نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲۵ مهر ۱۳۹۶
بازدید امروز : 646
بازدید دیروز : 2855
تعداد نظرات : 3390
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1792
کل بازدیدها : 9621306
خروجی فید امروز : 15
ورودی گوگل امروز : 11
افراد آنلاین :3 نفر

 

 

منظومه های موسیقایی گیلی

    گیلان به دلیل موقعیت و طبیعت خاص خود منشأ گونه های پرشمار نقل‌های ساده و ترکیبی است. اگر از یادآوری ده ها افسانه و داستان متقدم و متأخّر روایی و کلامی در گذریم، نام چندین نقل منظوم و موسیقایی همچون زرنگیس zarangis، هیبته heybate، ولی خان vali-xan، حیدرخان heydar-xan، شوکته- شوکتی sowkatay، رعنا، کوچک خان،  صبوری sabury و کاکوای kakuay نشانگر وجود شمار وسیع نقل ها در این منطقه است. اگرچه اکثر منظومه های یاد شده به طور نسبی متأخرند، ولی همواره سنت ها و شیوه های کهن تر خلق نقل در آنها لحاظ شده است.

    یک ویژگی منحصر بفرد در نقل های بالنسبه قدیمی تر گیلی، حضور گستردۀ طنز و هجو در آنهاست، پدیده ای که در دیگر نقل های منظوم و موسیقیایی نواحی ایران کمتر دیده شده است. مضمون منظومه های گیلی به ویژه منظومه هایی که پیدایش آنها به دوران معاصر مربوط است، حوزۀ گسترده ای از موضوعات اجتماعی، سیاسی، غنایی و حماسی را در برگرفته و انعکاس ملموس و زنده ای از روابط و روند زندگی بومی و تاریخ اجتماعی ساکنان است. نکتۀ پر اهمیت در نقل های گیلی این است که مضامین آنها علاوه بر موضوعات سنتی نقل های ایرانی در ردۀ سیاسی و اجتماعی نیز قابل ارزیابی هستند. این مسئله به وضوح متأثر از تحولات و بحران های سیاسی این منطقه بوده که خود تحت تأثیر و ناشی از رویدادهای انقلابی و اجتماعی قفقاز و بالاخص روسیه می باشد.

 

    هیبته:

 شخصیت قهرمان نقل منظومه ای هیبته که از زنان مبارز گیلان به شمار می آمده و با جنبش انقلابی موسوم به جنگل مقارن بوده، انگیزۀ اصلی شعرخوانان گیلانی در خلق این منظومه بوده است.

   این نقل علاوه بر انعکاس زندگی پر فراز و نشیب، مبارزات و ایستادگی‌های سلحشورانۀ هیبته و انجام حزن انگیز زندگی او، تصویرگر جنبه های مختلف زندگی و حیات اجتماعی مردم گیلان و کشاکش های پر تب و تاب آن در قرون نوزدهم و بیستم میلادی است. از همین رو از لابه لای مضامین این نقل به غایت زیبا شرایط پیچیدۀ گیلان آن روز قابل فهم است. در بازگفت نقل منظومه ای حیدرخان به سرانجام تراژیک و سرنوشت هیبته پرداخته شده است.

     کوچک خان:

 نقلِ منظومه ای و موسیقیایی کوچک خان ،رهبر نهضت جنگل و از مجاهدان و مبارزان شناخته شدۀ نهضت جنگل ،بسی متأخرتر از نقل هیبته و حیدرخان است. به نظر می رسد، این منظومه توسط روشنفکران روزگار حاضر سروده شده و بر اساس فرم و ساختار منظومه های قدیمی و توسط خوانندگان حرفه ای، آوازی شده است. به رغم این مسئله همین منظومۀ نوپرداخته نیز آنچنان با مهارت و استادی و به شیوۀ نقل های منظوم و فولکلور گیلی پرداخت گردید که تفکیک نمودن آن از منظومه های پیشین دشوار است. خاصه اینکه دخالت همه جانبۀ ساختارهای فرهنگی و هنری گذشته و احساسات و عواطف بومی و از جمله استفادۀ به جا از موسیقی گیلی این منظومه را در طیف منظومه های کاملاً سنتی گیلان قرار داده است.

 

حیدرخان :

     بررسی ساختاری نقل حیدرخان و هیبته – چه از نظر فرم موسیقی و شعر و چه از نظر مضمون- منطبق با ساختار دیگر منظومه های معمول البرز است. در این بین اگرچه مانند بسیاری از منظومه های موسیقایی گیلی بخش های متنابهی از روایت و اشعار منظومۀ حیدرخان نیز دچار سردرگمی و آشفتگی است و احتمالاً  پاره ای از اشعار آن اساساً فراموش شده ، ولی در مجموع و در قیاس می توان گفت که این روایت منسجم تر و کامل تر از دیگر منظومه‌های سیاسی و حماسی است.

     بر اساس روایات افواهی و خاطرات سالخوردگان فشتال (روستایی در حومۀ لاهیجان)، حیدرخان از رعایا و گالشان اربابی از منطقۀ سیاهکل به نام حسین قلی خان بود. او با تکیه بر بی باکی و شهامت خود و در پی آشوب ها و بلواهایی که سال ها بخشی از حیات سیاسی پر آشوب این منطقه را تشکیل می داد، باگردآوردن جمعی از تفنگچیان و تسلط بر فشتال در شرق گیلان حکومتی کوچک تشکیل داده و به خلع سلاح خوانین پرداخت. او همزمان از رعایا خواست تا از پرداخت بهرۀ مالکانه به اربابان خودداری ورزیده و در عوض به حمایت از او بپردازند. در دوران معاصر و اواخر عصر حکومت‌های ملوک الطوایفی موضوع پرداخت بهره های سنگین و کمرشکن مالکانه از سوی رعایا همواره به عنوان عاملی مؤثر و نقطۀ عطفی در طغیان و شورش‌های کوچک و پراکندۀ دهقانی در مناطق مختلف گیلان بوده است. به هر شکل حیدرخان با استفاده از این حربۀ مؤثر و تشویق کشاورزان و رعایا به خودداری از پرداخت بهرۀ مالکانه جایگاه نسبتاً محکمی را در قلوب گروهی از آنان به دست آورد. در عین حال چنین روشی به طور طبیعی طغیان علیه حکومت مرکزی قلمداد می گردید. حکومت های وقت پیوسته مترصد فرصتی بودند تا اینگونه غائله های محلی را به شدت سرکوب نمایند. آنچه مسلم است مسئلۀ شورش حیدرخان که در گرماگرم پس از تغییر حکومت قاجار و نابسامانی های گسترده در کشور به وقوع پیوست، از نظر وزن سیاسی و نظامی از اهمیت چندانی برخوردار نبود.

    ظاهراً مشیرالممالک عامل دولت در منطقه سعی فراوان به خرج داد تا حیدرخان را متقاعد نماید تا سلاح بر زمین گذاشته و در قالب نیروهای دولتی و تحت نظارت حکومت گیلان و در خدمت اهداف این حکومت به فعالیت های نظامی و مسلحانۀ خود ادامه دهد. حیدرخان بارها پیشنهادات گوناگون مشیرالممالک را رد نموده و حاضر نگردید تا به درخواست ها و راه حل های او تمکین نماید. سرانجام دستور سرکوب این شورش از پایتخت صادر گردیده و قوای دولتی به همراه خوانین و فئودال های مسلح ، سرکوب و بازداشت عوامل حیدرخان را آغاز نمودند. همزمان خوانین مسلح شب هنگام در آسیابر دیلمان قراخان برادر حیدرخان و فرزندش نامدارخان را با شلیک گلوله به قتل رساندند. قتل برادر و فرزند حیدرخان موجب گردید تا او در حرکتی انتقام جویانه به سیاهکل حمله برده و بازارها و خانه‌های  اربابی را به آتش بکشد. غارت و چپاول انبارهای برنج و دیگر کالاهای تجار دو روز ادامه یافت. در نهایت حیدرخان به فشتال بازگشت. قوای دولتی فشتال را به محاصره درآورده و در اولین یورش صفرخان همسر هیبته کشته شد. حیدرخان به دلیل کمبود قوا و یا به خاطر رعایت حال اهالی و پیشگیری از کشتار مردم بی گناه با یاران مسلح خود به جنگل گریخت. جنگ و گریز در جنگل ادامه یافت و در نهایت حکومت گیلان با اجیر نمودن چریک محلی مجدداً به جنگل یورش برد. در جدالی که چندان به درازا نکشید بسیاری از یاران حیدر به قتل رسیده و هیبته همسر صفرخان بازداشت و زندانی گردید. تعدادی از همرزمان حیدر دستگیر گردیده و در همان روز تیرباران شدند. حیدر از این معرکه جان سالم به در برد، ولی در نهایت در قهوه خانه ای (بر اساس یکی از روایت ها حیدرخان در حوالی نشتارود شناسایی و دستگیر گردید.) شناسایی و دستگیر گردید و پس از چند روز در یکی از میادین شهر رشت به دار آویخته شد. هیبته همسر صفرخان یک بار نیز با کوچک خان جنگلی روبه رو گردید و آن هم درست پس از شکست و تلاش نهضت جنگل و هنگام گریز میرزا کوچک خان به سوی سراوان صورت پذیرفت و حیدرخان جوان و برادرش قراخان او را از رودخانۀ سفیدرود گذرانیده و میرزا را تا سراوان همراهی نمودند.

    هر چه هست، نقل منظوم هیبته و حیدرخان پیوسته از مبارزات، فداکاری ها و پاکباختگی های سه شخصیت کلیدی این دو نقل یعنی حیدرخان ،صفرخان و هیبته و البته به صورتی کم مایه تر از برخی از همرزمان و همراهان آنان سخن به میان می آورد.

    در رابطه با نقل ها و منظومه های سیاسی- اجتماعی در این منطقه ما باز هم می توانیم به نمونه های دیگری از جمله «ولی خان» اشاره کنیم، اما مفقود شدن روایات اصلی و پاک شدن حافظۀ منظومه خوانان این منطقه از اصلی ترین اشعار این گونه منظومه ها، ممکن است روایت و شرح داستان را با اشتباهات غیر قابل جبرانی همراه سازد.

 

رعنا

  اگر بخواهیم از میان ده‌ها منظومۀگیلی تنها یکی را مستثنی سازیم، قطعاً منظومۀ رعنا بر همۀ نقل های گیلی ارجحیت دارد. این استثناء در درجۀ اول به خاطر جاذبه و عمومیت منظومۀ رعنا در شرق و غرب این منطقه و دیگر روایات متعدد و گاه متناقضی است که از داستان و سرگذشت شخصیت اصلی این منظومه در میان اهالی پراکنده شده است. با وجود ورژن های مختلف و متناقض و همچنین وجود برخی اشعار سست، بی ربط و مغشوش ،منظومۀ رعنا هنوز از پر مخاطب ترین نقل های موسیقیایی در بین بومیان گیلان به شمار می آید. بر اساس یکی از روایات موجود، رعنا دختر یکی از رعایای اهالی اشکور معشوقۀ زیبارو و بلندقامت یکی از گالشان (دامدار) میانه حال به طمع زندگی بهتر و رفاه و آسایش بیشتر فریفتۀ اربابی گردیده و به صورت پنهانی زادگاه خود را ترک نموده و به نقطه ای نامعلوم عزیمت می کند. چوپان تا مدت ها از حقیقت ماجرا بی خبر بوده و کوه ها و دشت ها را جهت یافتن رعنا زیر پا می نهد؛ تا اینکه توسط برخی دامداران از چگونگی و حقیقت امر مطلع گشته و با سرودن و خواندن اشعاری هجو رعنا را به باد تمسخر گرفته و شأن منزلت معشوقه اش را تا اندازۀ یک روسپی تنزل می دهد. یکی دیگر از روایات این منظومه حکایت از آن دارد که رعنا، نه به دلخواه و میل باطنی بلکه به عنف و جبر توسط ارباب ربوده شده و به مکانی نامعلوم برده شد. بر اساس این روایت رعنا با شهامت و رشادتی ستودنی تلاش نمود تا خود را از این ورطه نجات داده و به محبوب خود بپیوندد. البته باز هم می توان از این منظومه روایت ها و برداشت های دیگری را که در افواه وجود دارد ارائه نمود، که در دایرۀ شایعات سطحی و عوامانه قرار دارد.

    از دیگر نقل های غنایی گیلان داستان دو دلدادۀ جوان و پر تهوّر به نام عزیز و نگار است. این منظومه که از موسیقی و آوازی اصیل ،پر مایه و کشش و جاندار بهره می برد. بیشتر در حوزۀ نقل های طالقانی مورد بررسی است. اما مهم تر از آن لازم است تا به دو منظومۀ قدیمی گیلانی اشاره نمود که در تب و تاب حوادث و گذر زمان دستخوش فراموشی گردیده اند. اشعار پراکنده ای که از منظومۀ زرنگیس به جای مانده گواه این نکته است که در قیاس با منظومه های موجود، این منظومۀ آوازی از نمونه های نسبتاً قدیمی تر نقل های منظوم گیلی به شمار می آید.

     تاکنون امکان دستیابی به روایتی منسجم و یکدست از این منظومه حاصل نشد، ولی ابیات باقی مانده گویای زمینه و زیرساخت مضمونی مطلقاً غنایی زرنگیس بوده و شاکلۀ مفهومی آن توأماً مأخوذ از احساسات و تمنیّات معیشت دامپروری و کشاورزی است. بر همین اساس بخشی از ذوقیات و فرهنگ دامی- کشاورزی گیلان سده های پیشین در این منظومه بازتاب یافته است. در رابطه با منظومه های موسیقیایی و غنایی گیلی مورد دیگری نیز با عنوان «شوکته» قابل بازگویی است. منظومۀ شوکته در حال حاضر به صورت گوشواره ای تک بیتی در دنبالۀ اشعاری کاملاً غیر مرتبط با مفهوم اصلی قرار می گیرد. این مسئله نشانگر آن است که متأسفانه اشعار اصلی منظومه به طور کلی فراموش گردیده و این تک بیت (ترجیع بند) ظاهراً نمادی از حضور این نقل موسیقیایی در اذهان شعر خوانان و منظومه خوانان گیل و دیلم است. (گفتگو با فریدون پور رضا- گیلان، تابستان 1373)

    در پایان لازم به بازگویی است که مواجهه با منظومه های مطلقاً هجو و طنز آمیز با این مایه از ظرافت، شوخ طبعی و شیرین کاری لااقل در حال حاضر پدیده ای است که در فرهنگ گیل قابل مشاهده بوده و در دیگر فرهنگ ها و منظومه های موسیقیایی نواحی ایران دیده نمی شود.

     اساس داستانی منظومه های طنز و هجو در گیلان از شوخ طبعی های سبکسرانه و عوام پسند، همچون به سخره گرفتن مادرزن تا تند و تیزترین انتقادات و اعتراضات به اجهافات، زیاده خواهی ها و افزون طلبی های اربابان و گاه مبارزه جویی با حکومت های محلی را در بر می گیرد. البته در همه حال استهزا و تحقیر با زبان گزندۀ طنز، فرم ساختاری این منظومه ها و ادبیات آن ها را تشکیل می دهد.

 

موسیقی تالش

    موسیقی تالش از نظر ساختار و فرم کلّی نغمات اعم از فواصل، مایگی و ویژگی های نغمه متمایز از موسیقی گیلی است. این موسیقی با سه عنوان اصلی و با قدمت یعنی دستون (dastun) ، هوا (hava)و پرده (parde)شناخته می شوند. به غیر از این عناوین دیگری نیز در موسیقی تالش وجود دارد که بیشتر آنها به نسبت نام های سه گانه فوق متأخر هستند. نوروزی نومه، مولودی نومه، ساقی نومه و … بخشی از آوازهای تالشی است که مختص مراسم و مناسبت های خاص می باشند. مهم ترین بخش از رپروتوار موسیقی تالشی شامل آوازهایی با متر آزاد است که به دستون شهرت داشته و در موسیقی تالش از نقش و جایگاهی محوری برخوردارند. دستون ها از نظر مایگی بیش تر در شور ابوعطا قرار داشته اند و درکلّیۀ اجراها آغاز آن ها از فراز به فرود است. بر محور دستون ها مجموعه ای از «هواها» و «پرده ها» و نیز نغمات و ریزمقامات سازی و آوازی شامل منظومه های موسیقیایی، ترانه ها، لالایی ها، موسیقی مذهبی و آیینی، نوروزنامه و قطعات سازی شکل گرفته اند.

    این مجموعه به دلیل ویژگی های قومی و اقلیمی به عکس موسیقی سایر نواحی البرز جنوبی و شمالی کم تر تحت تأثیر موسیقی سایر مناطق قرار گرفته و بخش های عمده ای از آن خاصّه در قسمت دستون ها همچنان بکر و دست نخورده باقی مانده است. تأثیر موسیقی گیلی به ویژه گیلان بیه پس تنها در تعدادی از تکّه های سازی مربوط به لله (نی چوپانی تالش) و سرنا ملاحظه می شوند. در بخش آوازی نیز اگر چه برخی از گونه های موسیقی عرفانی و مذهبی از طریق صوفیان ترک نژاد و دیگر هنرمندان مهاجر به این منطقه آورده شد، اما اینگونه نواها در طول زمان آن چنان از حالات و ساختار موسیقی تالشی و به ویژه دستون ها متأثر شد که در حال حاضر می توان این گونه نغمات را در زمره ریزمقامات اصیل با همۀ خصوصیات و ویژگی های موسیقی این قوم قلمداد نمود.

در نگاهی کلی موسیقی تالشی به شرح زیر قابل دسته بندی است:

 

دستون های آوازی و سازی

همان طور که گفته شد دستون ها به آوازهایی با متر آزاد اطلاق می شود که اساس موسیقی تالش را تشکیل می دهند. دستون عموماً توسّط مردان و در مناسبت های مختلف از جمله در سوگ، شادی، جشن و سرور و حتی به هنگام کار خوانده می شود. در واقع تالشیان ژرف ترین احساسات و شناخت خود را نسبت به هستی، آرمان ها و محیط پیرامون خود، از طریق دستون ها بیان می دارند. دستون ها از سبک های مختلفی تشکیل می شوند. هر یک  از سبک ها از نظر فواصل و اساس ساختار و حالات با هم مشترک اند. وجوه تفاوت این آواها را باید در نحوۀ بیان، تحریرها و تزیینات ویژه در هر منطقه جست و جو نمود. در واقع به همان میزان که لهجه در زبان تالشی دچار تغییر می شود عناصر موسیقیایی نیز تغییر می یابند. شاخص ترین سبک های دستون، سبک اسالمی، تالش دولایی و ماسالی است که به ترتیب سبک اسالمی و تالش دولایی از اصالت بیش تری برخوردارند. دستون ماسالی در نوحی هم جوار گیل نشین به طرز کاملاً مشهودی به آواز گالشی گیلان نزدیک و با آن منطبق می شود. این موضوع از سویی به دلیل نفوذ فرهنگ گیلی و از سوی دیگر به دلایل تاریخی است.

    اگر چه شعر و کلام در دستون ها مبتنی بر فهلویات است اما در بسیاری از موارد دو بیتی ها منطبق با قانون مندی نظام عروضی در شعر کلاسیک پارسی نبوده و خوانندگان با افزودن هجاهای لازم کلام را با موسیقی هماهنگ می سازند. این موضوع از خصیصه های هنر خنیایی و با قدمت موسیقی همۀ اقوام ایرانی محسوب می شود. دستون ها با همۀ اشکال خود بعدها به موسیقی سازی نیز راه یافتند. ظاهراً دستون های تالشی با تنبور منسوخ شدۀ تالش نیز اجرا و بیان می شد که بعدها در این زمینه نی چوپانی تالش (لله) جایگزین تنبور گردید. چنان که در حال حاضر دستون ها با عنوان آواز تالشی از مقامات اصلی سازی منطقه نیز بوده و با ساز لله و گاه با لبک نواخته می شوند.

 پرده ها و هواها

علاوه بر دستون ها که با عنوان آواز تالشی از ارکان اصلی موسیقی سازی است ،تعداد زیادی از تکّه ها و قطعات دیگر نیز تشکیل دهندۀ اساس موسیقی سازی تالش هستند. مجموعۀ این موسیقی را که عموماً با (لله) نواخته می شود باید به عنوان موسیقی چوپانی  تالش محسوب نمود. این قطعات عموماً بیان گر نوع زندگی و روابط اجتماعی مبتنی بر معیشت دام داری است و مضامین آن عموماً بر تعلیف، خوراندن آب و جابه جایی گوسفندان حکایت می کند و یا از آروزها، شادی ها و رنج های چوپانان و گالشان سخن می گوید. هواها و پرده ها از نظر فواصل منطبق با دستون ها بوده که با فرم های بدیع و غالباً با شتاب بیشتری نسبت به آوازها به اجرا در می آیند. برخی از این قطعات در جشن های عروسی، حنابندان، کشتی های محلی و برخی از آیین های بومی اجرا می شوند. محققین و آگاهان تالشی را عقید بر این است که بیش از صد پرده و هوا در موسیقی سازی منطقه شنیده شده است. اما پرده ها و هواهایی که در حال حاضر در حافظۀ نوازندگان بومی مانده تعداد معدودی را شامل می شود که از جملۀ آن ها می توان کل ورزا پرده، کُشتی هوا، پاییزه هوا ،کیجه هوا، گیله پهلوی، سیاوش، دوشه هوا، گیشتیه هوا و شتره زنگ را نام برد. هواها و پرده ها عموماً از متر مشخص برخوردارند. نوازندگان لله علاوه بر اجرای مستقل مقامات سازی، گاهی نیز به همنوازی با خوانندگان می پردازند. از همین طریق تعدادی از منظومه ها و مقامات آوازی به موسیقی سازی راه یافته است.

     پرده ها و هواها عموماً توسّط لله (نی چوپانی) و یا لبک (نی لبک) نواخته شده و در برخی نواحی به ویژه ماسال، سرنا و نقارۀ تالشی نیز مجری تعدادی از اینگونه نغمات هستند.

ریزمقام ها (آوازی و سازی)

اگرچه برخی از منظومه ها از نظر متر به دستون های تالشی نزدیک می شوند اما از نظر کلی به لحاظ شتاب بیش تر و توالی و تکرار منظم و یک نواخت جملات موسیقی و تقارن ریتم در گروه ریزمقام ها جای می گیرند.

    منظومه ها در موسیقی تالش بسیارند، علاوه بر لدوبه (محمودبه) که مشهور ترین منظومه در سراسر نواحی تالش نشین است منظومه های دیگری همچون گنزون گره دارای مفاهیم حماسی هستند. همچنین برخی از منظومه های آیینی، عرفانی و مذهبی مانند نوروزنامه، ساقی نامه، مولودی نامه و … نیز در برخی نواحی تالش نشین عمومیّت دارند.

    برخی از این منظومه های موسیقایی خاصّه منظومه های مذهبی اصولاً فاقد بیان سازی هستند.

    به غیر از منظومه ها، ترانه های پرشماری نیز در منطقه رواج دارد. این ترانه‌ها عموماً به هنگام کار در مزارع ،مراسم و جشن ها و یا در تنهایی خوانده می شوند. برخی از این ترانه ها مانند آلیله اختصاص به زنان دارد. این نوع ترانه ها به صورت سؤال و جواب و یا دسته جمعی به هنگام نشاء یا وجین در برنج زار خوانده می شوند و فاقد بیان سازی می باشند. باید اضافه نمود که غالباً مردان از خواندن این گونه ترانه ها امتناع می ورزند.

    برخی دیگر از ریزمقامات (ترانه ها) مانند هی یار هی یار، مبارک باد، گسگری بازار، سیاریحون، بندون بندون و بِرِن بِرِن توسّط عموم و در شرایط مختلف و به فراخور حال اجرا می شوند. تعدادی از ترانه ها نیز مانند آفتا و سوسره، کار بشیمون ننه و امانه لیله ترانه های کار و تلاش می باشند. ریزمقام ها و ترانه های فوق گاهی با ساز همراه است. از همین رو برخی از آن ها با تغییر حالات به موسیقی سازی نیز راه یافته اند.

 

تأثیر موسیقی مناطق هم جوار

    موسیقی تالش نسبت به موسیقی بسیاری از نواحی ایران دست نخورده تر است. با این حال نمی توان برخی از تأثیرات موسیقی اقوام و مناطق هم جوار را در موسیقی این منطقه نادیده انگاشت.

    ماسال مرکز تقاطع و اختلاط موسیقی تالش وگیلی است. علاوه بر نزدیک شدن دستون های ماسالی به آواز گالشی گیلان، می توان برخی از ریزمقامات گیلانی را چه در بخش آوازی و چه در بخش سازی با دگرگونی هایی در شکل و جملات ترانه ها در ماسال ملاحظه کرد، ضمن این که برخی از قطعات سرنای گیلی نیز با دگرگونی هایی به قطعات سازی این منطقه راه یافته است.

    حضور سرنای گیلی موجب شده است که برخی از قطعات مراسمی مربوط به سرنا در این منطقه نفوذ نماید. لازم به ذکر است، بیش ترین جلوه های تأثیر موسیقیایی اقوام را باید در موسیقی مذهبی تالش ملاحظه کرد. بسیاری از آوازهای مذهبی هم چون مولودی نامه و ساقی نامه توسّط صوفیان ترک نژاد به موسیقی تالش راه یافته است. اگرچه با  گذشت زمان اینگونه نغمات آن چنان از حالات و ویژگی های موسیقی تالش به خصوص دستون ها متأثر شدند که در حال حاضر می توان آنها را در زمرۀ ریزمقامات تالشی با همۀ خصوصیات موسیقی قومی این منطقه به شمار آورد. حضور برخی از ترانه ها در شوشتری نیز حاکی از تأثیر دیگر اقوام در  موسیقی منطقه است.

 

سازهای منطقۀ تالش

سازها در تالش به طرز شگفت انگیزی محدود و کم تنوع اند. عمده ترین ساز منطقه نی چوپانی است که به لله  (lala)شهرت دارد. این ساز هیچ گونه تفاوتی با نی چوپانی گیلان و مازندران ندارد. از دیگر سازهای رایج در منطقه باید از لبک lebak یاد کرد که در واقع همان ساز زبانه دار نی لبک است که البته باید در اصالت آن تردید داشت.

    به گفتۀ آگاهان محلّی ساز کوبه ای متداول در منطقه در منطقه دیاره diyare یا دپ dap بوده است. اما هم اکنون این ساز در مناطق تالش نشین کمتر رایج است.

    سرنا از دیگر سازهایی است که به ویژه در ماسال و فومن متداول است. این ساز عیناً مانند سرنای گیلی است. با استناد به ادبیات عامیانۀ تالش و نظر برخی از صاحب نظران محلّی تا چند دهه پیش تر تنبور از سازهای رایج در منطقه بوده که در حال حاضر کاربرد و استفاده از آن منسوخ گردید.

 

منظومه های تالشی

    آن سو تر بعنی غربی ترین نواحی جلگه ای و کوهستانی گیلان محل زندگی تالشان است. ناحیه ای که در گذشته به گیلان بیه پس biye- pas شهرت داشته و تماماً در قسمت غربی سفیدرود قرار دارد. تالشی ها علاوه بر استفاده از برخی منظومه های گیلی از منظومه هایی سود می برند که به زبان و فرهنگ آنان اختصاص دارد. نقل های تالشی به نسبت منظومه ها و نقل های موسیقیایی سایر فرهنگ های البرز از قدمت و دیرینگی بیشتری برخوردارند. این استنباط از بررسی مضامین اشعار و ساختار موسیقیایی منظومه های تالشی اخذ شده است؛ چه فرم منظومه های تالشی حکایت از آن دارد که این گروه از نغمات در فرهنگ تالشی کمتر از سایر فرهنگ های البرز دستخوش تغییر و یا ابداعات جدید شده است. یک نکتۀ حایز اهمیت در نقل های این منطقه وجود نمونه های فراوانی با درونمایۀ باطنی و عرفانی است که تحت نام صوفیانه ها شناخته می شوند.  وجود اندیشه های صوفی گرایانه در گروهی از نقل های تالشی پدیده ای خاص در مضامین نقل های البرز محسوب شده و با نگرش مسلکی و سیر تحولات اعتقادی تالشان در ارتباط است.

 

 

محمودبه

      در حال حاضر عمومی ترین منظومۀ مردم تالش نقل مموبه (محمودبه) mahmu- be  یا لدو به ledu- be است. بر اساس روایتی که همۀ اهالی تالش بر آن اتفاق نظر دارند ،محمودبه در مرتعی کوهپایه ای مشغول چرای گوسفندان بود که یاغیان به گله و بنه گاه دامی اش حمله ور شده و به غارت اموال و احشام او پرداختند. محمودبه که به تنهایی قادر به مبارزه و درگیری با یاغیان نبوده، نی چوپانی یا به قول تالشان دمکش dam- kas خود را برداشته و به بهانۀ فراخواندن گوسفندان و گردآوری آنها در یک نقطه (البته ظاهراً به خاطر تسهیل کار یاغیان) با صدای نی با دختر عمویش که در آن حوالی بوده به گفتگو پرداخته و به اصطلاح پیامی برایش می فرستد. او از طریق نغمه و آوای نی دختر عمویش را متوجه می سازد که یاغیان به او و اموالش دستبرد زده و از او تقاضای کمک می کند. دختر عموی محمودبه با دریافت پیام، اهالی نزدیک ترین روستا را از اتفاق پیش آمده باخبر ساخته و آنان به صورت جمعی به کمک محمودبه شتافته و یاغیان را متواری می سازند. منظومۀ محمودبه مشهورترین نقل تالشی به شمار آمده و در بین اهالی تالش از محبوبیت و عمومیتی تمام و کمال برخوردار است.

 

آقاجان بگ

    از دیگر منظومه های تالشی سرگذشت آقاجان بگ aqajan-beg از روستای خرّم کش از منطقۀ شفت فومن است. آقاجان بگ یا بیک آنچنان که از لقبش پیداست خود از افراد صاحب نام بوده که به دلایل نامعلومی علیه مأموران و عوامل حکومتی علم طغیان برافراشته و به مبارزه بر می خیزد و سرانجام نیز به دست قوای دولتی به قتل می رسد. شورش آقاجان بگ در اندازۀ سرکشی یاغیان و فاقد جنبه های سیاسی بوده است. اول بار اشعار این منظومه توسط خواهر او سروده و خوانده شده است. یاران اصلی آقاجان بگ دوازده تن بوده اند که نام برخی از آنان در این منظومه آمده است.

 

سیاجان

    یکی دیگر از نقل های تالش منظومۀ زیبای سیاجان است. گل میر پهلوانی از منطقۀ گشت بوده که عاشق دختری می گردد. ولی خانوادۀ دختر با وصلت آن دو مخالفت می ورزند. در نهایت گل میر و سیاخانم به مراد رسیده و با یکدیگر ازدواج می کنند. شعر این منظومه توسط همسر پهلوان و دربارۀ زندگی و سرگذشت پهلوان سروده شده است. (راویان: محمد مرادی، روستای خرم کش شفت، متولد 1326، شغل کشاورز- و احمد رنجی، روستای خرم کش شفت، متولد 1318، شغل کشاورز، گفتگو مهر ماه 1381)

    در نواحی شرقی منطقۀ تالش و در نواحی سرحدّی فرهنگ گیلی و تالشی، برخی از منظومه های گیلی از سوی شعرخوانان تالشی مورد استفاده قرار می گیرد. جالب اینکه برخی از این منظومه ها مانند عزیز و نگار به زبان تالشی برگردانده شده و به این زبان خوانده می شدند.

    در غربی ترین نقاط تالش یعنی منطقۀ هشتپر و پونل عقاید تالشان گرایش به مذهب اهل سنت داشته و نیز رنگی از تصوّف به خود گرفته است. از همین رو بخشی از نقل های آوازی این منطقه شامل صوفیانه ها و مولودی ها (مولودنامه) است که از مضامینت عرفانی برخوردارند. صوفیانه ها، آکنده از روایاتی حکمت آموز از سرگذشت برخی از اولیاء، خلفا و همچنین پیران و بزرگان صاحب نام تصوّف است.

    در تالش روایت برخی نقل ها توأم با نظم و نثر بوده و اجرای آواز تنها به عنوان چاشنی کار نقال مورد استفاده قرار می گرفت. از جملۀ این گونه نقل ها می توان از نقل عباس چوپان یاد کرد که در اثر درستکاری و البته اقبال خوش به مقام پادشاهی می رسد. بسیاری از این گونه نقل ها توسط دراویش و صوفیان دوره گرد پراکنده گردیده و مضامین قصه ها عموماً تأکید بر نتیجۀ اعمال خیر و شر آدمیان و داستان هایی تلطیف شده از مجازات های اخروی مندرج در قرآن کریم و توصیف بهشت و جهنم بوده است. (راویان: صمد حبیبی ، متولد 1324، رضوانشهر، کشاورز- صفر افسری، متولد 1310، داری باغ فومن، کشاورز و نقال.)

  

منبع: سایت پارپیرار

آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد
در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
  • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
  • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
  • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



جستجو
مدیریت
سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
www.kargan.ir
نیز در دسترس می باشد.
مرحوم تقی کرکانی خان قدیم کرکان

روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

شبکه های اجتماعی کرکان

شماره تلفن تلگرام :0016624759892
تبلیغات
HTML
محبوب ترین مطالب
آرشیو ماهانه

برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید