نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۱۴ آذر ۱۳۹۵
بازدید امروز : 1568
بازدید دیروز : 2536
تعداد نظرات : 3276
تعداد مطالب امروز :1 عدد
تعداد مطالب : 1741
کل بازدیدها : 8422193
خروجی فید امروز : 30
ورودی گوگل امروز : 73
افراد آنلاین :14 نفر

داستان شبی با خودم از رحیم احمدجوی کپورچالی

 

دست روی جیبش گذاشت و بودن چاقو حس خوبی را به اش داد ؛ ازنفرت پر بودوقتی قیافه و هیکل عارف را مجسم میکرد در ذهنش داشت با چاقو به نقاط مختلف بدنش ضربه می زد . روی ماسه ها دراز کشید و به آسمان چشم دوخت . آسمان پر از ستاره و شهاب سنگ هایی که گاها” رد می شدند بود، انگاری ستاره ای شیرجه می زد در آب دریا با صدای امواج کمی آرام تر شد . جلوی ویلای عارف دراز کشیده بود، این مرتیکه از کجا پیدایش شد در اینجا که فامیل داشت یعنی برادر زنش اینجا ساکن بود و خودش هم ایل و تبارش اینجایی بودند اما ناگهان از آذربایجان آمده بودند اینجا با کلی ثروت و پول و ویلایی ساخته بود از چوب و بسیار شیک و زیبا اما بی پدر نمی دانم برای چه در کارهای دیگر ان دخالت می کرد .

هر کاری می کرد صبح را نمی توانست از یادش پاک کندکه چگونه چارچوب چوبی را که پدرش می خواست پلاژی در زمینی که خریده بود را بسازد سربازها با دستور فرمانده پاسگاه در هم ریختند و این گنده بک احمق هم می گفت خب بدون مجوز که نمی شود چیزی ساخت . پدر کارمندش چگونه مجوز را می توانست بگیرد . مجوز پولی بود که می بایستی به رئیس پاسگاه می داد.
یادآوری صبح آزارش می داد . دست در جیبش کرد و چاقو را بیرون کشید از جایش بلند شد کلافه بود . آیا واقعا” کسی بود که بتواند از چاقویش استفاده کند ؟ هاج و واج بود پدرش زمین را با همکارش خریده بود و بعد آن را نصف کرده بودند و هرکدام سهمی جداگانه داشتند . همکار پدرش ساخته بود . یک اتاقک که رئیس پاسگاه حتی وجود این اتاقک را حس نمی کرد و فقط اسکلت پیزوری زمین های ما را دیده بود و عارف که بر کارهای رئیس پاسگاه مهر تایید می زد افکارش مشوش شده بود یک آن با خودش گفت برود نفت از خانه بیاورد و ویلای عارف را با زن و بچه هایش به آتش بکشد. قاطی کرده بود بالا و پایین می رفت و چاقو را در هوا به اطراف می زد فریاد کشید و داد زد خدا، نشست و سرش را کرد توی ماسه ها و ناگهان بغضش ترکید و با صدای بلند گریه کرد .

 

ارسالی : آقای رحیم احمدجوی کپورچالی
ایمیل نویسنده : rak40ea@yahoo.com
منبع: سایت کرکان بندرانزلی

بازدید:1,742بار , ارسال شده در : ۲۳ام اردیبهشت, ۱۳۹۲; ساعت : ۶:۳۷ ق.ظ
تعداد نظرات : ۲
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • رحیم احمدجو گفته: ۰۸:۲۷ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۳

    با سلام و عرض ارادت خدمت مدیریت محترم سایت.ممنون از انتخاب تصویر و مونتاژ زیبای شما

    • مدیر سایت گفته: ۱۸:۵۳ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۳

      خواهش میکنم آقای احمد جوی عزیز از شما بابت ارسال مطالب و همکاری با ما بسیار سپاسگذارم موفق و سربلند باشید

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید