نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۰ آذر ۱۳۹۵
بازدید امروز : 1420
بازدید دیروز : 3029
تعداد نظرات : 3282
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1742
کل بازدیدها : 8441244
خروجی فید امروز : 30
ورودی گوگل امروز : 109
افراد آنلاین :6 نفر

آقای ولی الله پورقلی کپورچالی

 

زمان دانشجویی درمنزلی واقع در نارمک مستاجر بودم آپارتمانی سه طبقه و جمع و جوری بود، طبقه اول در اختیار یک بنا بود و دوم صاحب خانه زندگی میکرد و طبقه سوم هم من بودم، مرد صاحب خانه در میدان امام حسین ( فوزیه سابق ) خیاطی داشت گاهی هم سری به شمال میزد و در آنجا باغ پرتقال داشتند و برای شرکشی و فروش میوه ها به آنجا میرفت، خانمش خانه دار بود و پنج بچه دختر داشت از دوازده ساله تا چهارساله، کارش پخت و پز بود و شستو، از بس که این کار تکراری را کرده بود ناراحتی اعصاب گرفته بود و نیآوردن پسر نیز مزید برعلت شده بود. نیمه های یک شب بارانی بود که دیدم یکی به شدت به در اطاقم را میکوبد بیدارشدم متوجه باران تند و رعد وبرق شدید شدم، در را باز کردم دیدم زن صاحب خانه است گفت شوهرم نیست طبقه اولی ها هم امشب نیستند، توی جوی بیرون منزل سیل راه افتاده و سگی که در آنجا توله گذاشته سیل دارد با خود میبرد چیزی روی سرت بگذار برویم آنها را نجات بدهیم، به نظرم مسخره و سرکاری آمد فکر کردم شاید از باران و رعد و برق می ترسند این برنامه را پیاده کرده است. لباس مختصری پوشیدم با او به بیرون در حیاط رفتم دیدم سگی، توله ای را به دندان گرفته و بالای جوی آب ایساده و ملتمسانه نگاه میکند باران به شدت می بارد و توی جوی آب سیل راه افتاده و چند توله سگ که روی یک تکه حصیر افتاده بودند و سیل درحال کندن و بردن پاره حصیر بود، حصیر را به اتفاق بلند کردیم آبی که پشت آن جمع شده بود بشدت روان شد پرسیدم حالا چکار باید کرد؟ گفت دنبال سگ می رویم و او جایی را تعیین خواهد کرد به دنبال سک راه افتادیم از میدانی که منزل ما در آنجا بود گذشتیم و به کوچه ای پیچیده و در فضای خالی بین آپارتمانها که ساخته نشده بود ولی مقداری تیر آهن ومیل گرد ومصالح در آنجا ریخته شده بود رفته و در گوشه ای ایستاد ما توله ها را در گوشه مناسبی گذاشتم و او هم توله به دندان گرفته را پیش آنها گذاشت، وسر بلند کرده وبه جای تشکر دم تکان میداد. اگر این زن یک مادر رنج کشیده نبود فکر نمی کنم می توانست احساس این حیوان را درک کند و از روی زوزه ای که پشت دیوار منزلش می کشید درد او را بفهمد.

 

ارسالی :آقای ولی الله پورقلی کپورچالی

منبع : سایت کرکان بندرانزلی

بازدید:1,611بار , ارسال شده در : ۱۱ام اسفند, ۱۳۹۲; ساعت : ۶:۰۰ ق.ظ
تعداد نظرات : ۸
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • رحیم احمدجو گفته: ۱۳:۰۶ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۱

    ا سلام خدمت همولایتی عزیزم
    ماجرای جالب و عجیبی بود و این احساس مادرانه این زن برای همدردی با یک حیوان در چنین موقعیتی و احساس اینکه بایستی به او کمک کرد خیلی تفکر برانگیز است.بودهاند انسانهایی که همنوعان خودرا در وضعیتی بدتر از آن وضعیت می بینند دریغ از اینکه به روی خودشان بیاورند و خیلی راحت و بدون کوچکترین عذاب وجدانی از کنارش می گذرند.امیدوارم به امید آنکه همه ما بهتر از اینی که هستیم باشیم……

  • سرباز وطن گفته: ۰۸:۱۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۲

    با سلام
    بسار زیبا و آموزنده بود. دست مریزاد جناب قلی پور

    • ولي الله پورقلي گفته: ۱۹:۰۹ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۵

      جناب آقاي سرباز وطن
      باسلام، ابراز محبتهاي شما من را به نوشتن دلگرم ميكند.
      متشكرم

  • ناهید پورقلی گفته: ۱۲:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۱۷

    با سلام : آموخته ایم خوبان را دوست بداریم، زیرا که شاید …..خوبان همان ” سایه خدا ” باشند در کالبد انسان در روی زمین ، که به یاری و کمک می شتابند .

  • ولی الله پورقلی گفته: ۱۱:۰۷ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰

    با تشکر فراوان از جناب احمد جو و خانم پورقلی که ابراز محبت کرده و اظهار نظر نموده اند.

  • رضاطاهری آبکنار گفته: ۱۳:۵۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۳

    با سلام و عرض ادب به جناب پورقلی،
    خاطرۀ دلنشینی بود ، مطمئنم آن موجود با وفا تا آخر عمرش قدر دان شما بوده است و در داستان های مشابه و واقعی ، دیده شده که سگ ها پس از سال ها نجات دهندگان خود را شناسایی کرده و نسبت به آن ها به نوعی ابراز احساسات کرده اند.

  • ولی الله پورقلی گفته: ۱۲:۴۰ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۴

    جناب آقای رضا طاهری آبکنار
    بسیار متشکر وسپاسگزارم.

  • مانی گفته: ۱۱:۰۴ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۹

    این از دسته خاطرات شیرین و پر احساسیه که هر بار میشنوم بازم قشنگه .ممنون

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید