نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۱ مهر ۱۳۹۶
بازدید امروز : 992
بازدید دیروز : 4036
تعداد نظرات : 3385
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1792
کل بازدیدها : 9534920
خروجی فید امروز : 23
ورودی گوگل امروز : 7
افراد آنلاین :14 نفر

سعيد شفقتي چروده

مردمان روستا :

مردم اين روستا همانند ساير اقوام تالش از آداب و سنن خاص خود برخوردار ند . اين آداب در پوشش لباس ، تکلم ، رفت و آمد ، انجام فرايض ديني ، ازدواج ، و . . . بسيار حائز اهميت براي مردم است و بيشتر افراد بر آن معتقد و عملاً آن را رعايت مي کنند .

لباسهاي مردان از قبيل شلوار ، کت ، جليقه ، کلاه و جوراب ، عموماً از جنس نسوج بافته شده از پشم گوسفندان که « شال shal » ناميده مي شود ، مي باشد . لباس هاي زنان از پارچه هاي رنگارنگ و با طرحهاي متنوع به صورت سنتي و محلي ميباشد که خود زنان هر خانواده براي دوخت آن اهتمام ميورزند . در واقع در هر خانواده زنان دوختن لباسهاي محلي تالشي را از مادران خود آموخته اند و براي خود کارهاي دوخت و دوز را انجام ميدهند. زنان علاوه بر اين کارها ، در طول روز به کارهاي ديگري از قبيل پختن نان و نيز قالب گيري پنير و فرآروده هاي شير مي پردازند . مردان نيز در خلال کارهاي روزمره به کارهاي ديگر مشغول مي شوند .

تمامي ساکنين « چَروَدِه » به زبان مادري خود يعني تالشي تکلم مي کنند و هرگز به زبان ديگري صحبت نمي کنند .

در گذشته هاي نه چندان دور که راه ماشين رو در روستا وجود نداشت تمامي رفت و آمد ها توسط چهارپايان و عموماً با اسب و قاطر در راه هاي کوهستاني و صعب العبور و در بعضي اوقات با پاي پياده صورت مي گرفت . اما امروزه با انواع وسايط نقليه متعدد انجام ميگيرد .

مراسم جشن ازدواج جوانان نيز از آداب ديدني اين روستا ميباشد . به اين صورت که در روز عروسي جوانان با برگزاري مسابقه هاي زور آزمايي يا کشتي محلي به جشن رونق خاصي مي بخشند . اين زورآزمايي که با پنجه اندازي شروع مي شود و سپس چندين بار دو رقيب ضمن دور زدن ميدان مبارزه سعي در بهم زدن تعادل همديگر مي نمايند آنگاه هر يک از رقبا که قدرت بيشتري داشته باشد با از جا کندن رقيب خوب و خاک کردن شانه هاي وي برنده شده و به عنوان قويترين مرد روستا شناخته مي شود و بدين صورت مسابقه پايان مي يابد . در مدت برگذاري مسابقه زنان و دختران جوان نيز به طرق مختلف مسابقه را از دور و نزديک پيگيري ميکنند . چه بسا در اين زورآزمايي ها دختران همسران آينده خود را انتخاب کنند .

يکي ديگر از آداب جالب مردمان اين سرزمين برگزاري نماز جماعت در اعياد فطر و قربان است .

يک روز قبل از عيد زنان در خانه خود به درست کردن انواع شيريني و حلوا مي پردازند تا در روز عيد آن را بر ميهمانان خود عرضه دارند .

در ساعات اوليه روز عيد مردان و پسران با حضور در مسجد بزرگ روستا ( مسجد عبداللهي ) گرد هم مي آيند و ريش سفيدان و برخي از افراد محلي با خواندن « مولود نامه » و« صلوات نامه » مردم را به شرکت در نماز روز عيد دعوت مي کنند . سپس همگي با هم عيد را جشن گرفته و به اقامه نماز جماعت ، روز عيد مي پردازند .

در اين مدت و تا ظهر در هر خانه اي زنان مشغول آماده کردن ناهار روز عيد مي شوند . پس از آماده شدن غذا ، آن را در ظروف مختلف سِرو مي کنند و با گذاشتن در سيني بزرگي و قرار دادن آن بر روي سر خود که در زير آن سيني پارچه يا دستمالي را بصورت حلقه درست کرده و قرار داده اند به مسجد مي آورند و غذاهاي رنگارنگ را در نزد نمازگزاران مي گذارند و خود در گوشه اي از حياط مسجد به نظاره مي نشينند . پس از اتمام غذا خوردن ، جوانترها سيني ها را جمع آوري نموده و در گوشه اي از حياط مسجد مي نهند تا هر کس ظروف خود را برداشته و راهي منازل خود شوند . پس از اقامه نماز ظهر افراد با حضور در قبرستان هاي محل بر اموات مدفون در آنجا به هديه فاتحه الکتاب مي پردازند و سپس راهي منازل خود مي شوند .

آيين چهارشنبه سوري :

يکي از آئينهاي سالانه ايرانيان چهارشنبه سوري يا به عبارتي ديگر چارشنبه سوري است. مردمان روستاي چروده همچون ساير ايرانيان در آخرين سه شنبه سال خورشيدي ، با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند .

در روزهاي قبل از آخرين چهارشنبه سال ، همه افراد روستا در تکاپو و فعاليت هستند . زنان با درست کردن انواع تنقلات و آجيل محلي از قبيل تخم کدو ، تخم آفتابگردان عدس ، کنجد و همچنين انواع شيريني محلي ، براي برگذاري جشن آخرين چهار شنبه سال آماده مي شوند . آب پز کردن تخم مرغ و رنگ آميزي آن با انواع گياهان بصورت سنتي و گذاشتن آن در سَرِ سفره از ديگر آداب آماده شدن براي روز جشن آخرين چهارشنبه سال است . علاوه بر اينها انواع ميوه از قبيل به ، سيب ، گلابي ، انبرود ، ازگيل وحشي فرآوري شده از ساير مخلفاتي هست که در سفره شب چهار شنبه سوري تا روزهاي آخر عيد نوروز موجود مي باشند .

جالب ترين بخش جشن در شامگاه و پيش از غروب کامل خورشيد و نيم تاريك شدن آسمان است . در اين لحظه هر خانواده بوته هاي خار و يا کاه را كه از پيش فراهم كرده اند روي زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند . سپس زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند . در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند .

در پايان مراسم پريدن از روي آتش همگي به منازل خود رفته وکودکان و نوجوانان با همديگر مشغول نوعي بازي که به «تخم مرغ بازي » موسوم است مي پردازند . به اين صورت که هر يک با برداشتن يکي از تخم مرغهاي آب پز شده رنگي ، و گرفتن آن در دست خود به طوري که فقط بخش کوچکي از سر يا ته تخم مرغ معلوم باشد با طرف مقابل خود به بازي مشغول مي شوند . نفر مقابل هم با زدن تخم مرغ خود بر سر تخم مرغ حريف تا جايي که يکي از تخم مرغها شکسته شود ، بازي را ادامه مي دهد . آنگاه فردي که تخم مرغش شکسته شده بايد آن را به نفر مقابل واگذار کند .

يکي ديگر از مراسم و سنت هاي اين شب ، دستمال انداختن جوانان است . در اين رسم جوانان و نوجوانان با چيدن گلهاي بنفشه که تازه از خاک سر در آورده اند و پيچيدن آن گلها به دستمالي ، در شب چهارشنبه سوري ، به يکباره با گشودن درب منازل همسايه ها و انداختن آن دستمال به درون منزل ، فرا رسيدن نوروز و بهار را به آنان بشارت مي دهند ، صاحب خانه نيز متقابلا با گشودن گره دستمال و قرار دادن نقل،شيريني و سکه در آن مجدداً دستمال را به آن شخص تحويل مي دهند . ( گاها از گلهاي بنفشه دستمال شاخه اي را بر مي دارند ) .

نورزو نامه خواني :

نوروزنامه خواني يکي از کهن ترين و جالبترين رسوم ايرانيان است که در هر گوشه از اين سرزمين پهناور به زباني خوانده مي شود .

در اقصي نقاط تالش و به خصوص در روستاهاي آن اين رسم شکل ديگري به خود گرفت است . جوانان و مردان روستا به صورت انفرادي و يا در دسته هاي دو يا چند نفره از چند روز مانده به عيد نوروز تا يک روز قبل از عيد به خواندن اشعار محلي و قديمي ايراني در مدح بهار مي پردازند .

دوستان خوبم در پست بعدي که بزودي منتشر خواهد شد ، به بررسي بافت سنتي خانه هاي چروده خواهم پرداخت .

کشاورزي و محصولات توليدي در چروده

بواسطه وجود چشمه هاي متعدد و پر آب و همچنين وجود زمينهاي حاصلخيز ، کشاورزي در اين روستا رونق چشمگيري دارد بطوري که کمتر زمين را ميتوان مشاهده کرد که در آن محصولي وجود نداشته باشد و کشت و کاري در آن صورت نگرفته باشد .

هر يک از ساکنين در بخش اعظمي از زمين هاي تحت مالکيت خود به کشت انواع محصولات از قبيل : سيب زميني ، پياز ، سير ، پيازچه ، انواع سبزي ، انواع لوبيا ، آفتاب گردان ، ذرت ، انواع کدو ، گوجه ، خيار و گندم جهت مصارف خود و بعضاً فروش در بازارهاي هفتگي در شهرهاي پره سر و رضوانشهر ، اشتغال دارند . اين محصولات توسط اکثر ساکنين روستا ، اعم از کوچ نشينان ، خوشنشينان و ساکنين دائم کشت ميشود .

کشت ذرت و انواع لوبيا :

در « چَروَدِه » علاوه بر زمينهاي کشاورزي باغات بزرگ و متعدد ميوه و گردو وجود دارد .

در باغات ميوه بيشترگونه هاي مختلف سيب ، گلابي ، گيلاس ، آلو ، به ، انگور ، فندق ، انجير و . . . وجود دارد . گونه « سيب » موجود در اين باغات خود بيش از?0 نوع مختلف ميباشد که در فاصله ماه هاي تير تا آبان رسيده مي شوند و قابل استفاده ميباشند . همچنين گونه «گلابي » موجود در اين باغات از انواع مختلف اين ميوه ميباشد که از جاهاي ديگر به اينجا آورده شده و بر روي پايه گلابي وحشي پيوند شده اند .گونه « به » نيز از چند نوع مختلف ميباشد . اين تنوع ميوه ها ي رنگارنگ در باغات « چَروَدِه » زيبايي خاصي به اين روستا بخشيده است .

گردو از ديگر محصولات باغي در « چَروَدِه » مي باشد که از اهميّت خاصي براي مردم « چَروَدِه » برخوردار است به طوري که هيچ باغي و زميني را نميتوان يافت که در آن درخت گردو وجود نداشته باشد . در واقع گردو از محصولات مهم و نقش آفرين در اقتصاد خانواده هاي روستا مي باشد

درختان تناور گردو در هر حياتي و در جلوي منازل خود زيبايي خاصي به اين روستا داده و هم صاحب آن ملک از سايه آن درخت استفاده ميکند و در ايام گرم سال بويژه در روز هاي تابستان با پهن گردن فرشي در زير سايه آن به استراحت مي پردازند .

توليد گردو را ميتوان يکي از منابع مهم درآمد براي روستاييان برشمرد . چون با فروش بخشي از گردو مازاد بر نياز خود ، بخشي از مخارج زندگي را تامين مي نمايند .

خصوصيات آب و هوا در فصول مختلف سال :

در روستاي « چَروَدِه » آب و هواي مختلفي در هر فصل وجود دارد .

در فصل بهار هوايي بسيار لطيف با جلوه اي خاص از طبيعت که باز شدن برگهاي تازه و رويش سبزه و چمن را در پي دارد . همچنين وزش نسيم هاي بهاري و آواز بلبلان و فاخته (کوکو) جلوه هاي فصل بهار را صد چندان ميکند .

در فصل تابستان هوايي گرم و خشک بر روستا حاکم است اما بواسطه وجود رودخانه پر آب و زيبايي در سمت جنوب غربي روستا و وزش بادهاي فصلي که از ساعات اوليه ظهر آغاز و تا عصر هنگام ادامه دارد اين هواي گرم با خنکي حاصل از باد تعويض شده و روز را قابل تحمل و جذاب ميکند .در روزهاي پاياني شهريور ماه با کم شدن از شدت گرما و ورود هواي مرطوب در اکثر روزها هنگام عصر مه غليظي کل روستا را فرا مي گيرد بطوري که تشخيص اجسام در فاصله بيش از سه متر عملاً غير ممکن ميشود .

در فصل پاييز مخصوصاً اوايل مهر تا اواسط آبان شاهد مطبوع ترين آب و هوا خواهيم بود . که گاهي با وزش بادهاي موسمي بنام گرمش سکوت نسبي روستا در هم ميشکند . اما از نيمه دوم آبان تا اواخر پاييز با بارش باران و گاهاً برف ديگر از آن آب و هواي مطبوع خبري نيست ضمن اينکه وزش باد هاي سرد و سوزان نويد زمستاني سخت را ميدهد . فصل زمستان عمدتاً خشک و سرد است به طوري که بارندگي در اين فصل عموماً بصورت برف ميباشد . پيران و ساکنين روستا بارش برف به ارتفاع بيش از دو متر را اقرار نموده اند .

به طوري که برخي از يادداشتهاي سران روستا بر اوراق کتب قديمي ، مهر تائيدي است بر اين مدعا . در بخشي از اين يادداشتها اينگونه آمده است :

” در تاريخ دوازدهم اسفند ماه سال يکهزار و سيصد و هفده به قدرت يزدان ، برف بي پاياني به ارتفاع بيش از دو متر نازل گرديد ،که خسارت فاحشي بر اغنام و احشام اين ديار وارد آمد “

و در بخشي ديگري از اين يادداشتها اينچنين آورده اند :” در تاريخ اول فروردين سال يک هزار و سيصد و سي و پنج خورشيدي در چروده يک هفته متوالي برف باريده به ميزان يک و نيم متر “

در قسمتي ديگر نيز اين نوشته به چشم ميخورد :

” در تاريخ ششم فروردين ماه سال يکهزار و سيصد و سي و شش برف به ميزان نيم متر باريد که احشام دارها خسارت بسيار ديدند ” .

با اين اوصاف ميتوان به جرات گفت که « چَروَدِه » داراي زمستانهاي خشني است که بعضاً تا روزها و هفته ها در فصل بهار نيز همين منوال برقرار است .

چَروَدِه روستايي زيبا و ييلاقي در 33 کيلومتري شهر پره سر

چَروَدِه ( Charvadeh ) از روستاهاي ييلاقي بسيار زيبا با استعدادهاي بالقوه کشاورزي و توريستي با جاذبه هاي طبيعي از جمله کوهستانهاي اطراف و رودخانه خروشان و پر آب با چندين آبشار بزرگ و کوچک در سراسر مسير خود و همچنين باغات ميوه ، گردو و زمين هاي کشاورزي با خاک حاصلخيز و نيز چشمه هاي پر آب و بناهاي قديمي با معماري سنتي خاص خود در دل کوهستانهاي زيباي پره سر و با فاصله 33 کيلومتر از شهر پره سر قرار دارد

دلايل نامگذاري روستا :

در مورد نامگذاري« چَروَدِه » چندين نظر مختلف وجود دارد . برخي از قدما اين روستا را « چهار ديوار ده » مي ناميده اند که علت اين نامگذاري را به سبب وجود کوههاي سر به فلک کشيده در چهار طرف روستا ، برشمرده اند ، اين کوهها همانند ديوارهايي طبيعي از چهار جهت روستا را در بر گرفته اند . برخي ديگر اين روستا را به سبب همجواري با دهات همجوار ، «چهار وَر دِه» مي نامند و اين دهات عبارتند از روستاي« اَندَل » در شمال شرقي ، روستاي تاريخي « وَسکه » در جنوب شرقي ، روستاي « وُوزَشَم » در جنوب غربي و روستاي « برين » در شمال غربي ،به سبب اين عقيده و براي سهولت در تلفظ در طول تاريخ نام روستا از « چهار وَر دِه » به « چَروَدِه » کنوني تغيير نام داده است . برخي ديگر از پيران محلي ميگويند : به سبب زندگي ايل بزرگ « چراج (charaj ) » در آن « چَراجَه دي ( charajadi ) » نامگذاري شده است که به مرور زمان و با نام فعلي « چَروَدِه » يا در گويش محلي « چَروَدي » خوانده مي شود . البته در اين مورد اطلاعات کامل و دقيقي که مستند باشد در دست نيست و ما همواره در پي کشف اين حقيقت ميباشيم تا مستندات کاملي از نامگذاري اين روستا به دست آوريم .

ساکنين روستا :

همانطور که گفته شد عمده ساکنين اين روستا را ايل بزرگ چراج با مردماني ساده ، بي آلايش و سخت کوش تشکيل مي دهند . قريب به نيمي ازساکنين روستا دوازده ماه سال را در روستا بسر ميبرند و شغل اصلي آنان دامداري و کشاورزي است که همواره زن و مرد ، پير و جوان ، بزرگ و کوچک ، دوشادوش هم به کار کشاورزي و دامداري مي پردازند تا از اين راه امرار معاش و گذران زندگي نمايند . ساير ساکنين روستا افرادي هستند که به جلگه گيلان جهت سکونت و کار مهاجرت کرده اند و عموما در شهر پره سر و آبادي هاي اطراف آن و ديناچال و روستاهاي دهستان ديناچال سکني گزيدند .برخي از اين افراد شش ماه از سال را در « چَروَدِه » و شش ماه ديگر را در جلگه و نزديک شهر زندگي مي کنند . برخي ديگر نيز با پايان يافتن فصل نشا در شاليزارهاي برنج و براي فرار از گرماي طاقت فرساي تابستان و شرجي هوا به « چَروَدِه » کوچ فصلي ميکنند و تا شروع درو مزارع در ييلاق « چَروَدِه » مي مانند . در روستا به اين گروه از ساکنين خوش نشين نيز گفته ميشود .

شغل اصلي ساکنين کشاورزي و دامداري است . اين مردمان به پرورش انواع دام از قبيل گاو ، گوسفند ، بز ، اسب ، گاوميش و همچنين برخي از اهالي با پرورش زنبور عسل مشغول هستند .

در گذشته هاي دور علاوه بر اينها گوزن نيز پرورش ميدادند . اين مطلب را قدما به صراحت بيان کرده اند .

معماري و بافت ساختمانهاي روستا :

بافت ساختمان هاي مسکوني در « چَروَدِه » از معماري منحصر به فرد خود تشکيل شده است و عمده اين ساختمان ها با مصالحي کاهگلي و سنگ طبيعي و چوب به صورت ويلايي ميباشند . اين ساختمانها با ديوارهايي کاهگلي و قطور که از 8? تا ??? سانتيمتر پهنا دارند و تماماً از مالات کاهگل و سنگهاي طبيعي استخراجي از کوهستانها ، بنا شده اند و در هر «چهار» الي «پنج» رج از ديوار کلافي از جنس چوب جنگلي ارّه کشي شده که اصطلاحا در زبان محلي به « نالکشي» و يا« نعلکشي» موسوم است ، وجود دارد اين کار باعث استحکام و پابرجايي سازه ميشود . چون همانند آروماتوري قوي مانع از گسستگي و از هم پاشيدن ديوار ها ميشود . در نهايت سقف ساختمان از چوبهاي جنگلي تير ريزي شده و پس از پشت بام به شيرواني ختم ميشوند . نوع پوشش شيرواني نيز از چوبهاي جنگلي ، که به صورت تخته هاي کوچک به طول تقريبي 40 الي 60 ، پهناي 25الي 35 و قطري معادل 2 سانتيمتر که توسط نجاراني ماهر و بوسيله تبر درست شده اند و به نام «لَت Lat » موسومند ، ميباشد .اين پوشش توسط نجاراني زبردست ، با چنان مهارتي بر روي هم قرار ميگيرند که بزرگترين بادهاي موسمي که گرمش نام دارد و در اواخر سه فصل سال ( تابستان ، پاييز و زمستان ) در جهت جنوب شرقي به سمت جنوب غربي ميوزند نيز مقاومند و اين در حالي است که تنها بر روي قسمتهايي از شيرواني و گوشه هاي چهار جهت آن قلوه سنگ نهاده ميشود .

عمده چوبهاي جنگلي از گونه هاي : راش ، سرخدار ، بلوط ، ممرز ، اوري ، غان ، نمدار ، ملج ، گردو ، توسکا ، اوجا ، لرگ و گونه اي از افرا در ساختمان هاي اين منطقه مورد استفاده قرار ميگيرد

.ساختمانها به واسطه بنا شدن در زمينهاي شيب دار نوع خاصي از معماري را دارار هستند که مختص مناطق ييلاقي و کوهستاني تالش است . اين ساختمانها عموما از سه يا چهار اتاق تشکيل شده اند . در بدو ورود به داخل منازل يک اتاق نسبتا کوچک در حدود 6 تا8 متر مربع که به عنوان راهرو استفاده ميشود وجود دارد . سپس با دو يا سه پله به طرف اتاق پذيرايي با سه پنجره که عموما در ضلع جنوب شرقي و جنوبي بنا قرار داشته و در زير آن انباري وجود دارد . ((” چون بنا در سطحي شيب دار قرار دارد و در حين ساخت به ندرت گود برداري و هموار کردن زمين صورت ميگيرد” )) درديوارهاي اين اتاق تاقچه هاي متعددي وجود دارد که بر روي بعضي از آنها چراغ گردسوز قرار داده ميشود که هم باعث نورافشاني خوب و هم دوري از دسترس کودکان مي باشد . در ضلع شمال و شمال شرقي منازل اتاق نشيمن که در فصول گرم سال بسيار خنک و در فصول سرد سال به واسطه وجود بخاري هيزمي بزرگ که در وسط آن قرار دارد گرم ميباشد ، قرار گرفته است . در ديوار اين اتاق نيز دو يا بعضاً سه فرورفتگي به عنوان تاقچه وجود دارد که کاربردهاي خاص خود را داراست . بر روي بعضي از اين تاقچه ها درب هايي چوبي که با دستان پرتوان خراطان محلي به زيبايي هرچه تمامتر خراطي و منقوش شده اند وجود دارد . و اين بيانگر ذوق هنري و توانايي ذهني ساکنين اين روستاي زيبا است . در بعضي از ساختمانها اتاقي نيز در ضلع غربي و جنوب غربي قرار دارد که به عنوان اتاق خواب و گاهاً ساير مصارف خانواده کاربرد داشته، قرار دارد . اين اتاق در ساختمانهاي ساکنين خوش نشين به عنوان آشپزخانه مورد استفاده قرار ميگيرد . اما ساکنين دائمي روستا در جلوي ساختمان مسکوني خويش ساختمان کوچکي در ابعاد 400 ×600 سانتيمتر بنا نمودند که به عنوان آشپزخانه و غذاخوري کاربرد دارد و در کنار آن اتاقک کوچکي که تنور در آن قرار دارد و براي پخت نان از آن استفاده ميشود .

 

منبع وبلاگ : charvade.blogspot.com

بازدید:2,314بار , ارسال شده در : ۳۰ام تیر, ۱۳۹۱; ساعت : ۶:۴۲ ق.ظ
تعداد نظرات : ۲
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • محمدی گفته: ۱۱:۵۲ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۰

    سلام خداقوت
    اینجور اطلاعات خ خوبه اما بهتر نیست همراهش عکسی هم واسه معرفی بیشتر و درک بیشتر از اون فضا هم بزارین؟
    در مورد بافت روستاها، مردمش، البته میشه رفت به منبعش و نگاه کرد اما همین که در نظر اول مطلبو با عکس ببینی خ بیشتر جلب توجه میکنه
    مرسی
    شاد باشی

  • نادر وطنخواه تربه بر گفته: ۱۸:۱۹ - ۱۳۹۱/۰۴/۳۰

    بسیار زیبا بود امیدوارم روزی توفیق دیدار منطقه را داشته باشم. از آقای سعید شفقتی نیز بابت تحریر و جمع آوری مطلب بینهایت سپاسگزارم

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.
    مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان

    شماره تلفن تلگرام :0016624759892
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید