نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۰ آذر ۱۳۹۵
بازدید امروز : 67
بازدید دیروز : 3029
تعداد نظرات : 3282
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1742
کل بازدیدها : 8439891
خروجی فید امروز : 10
ورودی گوگل امروز : 45
افراد آنلاین :9 نفر

این گالری شامل عکسهایی می باشد که قبلا در صفحه اینستاگرام روستای کرکان منتشر شده

مرحوم فیروز حسینی کرکان

مرحوم فیروز حسینی کرکان بهمراه همسرش خانم زرین دلخوش

ما بچه غربت بودیم. سال تا سال نه مهمونی شام و ناهار جمعه ای نه عید دیدنی و دیده بوسی و صله رحمی. عوضش تابستونا کوچ می کردیم خونه مامان بزرگ و بابابزرگ. از این سوی کشور به اون سو. تو خونه بابابزرگ پنج تا جوون عزب بود. یه عروس. و دو تا نوه پسری که با من و خواهرم میشد چهارتا. خلاصه شلوغ بازاری بود. اندازه خیرات شب جمعه بود برو بیای چلو و خورش و دیزی و کته. وقتی اون عصر لعنتی می رسید که مامان بزرگ صدامون میکرد تا نوبرونه انار و نارنگی بهمون بده غم عالم می ریخت تو دلم. نارنگی یعنی تابستون تمومه. یعنی فردا پس فردا چمدونا بسته میشه و برمیگردیم به تنهایی غربتمون. بابابزرگ و مامان بزرگم دنیای من بودن. بابابزرگ که رفت. مونده مامان بزرگ. پیر شده خیلی. هنوزم من تو غربتم و باید صبر کنم تا کی بشه بتونم برم دیدنش. الان که یه استکان برنجی که میشوره زیاد میاد تو تنهایی اش. نارنگی نوبرانه اون بغض کودکانه توی اتوبوس بنز صندلی جیر قرمزه که منو از خونه مامان بزرگ و بابابزرگ می کنه و می بره.
ارسالی : خانم الهام فلاح نوه مرحوم اکبر فلاح کرکان

شهید مصیب فلاح کرکان

شهید مصیب فلاح کرکان بهمراه برادرش فیض اله فلاح کرکان

قصه دو برادر که یکی رفت و یکی موند. و اونی که مونده بود همه زمینهای کویری و نمکزار و ماسه های ۶ساحلی و همه باغهای سیب و همه گندمزارها رو دنبال برادر رفته گشت و آخرش دست خالی برگشت. قصه جنگ. قصه خونه خرابی اش. قصه کشته هاش. قصه چشم ها و دست ها و پاهایی که گم شد. و سرهایی که از تن دوری گزید. قصه ادمهایی که ناپدید شدند. قصه عمو. قصه عمو و سیگار وینستون و منطقه دهلران و روز آخر جنگ. قصه سامسونت بابا و دوره گشتنش واسه پیدا کردن برادر کوچیکه. قصه یه قبر خالی تو قطعه شهدا. قصه عبارات من در آوردی روی قبر. قصه آتیش دلی که خاموش نشد. گیرم هر هفته بری بالای یه سرداب و فاتحه برادر کوچیکه رو بخونی.
نوشته : خانم الهام فلاح  نوه مرحوم اکبر فلاح کرکان

کارت عروسی کرکان

کارت عروسی دهه ۶۰ در کرکان

مادر خجول و کم سن من عروس میشد. پدر کم سن و پرغرور من داماد. و دختر کم موی سبزه و چشم خمارشان از میانه آسمان نگاهشان می کرد. عروسی سرمای زمستان که برف نم نمک ببارد. و پیکان را گل زده باشند و فیلم محمد رسول الله عقاد را مردها وسط عروسی تماشا کرده باشند و قاسم آبادی رقصیده باشند عمه ها و دختر کم موی سبزه چشم خمار از میانه آسمان زل زده باشد به خامه کیک و دلش بخواهد زودتر در آغوش مادرش یک دل سیر بخوابد.
ارسالی : خانم الهام فلاح نوه مرحوم اکبر فلاح کرکان

بازدید:96بار , ارسال شده در : ۲۸ام آبان, ۱۳۹۵; ساعت : ۶:۰۰ ق.ظ
تعداد نظرات : ۰
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید