه شد. همانطور هم شد. روزى كه ديدم به چند زبان اروپايى آشنا هستم و به كتبى كه درباره ايران باستان نوشته شده دسترسى دارم و مى توانم از استادان بزرگ خاورشناس بهره ور شوم، بساط حقوق را برچيده منحصراً ايران را موضوع تحصيل و مطالعه خود قرار دادم. اين زمينه بسيار پهناور كه از هزار سال پيش از مسيح تا هفت سده پس از ميلاد امتداد دارد، كافى است كه كسى را در مدت شصت و هفتاد سال به كار و كوشش وادارد. ”

دانشمند پارسى، بهرام گور انكساريا، درباره تحصيلات پورداود در رشته ايران باستان، در مقدمه يشت هاى مى نويسد: “به آلمان براى مطالعات خاورشناسى شتافت و سال ها از محضر استادان بزرگ، ادبيات مقدس و معارف زرتشتى را در آلمان و فرانسه بياموخت و بدان درجه شايستگى رسيد كه توانست ترجمه اى از سرودهاى پيامبران ايران كه به زبان كهن اوستايى تقرير شده، به زبان نوين ايرانى (پارسى) به جهان ارزانى دارد.”

ابراهيم پورداود در جوانى شور سياسى داشت و اشعار ملى و وطنى مى سرود… او پس از اينكه از بيروت براى ادامه تحصيل به پاريس آمد، فعاليت سياسى دامنه دارى را آغاز كرد و با مجامع ايرانيان و محافل سياسى فرانسويان براى بيان اوضاع تاريك وطن اقدامات مختلفى را پيش گرفت. روزنامه ايرانشهر كه به مديريت او در پاريس نشر شد يكى از آن كار هاست. پورداود با شور خدمت به مهين به بغداد آمد و روزنامه رستخيز را منتشر ساخت. اين روزنامه را به طور مستقل به عنوان صاحب امتياز و سردبير با نام مستعار گل نخست در بغداد، سپس در كرمانشاه و ديگر بار در بغداد انتشار داد.(۸ اوت ۱۹۱۵ م. تا مارس ۱۹۱۶ م.) در سرمقاله نخستين شماره اين روزنامه مى نويسد: “روزنامه رستخيز كه در اين روزگاران جنگ از پرده سر به در كرده مى خواهد ايرانيان را از اين روز رستخيز آگاه ساخته، مانند نفخه صور آنان را به سوى قيامت عظما ى رزم بخواند، با زبانى ساده همه ايرانيان را از فرصت اين روز هاى تاريخى يادآور است، بدون تمايل به فرقه اى مخصوص عموم طبقات را از خرد و بزرگ، از توانگر و بينوا به سوى اتحاد و اتفاق مى خواند. برخيزيد! برخيزيد! بشتابيد! تا خانه خود را از دشمن نپرداخته ايد، از پاى ننشينيد.” عثمانى ها نشر روزنامه را ممنوع ساختند.
پس از باز گشت به ايران نخست به عضويت فرهنگستان در آمدوسپس کرسی ادبيات باستان وزبان اوستا در دانشگاه تهران به او سپرده شد.کتاب ا وستا سنگر و تکيه گاه استاد پور داوود و تسلط و تبحر او در اين زمينه مورد تصديق همگان و گفته هايش در اين زمينه سند و حجت به شمار ميرفت.ترجمه اوستا بزرگترين تاليف اوست .ونثر زيبا و شعر گونه ای که در اين ترجمه بکار برده تسلط او را بر ادبيات فلرسی نشان ميدهد.

استاد پور داوود در 26 آبان ماه 1347 خورشيدى بر اثر سکته جان سپرد و دلی عاشق، عاشق ميهن و مردمانش از تپيدن باز ايستاد. آرامگاه او در سبزه ميدان رشت واقع شده است. از پور داوود (گزارش اوستا در ده جلد)(ايرانشاه)(خرمشاه) (پوراندخت)(گفت و شنود فارسی)(هرمزد نامه)و ده ها مقاله تحقيقی در مجلات ايرانی و خارجی به يادگار مانده است.

 

منبع: شمالیها

بازدید:3,769بار , ارسال شده در : ۲۰ام مرداد, ۱۳۸۹; ساعت : ۴:۲۶ ق.ظ
تعداد نظرات : ۰
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.
مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان

شماره تلفن تلگرام :0016624759892
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید