نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۳۱ مرداد ۱۳۹۶
بازدید امروز : 2287
بازدید دیروز : 3673
تعداد نظرات : 3364
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1785
کل بازدیدها : 9407146
خروجی فید امروز : 27
ورودی گوگل امروز : 29
افراد آنلاین :18 نفر

 

شهرستانی كه نام آن در هیچ یك از كتب تاریخی و جغرافیایی قدیم و جدید، یكی دوسفرنامه اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری ملاحظه نمی شود، نام دهكده ای بوده است كه بر اثر رشد و توسعه خود اینك به عنوان یكی از شهرستانهای استان گیلان مورد بررسی قرار می گیرد و این امر نشانگر آن است كه شهرستان مزبور، از هر حیث دارای استعداد و آمادگی برای پیشرفتهای روز افزون و سریع می باشد.از صومعه سرا- با همین تلفظ و املا- نخستین بار در سفرنامه میرزا ابراهیم ، كه در اواخر قرن سیزدهم به “استر آباد و مازندران و گیلان” سفر كرده، به عنوان صد و دهمین روستا از دهكده های فومن نام رفته است. پنجاه و اند سال بعد رابینو در ولایات دارالمرز ایران گیلان یكی دو جا ضمن احصای بازارهای سایر مناطق، نامی هم از بازار روز صومعه سرا به میان آورد و بر خلاف روش پسندیده خویش، از شناساندن بیشتر آن دیار، خودداری ورزیده است.جالبتر آنكه منوچهر ستوده هم در اثر خود ” از آستارا تا استارباد” زیستنامه این شهرستان را از قلم انداخته و مسكوت گذاشته است.صومعه سرا در زمان رابینو یكی از دهكده های كسما به شمار می رفت و اینك كسما از نواحی صومعه سراست.صومعه سرا به واسطه موقعیتی كه داشت در بهمن ماه سال 1323 به انضمام گسكرات یكی از بخشهای تابع شهرستان فومنات شد و این وضع تا سال 1338 خورشیدی ادامه داشت تا آنكه در آبان ماه سال مذكور بار دیگر از تابعیت شهرستان فومن منتزع و خود شهرستانی مستقل گردید. گفته می شود شاید سبب اصلی این موقعیت ، شاهراه بئدن آن است كه به همه شهرهای اطراف تا غرب كشور ارتباط دارد.
مترجم كتاب رابینو (ولایات دارالمرز) كه متوجه قصور نویسنده در شرح منطقه صومعه سرا شده ، ضمن تذكر همین نكته مبالغی اگاهیهای گوناگون به دست داده كه منضم به كتاب اوست و ما برخی از یادداشتهای او را التقاط و ضمن تلفیق با مندرجات فرهنگنامه ها ذیلاً درج خواهیم كرد:
آب و هوای شهرستان صومعه سرا در زمستان، سرد و مرطوب و در تابستان، معتدل است و مزارع آن توسط رودخانه های تنیان ، سیاه رودخان، پلنگ ور و ماسوله مشروب می گردد. رود ماسوله پس از عبور از شهرستان نزدیك آبادی نرگستان به مرداب انزلی می ریزد.بیش از دو سوم مردم صومعه سرا به كشاورزی اشتغال دارند و بیشتر مزارع این شهرستان را كه بالغ بر هزاران هكتار می گردد برنج و توتون به خود اختصاص داده است. كشت چای كه مدتها به لاهیجان و پاره ای دیگر از نواحی گیلان شرقی اختصاص داشت، در صومعه سرا مورد آزمایش قرار گرفت و اینك از هر هكتار زمین این شهرستان، دو هزار كیلو برگ سبز چای به دست می آید. تربیت كرم ابریشم نیز در برخی توابع صومعه سرا مرسوم و قابل توجه است، چندانكه در سالهای اخیر محصول پیله این نواحی با فومن از مرز دویست و پنجاه تن گذشت كه قسمتی از آن به سازمان نوغان و بخشی نیز در بازار آزاد فروخته شد.
در جنگلهای صومعه سرا كه بخشهای باتلاقی و كرانه های مرداب و مناطق كوهستانی را زیر پوشش قرار داده است، انواع درختان جنگلی از جمله راش، توسكا، افرا، شیردار، نم دار، سپیدار، اوجا، ارس، زربین، ممرز و كهل همچنین درختان میوه نظیر گیلاس، خرمالو، ازگیل، سیب و گردو در میان انها دیده می شود.
تربیت دام و دامداری در این منطقه همواره رو به توسعه بوده است. مردم صومعه سرا به پرورش انواع طیور توجه خاصی دارند، چنانكه در سالهای اخیر تعداد پرندگان مورد پرورش صومعه سرا (مرغ، خروس، جوجه، اردك، غاز و بوقلمون) به مرز ششصد و پنجاه هزار قطعه نزدیك شده بود. در شكارگاههای مجاز اطرافف همچون نرگستان، اسفند، سیاه درویشان و دامنه های كوه صیادان علاوه بر تفنگ ساچمه ای، از روشهای خاصی نیز استفاده می كنند و پرندگان را زنده به دام می اندازند.بازاری كه از قدیم الایام در روزهای یكشنبه در صومعه سرا دایر می گردد و رابینو در كتاب خود به همین مطلب اشاره و بسنده كرده است همچنان در صومعه سرا تشكیل می گردد و رقم عمده خرید و فروش و مبادلات را به خود اختصاص می دهد. بعلاوه فرآورده های شهرستان از راههای آسفالت كه به رشت و آستارا و فومن و ماسال و قراء و قصبات اطراف منتهی می گردد، به این نواحی فرستاده می شود و برای این امر در سایر راههای فرعی از چهارپایان استفاده می شود.
اكثر ساختمانهای صومعه سرا نوساز است. شهر دارای پارك و كتابخانه كودك می باشد كه در همان پارك احداث شده است.
آن هنگام كه علامه دهخدا اثر سترگ خود را می نوشت شهر كنونی مركز شهرستان دارای هشت هزار تن جمعیت و تعداد دویست و پنجاه دكان بود. وی می گوید:”در سال 1327،با شركت سهامی عده ای از سكنه كارخانه برقی در آنجا دایر شد و روشنایی قصبه را تأمین كرد.”
اهالی صومعه سرا پایبند رسوم قدیمی و حفظ آداب و سنن محلی خود هستند. رفت و آمد در بازارها، كمك جمعی در كار مزرعه، كه به آن “یاور” می گویند، جشن و سرورها و عروسیها عموماً به همان صورت كه از قدیم الایام مرسوم بوده است در آنجا به چشم می خورد.
در نیمه اول قرن چهاردهم هجری رابینو ذیل توصیف شهرستان فومن از یكصدوپنجاه قریه اسم برده است كه تمام آنها در حال حاضر از توابع صومعه سرا به شمار می روند و برخی از آنها اكنون به صورت بخش در آمده اندكه ما از هر كدام به جای خود نام خواهیم برد.صومعه سرا شامل دو مركز عمده امیر نشین به نامهای تولم و گسكر است. در بسیاری از حوادث و وقایع مهم تاریخ گیلان به نام این دو امیرنشین بر می خوریم.
مؤلف” از آستارا تا استارباد” به نقل از “مسالك الابصار” می نویسد:”سلطان تولم بر سلطان فومن برتری و تسلط دارد؛ هزار سوار دارد كه شجاعترین سربازان گیلان هستند. سربازانش در مقابل سربازان مغول ایستادگی كردند و ایشان را شكست دادند”
املجایتو( سلطان محمد خدابنده) هشتمین پادشاه از هلاكوئیان در مقابله با جنگاوران تولم دچار شكست سختی شد. به طوری كه رابینو،مولف كتاب فرمانروایان گیلان نقل می كند، ركابزن فرمانروای فومن ، قتلغشاه سردار مغولی را كه در راس لشكری انبوه به گیلان تاخته و پس از پیروزی بر فرمانروایان فومن و گسكر قصد تولم داشت به قتل رسانیده قشون مغول را محاصره كرد.تعداد محدودی از لشكریان قتلغشاه موفق به فرار شدندو جمع كثیری از آنان در اعماق گل و لای باتلاقهای گیلان جان خود را از دست دادند.برخی از محققان معتقدندكه نام صومعه سرا برگرفته ازاسم شیخ عبدالله صومعی عارف بزرگ نیمه دوم قرن چهارم ونیمه اول قرن پنجم هجری است.او مریدان بسیار داشته و صومعه های متعددی به بركت وجودش در آن ناحیه بر پا گردیده بود.گوهی دیگر می گویند نام صومعه سرا از دو واژه سوما یا صوما و سرا گرفته شده كه مفهوم سرای زاهد است.در همین زمینه مولف نامها و نامدارهای گیلان در وجه تسمیه صومعه سرا می نویسد:”ظاهراً باید تركیبی باشداز دو واژه سوما=صوما و سرا با مفهوم سرای زاهد.آنچنان كه سوم ام =سمام جایگاه زاهد و سوما بجار مزرعه و برنجزار زاهد است ومردم گیلان نیز آن را به صورت سوما سرا تلفظ می كنند منتها اهل سواد شاید به علت نا آشنایی به معنی سوما = صوما آنرا صومعه ثبت كرده اند،در صورتیكه صومعه در لغت دیر راهبان و عبادتگاه ترسایان و جز آنان زاویه ای در بالای كوه و تپه معنی شده كه با وضع جغرافیایی منطقه و مأنوسات دینی و مذهبی مردمش منطبق نمی باشد.مضافاً واژه صومعه خود افاده معنی مكان و گاه سرای مخصوص طبقه ای از مردم كه ترسا یا راهب یا درویش باشند می گویند و آوردن واژه سرا پس از آن مناسب نمی نماید.”
صومعه سرا ناحیه ای سرسبز و با طراوت است.وجود رودهایی مانند تنیان، سیاه رودخان،پلنگ ور و ماسوله رودخان در آبادانی و سرسبزی و توسعه كشتزارها و باغهای این شهرستان اثر نمایانی داشته و جنگلهای با طراوت ، زمین های جلگه ای حاشیه مرداب و پای كوهها با انواع درختها و میوه های جنگلی و مزارع برنج،چای،توتون و ابریشم به این منطقه منظره ای بدیع داده است.
صومعه سرا با داشتن توتستانهای وسیع وادارات و سازماندهی مركزی آن در كسما و تلمبارهای فراوان در تأمین قسمتی از محصول ابریشم گیلان نقش مؤثری داشته است.از وقتی كه پای شركت ها و بازرگانان خارجی جهت خریدن ابریشم گیلان به این سرزمین باز شد این ناحیه با گسترش تعداد تلمبارها و وسعت توتستانها اهمیت خاصی پیدا كرد.مؤلف كتاب “حدودالعالم من المشرق الی المغرب “كه بیش از 1000 سال از تألیف آن می گذرد ، می نویسد: ” تولیم یكی از دهكده های آنسوی رودیان یعنی بیه پس است.”صاحب “مسالك الابصارفی ممالك الامصار”در 737 هجری نوشته است:”حاكم تولم دارای موقعیت و اعتباری مساوی با حاكم فومن بوده و حكومت تولم نیرویی مركب از 1000 نفر سرباز در اختیار داشت و این سربازان در گیلان به شجاعت مشهور بودند،مخصوصاً از زمانی كه نیروی نغول را درهم شكستند اعتبار فوق العاده ای نزد همسایگان خود كسب كردند.”
شمس الدین محمد انصاری دمشقی كه ” نخبه الدهر فی عجایب البر و البحر” را در قرن هشتم تألیف نموده در تعریف گیلان می گوید :”در این سرزمین شهرهای گوناگونگسترده ای بر كنار دریا همچون لاهیجان و كوتم و كوچصفهان و همام و رشت و تولیم و فومن … قرار داردو هریك از شهرها مملكتی جداگانه است و در آنها پادشاهانی فرمانروایی دارند كه از یكدیگر اطاعت نمی كنند.”تولم در زمان سفر میرزا ابراهیم به سواحل جنوبی دریای خزر، (77-1276 هجری قمری )از هر حیث رو به پیشرفت نهاده بود.او درباره تولم میگوید: “احوال ولایت تولم خالصه پادشاهی كه در شمال فومن و در جنوب مرداب انزلی واقع است … محصولش برنج و ابریشم و مرغ و ماهی استویازده مجرای رودخانه دارد كه به مرداب انزلی داخل می شود و ا آنها صید ماهی حلال می نمایند و مبلغ سه هزار تومان از بابت اجاره شیلات تولم م باشد.” رابینو می نویسد:”در دو قرن گذشته مركز حكومت تولم ، هنده خاله بوده است. پس از آنكه امر واگذاری زمینهای خالصه تولم انجام یافتاین منطقه از نظر اداری به رشت تعلق گرفت و سردار معتمد كه بزرگترین مالك رشت بود نایب الحكومه آنجا شد…تقریباً تمام جمعیت تولم را طاعون 1246 هجری از بین برد و جمعیت كنونی آن خیلی كم است و اصل آنها به مهاجرین لاهیجان و مازندران و طالش (تالش) كه به این ناحیه آمده اند می رسد.محصولات تولم عبارتند از: برنج، ابریشم، توتون و مقدار كمی عسل … از آنجا كه چوب و زغال و آجر و خربزه به انزلی و كدو به روسیه فرستاده می شود. : برنج و توتون و ابریشم تولم در بازارهای رشت به فروش می رسد.”
از مناطق مهم واقع در شهرستان صومعه سرا ،كه خود تاریخی جداگانه داردو در مان قدیم منطقه حكومتی مهمی را تشكیل می داد، گسكر است.بنا بر عقیده ابوالفداء دولاب همان گسكر بوده است. مقدسی مؤلف “احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم”در قرن چهارم می نویسد:”دولاب قصبه جیل (گیلان) استساختمان هایش با سنگ و گچ است.جامع در كناری از ان است.شهری خوب و بازارش زیبا است.جلو جامع میدانی است و پشت ان گودالی برای فاضل آب.”
مؤلف “مسالك الابصار فی ممالك الامصار” نیز در مورد گسكر نوشته است:”منطقه حكومت وسیع و ایالات بارور و حاصلخیز است.گندم و میوه وحیواناتی مانند گاو و گوسفند در انجا فراوان است.”
اولئاریوس،كه در اواسط قرن 11 هجری (نیمه اول قرن 17 میلادی) یعنی در عهد صفویه به ایران سفر كرده،نوشته است،”گسكر شهر كوچكی در حدود4 فرسنگی كسما و 2 فرسنگی دریا بوده است و آنرا گوراب گسكر نیز می نامند.”از مطالبی كه جهانگردان و نویسندگان خارجی در مورد گسكرنوشته اند چنین برمی آید كه این سرزمین با گذشت زمان اندك اندك محدود شده و اهمیت خود را از دست داده است.
100 سال پس از اولئاریوس یعنی در 1160 هجری “كوك” یكی از همراهان شاهزاده گالیتزین سفیر روس از گسكردیدن كرد و نوشته است:”شهر گسكرو سرزمینی كه به همین نام موسوم است تحت اداره حكومت گیلان كه مركز آن رشت است قرار دارد.از چندی پیش این ناحیه به سبب داشتن ابریشم خام و الیاف ابریشمی شهرت داشت اما شكنجه و فشار دوران حكومت ناد ران را به نابودی كشانید.”
64 سال بهد یعنی در سال 1224 هجری كلنل ترزل از گسكربه عنوان قصبه ای نام برد كه دارای 400 خانوار تالش است و توسط خانها اداره می شود.خودزكو در 1246 هجری در مورد گسكر می نویسد:
“شهری به این نام كه سابق بر این حاكم نشین امی قدرتمند گسكر بوده اكنون دیگر وجود ندارد.فتحعلی شاه پس از آنكه این سرزمین مستقل را تحت تسلط خویش در آوردو به عنوان ولایتی ضمیمه گیلان ساخت آنرا به 5 بلوك زیر تقسیم كرد كه جمله تابع حاكم ایالت گیلانند:الف:گیل دولاب و طالش دولاب یا پایین دولاب و بالا دولاب …و مركزش پونل … ب:انزلی با 4 بخش یا 4 فریضه تابع خودكه عبارت باشند ازكولیور،بشم، سنگاچین و كپورچال…و مركز ان انزلی است… ج:شاندرمن … والی آن رضاخان است كه در مركز بلوك یعنی در بیتم اقامت دارد. د:ماسال … مركزش رودكنار است … دو بلوك اخیر را به ضمیمه طالش دولاب معمولاً با نام كوهپایه های گسكر می شناسند.”
ژوبر كه در دهه اول قرن نوزدهم به ایران سفر كرده در سفرنامه خود می نویسد:
“هنگامیكه از انزلی عازم شویم و زبانه خاكی ای را كه این بندر در آخریز سرحد شرقی آن فاگرفته دنبال بنماییم چندین دهكده كوچك می یابیم و در هفت فرسخی به سوی مغرب،قصبه گسكر را می بینیمكه 300 تا 400 خانواراز تیره تالشها در ان ساكن هستند.هسته این تیره در سزمینی به همین نام است كه در نیمه راه رشت به انزلی می باشد.آقا محمد خان نتوانست آنها را فرمانبردار كندو بیش از چند سال نیست كه فرمانبرداری فتحعلی شاه جانشین او را پذیرفته اند ولی به شرط ضمنی كه حاكم انحا كسی از اهل تیره خودشان باشد.شاه، كه اخیراً یكی از اربابان گیلان را به حكومت گسكر گماشته بود، مردم به پیشبازش رفتند و به او گفتند كه پا به سرزمینشان نگذارد ولی حاكم اعتنایی به گفته انها نكرد و راه خود را پیش گرفت ولیكن به زحمت از مرز گذشته بود كه چندین گلوله تفنگ از میان درختان شلیك شد و در همان محل ایستاد.آنها خودشان خانی را برگزیدند كه خیلی به آرامی از این تاریخ به آنها حكومت می كند.شاه مصلحت دانست كه چشم خود را درباره این سركشی ببندد و به روی خود نیاورد. مردم انجا در بیشتر مدت سال در كوهستانها چاد رمی زنند و تنها در هنگام كشت كرم ابریشم به خانه های خود بازمی گردند.نها محصول خوبی به دست می آورند ولی ابریشمی كه به دست می آورنددر گیلان چندان ارزشی ندارد.” رابینو كه در فاصله 1324 تا 1330 هجری در گیلان بوده می نویسد:” در اواخر سلطنت فتحعلی شاه از وسعت ناحیه گسكر كاسته گردیدو این ناحیه به وسعت كنونی خود رسید و حاكم مقر خود را در زیگسار بنا نمود.دهكده هایی كه در جلگه بودند به نام گیل گسكرو نواحی كوهستانی آن كه محل سكونت طالشها بود طالش گسكر خوانده شد. امروزه مركز حكومت گسكر طاهرگوراب است … این دهكده دارای 30 خانه و یك حمام به نام حمام گسكر است.مقبره ای به نام آقا پیرعلی در اینجا دیده می شود. جمعیت طاهرگوراب 918 خانوار است كه اكثر آنها گیلك هستند ولی دهكده هایی كه مرز ماسال و شاندرمن می باشندمحل سكونت طالشهاست.”
رابینوصورتی از اسامی دهكده های گسكر شامل 38 دهكده را در كتاب خود آورده است.بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت كه د ران زمان گسكر بخشی شامل 38 روستا و آبادی بوده است.

.

گردآورنده: خانم مریم واقف

وبلاگ گردآورنده: guilanview.blogfa

منبع: سایت کرکان بندرانزلی (www.karkan.ir)

بازدید:6,249بار , ارسال شده در : ۲۳ام آبان, ۱۳۹۰; ساعت : ۷:۳۲ ق.ظ
تعداد نظرات : ۴
آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • حامد بصیر غفوری گفته: ۱۸:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۳

    با تشکر از گرداورنده این تاریخچه از منطقه صومعه سرا
    بسیار جالب وخواندنی بود

  • گیله طنز گفته: ۲۳:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵

    سلام دوست عزیز – ممنونم که به وبلاگ بنده سر زدید . از آشنایی تان خوشحالم . وب بسار جالب و سودمندی دارید . دوست عزیز ، خواستم بگویم که اگر از سوماسرا در ازمنه پیشین در تواریخ نامی نبرده اند . چون در آن زمانها بنام گسکر بود . حتا کسما و طاهرگوراب و ضیابر به این نام نبودند . بلکه به کلیه این شهرها گسکرات می گفتند .قبل از ان تاریخ اگر بخواهی سابقه این شهرها را بیابی باید با نام گسکر از دلاور ی ها و فداکاری هایش …در تاریخ جستجو کنید !
    ممنونم موفق باشید .

  • گیله طنز گفته: ۱۴:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۱۸

    مـن ضيابر ، تِـه بـاهـارا دوس دارم

    تِـــه گولِـــه آلــوچه دارا دوس دارم

    هـر زمات گــردم روبار كـؤلا مِـه ره

    من تِه اون مورغك روبارادوس دارم

    دوره بَــر ، داري همش باغ و بجار

    مـن تِـه اون باغ و بجارا دوس دارم

    هر جا شَم تِه حلوايا سوغات بَرَم

    سوغاتي يـه مِـــه ديارا دوس دارم

    سر بسر دونيا بَگـــردم مـــن اگــر

    باز تِـــه اون روبار كنـارا دوس دارم

    نامــــدارانيد تِــــه زاك و زوكـــــان

    تِــه زاكـــانِــه نامــــدارا دوس دارم

    اهــل علم و اهـل كار تِه مردومان

    من اوشانِه پوشته كارا دوس دارم

    تــو ايسي مِـه زادگاه مثله مِه مار

    مِـه وطن يأني مِه مارا دوس دارم

    شعر از «كاس آقا ضيابري »

    * مورغك روبار : نام رودخانه مرغك كه از ميان
    ضيابر مي گذرد .

  • EHSAN PAYE گفته: ۱۴:۵۳ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۱

    خوب

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید