نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۰ آذر ۱۳۹۶
بازدید امروز : 5273
بازدید دیروز : 5954
تعداد نظرات : 3401
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1796
کل بازدیدها : 34806
خروجی فید امروز : 29
ورودی گوگل امروز : 22
افراد آنلاین :7 نفر

شهید وطن خواه
برخی رخداد ها در زندگی انسان نه قابل پیش بینی هستند و نه قابل باور . این دسته از رخدادها چنان غیر منتظره رخ میدهند که آدم تا مدتها در قبول یا رد، باور و یا انکار آنها مردد است. حکایت من و شهید بزرگوار ایرج وطنخواه از این دسته رخداد ها میباشد. شش ماهی از حضورم در جبهه گذشته بود که یک روز طی تماسی که با فرماندهی دسته داشتم، منشی فرمانده خبر ورود یک همشهری به نام ایرج وطنخواه را به من داد. من که در آشنایان کسی به این اسم را سراغ نداشتم بی صبرانه منتظر اتمام ماموریت و دیدار این همشهری و هم فامیلی بودم . بالاخره ماموریتم در منطقه “شعبیه” به اتمام رسید و به ستاد برگشتم . اما با کمال تعجب دیدم که فرد مورد نظر نه تنها همشهری ما نیست بلکه از نظر ظاهر و سکنات و تعاملات هم هیچ شباهتی به من ندارد.جوانی کوتاه قد و سیه چرده با محاسنی مشکی و پرپشت، از همان ابتدا تضاد ظاهری ما که حسب تصادف هم سنگری هم شده بودیم به رفتارهای ما سرایت و مدام تقابلهای رفتاری ما تبدیل به تنشهای گاه و بیگاه میشد. این تقابل آنقدر ادامه داشت که شهید بزرگوار گروهبان توکلی اصطلاح “اجتماع ضدین”[1]را در مورد ما به کار میبرد. آن زمان این اصططلاح برایم مفهوم نبود.
…. تنشها و چالشهای ما با یکدیگر ادامه داشت تا اینکه بعد از گذشت یک هفته از آزادی خرمشهر در منطقه شلمچه ایشان به گروه من ملحق گردید احتمالاً روز 14 خرداد بود که در یک واقعه بی نظیر دشمن در روز روشن (حدود ساعت 2بعد از ظهر) اقدام به تک کرد. در این حمله دشمن تعداد زیادی از همرزمان ما شهید و مجروح شدند از جمله دیده بان خمپاره انداز ما که از همشهریهای ایرج بود.
…. در اوج درگیریها بود که ایرج با برداشتن بیسیم خواست که جای دیده بان انجام وظیفه کند و من با اینکار او به شدت مخالفت کردم و گفتم ما وظیفه مان رسیدگی به مجروحین است و نباید در کار دیگر واحدها دخالت کنیم. ….بالاخره اینکه طبق روال همیشگی گفتگوی ما فایده ای نداشت و ایشان با برداشت بی سیم به بالای خاکریز رفت . در حالیکه من هنوز در حال اعتراض به اینکار بودم و فاصله ما کمتر از بیست متر بود خمپاره ای زوزه کشان بین دو نفرمان به زمین خورد و طبق عادت روی زمین شیرجه زدم و چند ثانیه بعد زمانی که دود و خاک حاصل از انفجار خمپاره در حال فروکش کردن بود در لا به لای گرد و خاک ایرج را در حال غلطیدن به سمت پایین خاکریز مشاهده کردم. به سرعت خودم را به ایرج رسانده و سرش را به بالین گرفتم . اما انگار سا عتها از عروجش به سوی یار گذشته بود .هر چه بدنش را برای یافتن محل اصابت تیر یا ترکش خمپاره بررسی کردم چیزی نیافتم . در آخر در پایین ترین نقطه در پشت سر (همان نقطه گودی پایان سر و محل اتصال به گردن) رطوبت اندکی را لمس کردم با کمال تعجب مشاهده کردم که اصابت ترکش بسیار ریزی باعث شهادت این عزیز شده بود. و من آنقدر این واقعه برایم عجیب بود که حتی در سوگ این عزیز گریه هم نکردم…..
….. بیست و چند سال بعد از این واقعه در یک ماموریت کاری به استان کرمان رفته بودم که توسط یکی از همکاران محلی به بازدید یادمان شهدای استان کرمان رفتیم . من به طور غیر منتظره اسم و عکس این شهید بزرگوار را دیدم ولی این بار چنان با یادآوری آن ایام گریه کردم که دوستان کرمانی از من می پرسیدند شهید از بستگانت است؟
.. تا یادم نرفته عرض کنم شهید بزرگوار ایرج وطنخواه اهل شهرستان جیرفت استان کرمان بود.
.
[1] اصطلاح “اجتماع ضدین” دراستدلال ومنطق به دوواقعه متضادگفته میشودکه به هیچ وجه باهم جمع نمیشودواجتماع آنهاباهمدیگرغیرممکن است. مثل اینکه وقوع همزمان شب وروزدرآن واحدممکن نیست.

.

نویسنده: نادر وطن خواه تربه بر
ایمیل نویسنده: nader.torbehbar@yahoo.com
منبع: سایت کرکان بندرانزلی

بازدید:1,687بار , ارسال شده در : ۱۳ام تیر, ۱۳۹۱; ساعت : ۷:۰۹ ق.ظ
تعداد نظرات : ۰
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.
مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان

شماره تلفن تلگرام :0016624759892
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید