نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
بازدید امروز : 1050
بازدید دیروز : 2787
تعداد نظرات : 3383
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1792
کل بازدیدها : 9526021
خروجی فید امروز : 28
ورودی گوگل امروز : 10
افراد آنلاین :10 نفر

 

با کمک برادر زنم توانستیم یک ژیان بخریم با قیمت 120 هزارتومان. از ذوق داشتن ماشین حال خوشی داشتیم و آنقدر گرم بودیم که متوجه نبودیم یارو قورباغه را با یک رنگ زیبا به جای بلبل به ما انداخته و ایمان خوشحال تر از ما بود و به آن می گفت ژیان بابا .حدود 2 سالش بود و عاشقانه این ماشین را دوست داشت و اگر کسی در مورد ماشین بد می گفت دادش در می اومد و می گفت ژیان باباست و داد و بیداد راه می انداخت.در خانه ویلایی تهرانسر که متعلق به همکار همسرم بود زندگی می کردیم و با اینکه پارکینگ داشت کابل وایر شمع را در می آورئم و نیمه های شب هم گاهاً بلند می شدم و حیاط را نگاه می کردم که ماشین هست یا نه. همین برداشتن کابل وایرها یک روز کار دستمان داد.شب احمد و هنگامه که از دوستانمان بودند منزل ما بودند و قرار شد صبح با هم برویم نازی آباد ،آنها خانه پدری هنگامه و ما هم خانه پدر همسرم.صبح هر چقدر استارت زدم ماشین روشن نشد که نشد ،خدایا آبرویم پیش دوستام رفت این چه وضعیه گرفتار شدیم.در پارکینگ را باز کردیم و ژیان را هل دادیم به سمت کوچه و از این ور کوچه به آن ور کوچه و بالعکس هی هل بده ،ده ها بار استارت بزن کاپوت بالا بزن انگار حالیمان بود و گیج و هاج و واج به ماشین و به همدیگر نگاه کردیم.حالم داشت بد می شد، یک امیر نامی بود که در شرکت پارس خودرو کار می کرد و خودش هم یک ژیان داشت و اوستای ژیان بود وخدائیش ماشینش قرقی بود ، با خودم گفتم برم سراغش تا بیاد ما را از این وضع نجات بده ، درحال شش و بش بودم که یهو احمد برگشت گفت :آقا مگه دیشب وایرها را برنداشتی؟ در جا نشستم  و زنها شروع کردند به خندیدن و ایمان می گفت چی شده؟ ژیان بابا خوب میشه؟احمد گفت این همه ماشین را هل دادیم و وایرها بالای کمدها در حال خندیدن به ما بودند و من داشتم فکر می کردم خوب شد دنبال امیر نرفتم یا وقتی کاپوت بالا بود آدم واردی نیومد رد بشه و برای کمک بیاد و آنوقت .اصلاً فکرش هم سخت بود که اگر آبروریزی وحشتناک پیش می آمد       ادامه دارد…

برای خواندن قسمت اول اینجا کلیک کنید

 

ارسالی : آقای رحیم احمدجوی کپورچالی
ایمیل نویسنده : rak40ea@yahoo.com
منبع: سایت کرکان بندرانزلی

آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • رضاطاهری آبکنار گفته: ۱۰:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۳

    آقای احمد جو سلام،
    خاطرات ژیان بابا برای من خواندنی است و با آن نوعی حس نوستالوژی دارم، بی صبرانه منتظر ادامه داستان هستم.
    موفق و شاد باشید

    • رحیم احمدجو گفته: ۱۰:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۳

      با سلام و عرض ارادت خدمت آقای طاهری عزیز ممنون از اظهار لطفتان. شاد و سلامت باشید

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.
    مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان

    شماره تلفن تلگرام :0016624759892
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید