نویسندگان
تبلیغات
کد HTML تبلیغ
بازدید از سایت
امروز : ۲ تیر ۱۳۹۶
بازدید امروز : 2465
بازدید دیروز : 5307
تعداد نظرات : 3339
تعداد مطالب امروز :0 عدد
تعداد مطالب : 1772
کل بازدیدها : 9149590
خروجی فید امروز : 46
ورودی گوگل امروز : 39
افراد آنلاین :14 نفر

اقوام اولیه آبکناریها

از اینکه اولین کسانی که جمعیت آبکنار را تشکیل داده اند چه کس یا کسانی بودند، سند و مدرکی دراختیار نگارنده قرار نگرفته است و چون اهالی آبکنار طوری پرورش یافته اند که می توانند سخن های گذشتگان خود را سینه به سینه حفظ نمایند. لذا مصاحبه با پیرمردان می تواند راه گشای تحقیقات و بررسی ها قرار گیرد. آقای حجت اله امانی، درباره اقوام اولیه آبکناریها، جهت نگارنده چنین نوشته است که: از طبق آمار درست و دقیق، عده ای که از بیابان “هفت خانان ” به طرف آبکنار فعلی مهاجرت کرده اند، به چند طایفه شهرت دارند، از قرار ذیل است:

۱_ ملا یعقوب طایفه ۲_ جعفر قلی طایفه ۳_ فتحعلی طایفه ۴_ قلی عمو طایفه

۵_ حیدر طایفه ۶_اسد طایفه ۷_ مشهدی حسن طایفه ۸_ ملا میرزا ابرهیم طایفه

۹_ هاشمی طایفه ۱۰_ عبدالعلی طایفه ۱۱_ آقای حسن طایفه ۱۲_ مشهدی میرزا رفیع طایفه ۱۳_ مشهدی آخوند طایفه ۱۴_ شیخ مفید طایفه ۱۵_ اله بخش طایفه

۱۶ _ کبیری طایفه ۱۷_ حسین عمو طایفه.

به طوریکه از اسامی فوق معلوم است نامی از مرحوم ملا احمد طالقانی مشاهده نمی شود و این سوال پیش می آید آیا قبل از اینکه نامبردگان فوق کوچ خود را انجام دهند، در آبکنار و یا نواحی دیگر آن و به قول آقای شکوفه درکمال کل، مردمی زندگی می کردند یا نه؟ چه دلیلی داشته که نامبردگان فوق در دشت “هفت خانان” زندگی می کردند به جای اینکه به دشت دیگری کوچ نمایند به کنار آب، یعنی ساحل مرداب آمده و با قهر طبیعت و کولاک و امواج خروشان مرداب که رفت و آمدشان را مختل می کرده بیایند؟ آیا به خاطر استفاده از منابع دریائی از جمله ماهی و پرندگان دریائی بوده است ؟ شاید بستگانی از آنان در این محل بوده اند که آنها را نیز به طرف خود جذب کرده اند.

مرحوم حسن پرویز ۸۷ ساله که در سال ۱۳۶۶ شمسی فوت کرد و تا آخرین روز عمر خود به مطالعه کتب اشتغال داشت می توانست صاحب نظر باشد، نزدیکی های فوتش اظهار داشت: ( اولین شخصی که به آبکنار وارد شده و هم اکنون بسیاری از آبکناریها از نسل او می باشند مرحوم ” ملا احمد طالقانی ” است). که چون در محل مورد تهدید قرار گرفته بود فرار کرده و به این ناحیه وارد و ساکن شده است. آن مرحوم مردم را به دو چیز تشویق می کرد یکی اینکه سواد بیاموزند و دیگر اینکه همه اهالی بایستی گاو داشته باشند و در این باره شعارش این بود (رعیتی که گاو ندارد آبرو ندارد و نسبت به کسانی که گاو نداشتند بی اعتنائی می نمود). متاسفانه دیگر ملاقاتی دست نداد تا بیشتراز اطلاعات ایشان استفاده گردد و مطلب فوق را آقای طیب شفق مورد تائید قرار داد.

از مطلب فوق چنین استنباط می شود که مرحوم ملا احمد طالقانی اولین کسی باشد که پا به آبکنار فعلی گذارده است و به احتمال قوی تک و تنها هم از طالقان “ولو به عزم فرار” اینهمه راه را نیامده بلکه تعدادی از خانواده و بستگانش شامل عده ای زن و مرد وی را همراهی می کردند که با ورودشان به تهیه خانه و زندگی پرداختند، و شاید هم افرادی قبل از آنها به طور پراکنده در آبکنار زندگی می نمودند و طالقانی ها بر آنان وارد گردیدند و متعاقب ایشان دسته های قدیمی تر که در نقاط تابعه تالش دولاب و گسکر بوده اند وارد آبکنار شده اند و باز، این احتمال وجود داشته که بین تازه واردین و ساکنین قبلی تفاهم وجود داشته که بعدها توانستند به طور مسالمت آمیز در کنار هم زندگی نمایند و احتمال دارد طالقانی ها بعداً به آبکنار آمدند که در این صورت جزو اولین طایفه نمی شوند. از طرفی ایجاد سه محله جدا از هم شاید نشانی از تمرکز سه طایفه مهم در آبکنار بوده است ولی وقتی پای یک مسجد برای سه محل به میان می آمد نحوه زندگی و سازش را در اقوام مختلف نمایان می سازد.

در یادداشتهای آقای فتح اله شکوفه آمده است: (اول طایفه طالقانیها که از طالقان به رسم کتاب فروش دوره گرد به آبکنار رفت و آمد می نمایند و در همین محل سـکونت می گزینند. خانواده های طالقانی مردمانی اهل کتاب و مطالعه و صوفی مسلک و اهل عبادت بوده بازماندگانشان هنوز آداب و اخلاق اسلاف خود را حفظ کرده اند. مرحوم میرزا لطف اله عندلیب آبکناری و مرحوم پدر ایشان ملا میرزا مهدی از آن قوم هستند و ضمنا عده ای نیز با نام خانوادگی طالقانی وجود دارند).

لاهیجانی ها
مرحوم شیخ لطیف، گویا به علت گرفتاریها و فشار مالکین و حکام محلی به ناچار با عده ای از بستگان خود از لاهیجان کوچ کرده و پس از گذشتن از محلهای مختلف به آبکنار وارد و در میر محله ازدواج و در آنجا ساکن می شود. در یادداشتهای آقای شکوفه آمده است: (مرحوم شیخ لطیف، از لاهیجان به آبکنار آمده و با سیده صنم خانم دختر یکی از خانواده های جلیل القدر سادات در میر محله ازدواج و در همان جا ساکن می شود و باعث ازدیاد باغات توت برای پرورش کرم ابریشم می شود که پرورش کرم ابریشم آبکنار را می توان از یادگاریهای آن مرحوم دانست. خانواده های صدقی ها _ سلیم پور _ نوروزی _شکوفه از نواده های آن مرحوم می باشند).

در یادداشتهای آقای شکوفه آمده است: (دو برادر به نامهای شفیع عمو و عباد عمو از شفت فومن به آبکنار وارد که طایفه شفیعی _ بزاز _ فرقانی _ صفرنیا _ امانی _ غضنفری _ بلوکی _ رادمنش از همین دو نفر می باشند).

طایفه لر و کرد
در بررسیهایی که انجام گرفته، عده ای از آبکناریهای فعلی از نسل کردان و لرهائی هستند که در گذشته به آبکنار آمده ساکن شدند و این کردها و لرها زمان شاه عباس و نادر شاه به سواحل مرداب تبعید شده اند.آقای فتح اله شکوفه در این باره می نویسد: ( ادعای ما، بر لر و کرد بودن یک رشته از آبکناریها صدق است. می گویند زمان شاه عباس عده ای از لر و کرد به سواحل مرداب انزلی تبعید شده اند و شیخ شان به نام “شیخ کبیر” و زعیم شان دو برادر به نامهای “نظر خان” و “شکر خان” که از شیخ کبیر طایفه کبیری _ مسعودی، کامجار، زارع و مادری به ما یعنی (شکوفه) باب اله بشیری _ سید کیائی _ میرزاد _ ساجدی _ شفق _ نیکو _گلی _ بخشنده _ پور موسی.

از شکرخان: شاکری _ شکری.

از نظرخان: نظری _دبیری _عزیزی _تشکری.

از حیدر بیک از برادران شیخ کبیر: حیدری ها_ اسدی ها که طایفه قوی می باشند از لر می باشند. اسد بیک معروف، (علا جدشان بوده که نام خانوادگی اسدی از نام وی گرفته شده است). در باره نوشته آقای فتح اله شکوفه با خودشان مصاحبه و اظهار داشته: (آنچه نوشته ام اطلاعاتی است که از پیرمردان وآگاهان محلی در گذشته بدست آورده ام). نگارنده مکاتباتی با چند نفر از آبکناریهای مطلع انجام و متاسفانه جوابی دریافت نداشته و آقای طیب شفق نیز از اول آذر ۱۳۶۹ به علت کهولت سن قادر به کمک نیست. امید است با دریافت مدارک لازم چنانچه ایرادی در این باره باشد در چاپ بعدی تصحیح گردد. ولی نوشته آقای فتح اله شکوفه را نمی توان نادرست دانست زیرا مرحوم ابراهیم فخرائی نیز می نویسد: (تردید نیست که تظاهرات دینی برخی از پادشاهان صفوی از خلوص و اعتقاد بی ریب و ریای آنان به مقررات شرع مایه نمی گرفت). از جمله اقدامات پادشاهان صفوی در گیلان، کوچ دادن طایفه “چیک” و “اژدر” از لشت نشاء و همچنین انتقال صوفی ها از خراسان به رانکو و کردهای اطراف قزوین به سواحل مرداب انزلی و لنگرود و امرای گسکر به شیروان می باشد. احتمالا شاه عباس در زمان قشون کشی در گیلان و کشت و کشتار در لشت نشاء و لاهیجان و نقاط دیگر دست به جابجائی طایفه ها زده است.کما اینکه در ص ۹ شماره حبل المتین چاپ کلکته مورخه ۱۶ محرم ۱۳۴۳ هجری قمری، ۱۸ اگوست ۱۹۲۴ میلادی “۱۳۰۵ شمسی _ن” در بخشی چنین آمده است :

(شاه عباس صـفوی برای آخرین علاج امنیت ایران ایـلات را از جائی به جائی کوچ می داد. من جمله ایل قشقائی را از آذربایجان به فارس کوچانید و ایل شاهسون را از فارس به آذربایجان و از این نقل و مکان خیلی فایده به امنیت ایران رسانید).

از طرفی گفته شده است که در زمان نادر شاه افشار عده ای از کرد ها به انزلی وارد و در کرد محله غازیان ساکن شدند و نام کرد محله از آنان بجای مانده است و ما وجود کردان زیادی را در کنار مرحوم میرزا کوچک خان می بینیم که البته درناحیه خلخال ساکن بودند و احتمال دارد در ساحل مرداب و خصوصا آبکنار نیز بوده باشند. آقای فتح اله شکوفه می نویسد: ( از نظر قدمت آبکنار قراردادیست که بوسیله اسکندر بیک جد اعلای مهدی فردوسی با مالکین روستای سید شرف شاه امضاء گردید که سیصد سال قدمت دارد ).طبق تحقیق این سند نزد ملا حسین غنی زاده است که نگارنده تا این تاریخ موفق نشده تا فتوکپی آن سند را بدست آورد تا در این تحقیق منعکس سازد.

همانطوریکه که در ابتدای بخش نوشتیم اهالی آبکتار را اقوام مختلف از اهالی شهرهای دیگر ایران تشکیل داده است. برای نمونه آقای ابراهیم سمیعی از خانواده قدیمی آبکنار خانواده خود را اینگونه معرفی می کند: (پدرش کربلائی سمیع فرزند کربلائی اسماعیل فرزند کربلائی سمیع فرزند کربلای احمد فرزند کربلائی اسماعیل فرزند مشهدی رمضان که مشهدی رمضان از خلخال به آبکنار وارد گردیده است). با توجه به سن آقای ابراهیم سمیعی و شش نسل چنین به نظر می رسد قدمت این خانواده بیش از ۲۵۰ سال الی ۳۰۰ سال باشد.

خانواده های مهاجر آبکنار
آقای حجت اله امانی می نویسد: ( جمعی از خانواده ها که از زمانهای قدیم به آبکنار مهاجرت و ساکن شده اند عبارتند از : شکر طایفه _شفیع _ محبی _ بهلولی _کربلائی حاجی _ نورانی _ فرجی _ عمرانی _ پادنگی _ خانعلی _ حاتم _ قزوینی زاد _ یوسفی _ سیف _ خباز _ فقیر پندار _ رحیم دوست _ بحری _ شیرازی _ نوروزی مقدم _ صفائی _ محمدیان _ کاروانکش _ وارد آبکنار _ شیخ زاد _ فردی _ هدهدی _ جلالیان _ قیومی _ میرزا احمدی _ قیامی _ ذوالفقار _ سیاوش _ نجف پور _ بابائی _ سلطانی _ صفری _ سرمه ای _ نعمتی _ غلامی _ مسکین _ فلاحتکار _ برقی _ شمسی _ موسویان _ حبیبی _ علوی _ که عده ای از این خانواده ها دو رگه می باشند).

جمعیت آبکنار
آمار دقیقی که بتواند جمعیت آبکنار را گذشته های دور نشان دهد تا کنون به دست نیامده است و در فرهنگ جغرافیایی آبادی های ایران جلد دوم “استان گیلان” که در سال ۱۳۲۸ شمسی چاپ گردید سکنه آبکنار را ۴۳۰ نفر درج کرده است. طبق آمار رسمی، جمعیت آبکنار به شرح زیر است:

سال ۱۳۳۵ شمسی کل جمعیت ۳۹۲۵ نفر ( ۱۹۴۱ مرد و ۱۹۸۴ زن)_ سال ۱۳۴۵ شمسی کل جمعیت ۳۹۵۳ نفر (۱۹۶۱ مرد و ۱۹۹۲ زن) در ۷۶۹ خانوار_ سال ۱۳۵۵ شمسی کل جمعیت ۴۰۲۱ نفر (۱۹۸۸ مرد و ۲۰۳۳ زن) در ۹۴۰ خانوار_ سال ۱۳۶۵شمسی کل جمعیت ۴۴۰۹ نفر در ۹۴۰ خانوار ۱۱۵۵ شاغل. طبق آمار بسیج اقتصادی انزلی، آمار تفکیک شده محلات سه گانه آبکنار در سال ۱۳۶۴ به شرح ذیل می باشد که گویای هرمحل است:

مسجد محل ۴۴۱ خانوار ۱۹۰۱ نفر _ میان محله ۳۹۸ خانوار ۱۷۱۴ نفر_میر محله ۱۵۴ خانوار ۷۴۰ _ جمع کل ۹۹۳ خانوار ۴۳۵۵ نفر _ جمعیت کنونی آبکنار در سال ۱۳۸۳ شمسی که از خانه بهداشت اخذ شده است : پائین محله ۱۹۴۰ نفر _ بالا محله ۱۸۰۵ نفر

اداره کشاورزی با استفاده از اطلاعات آگاهان محلی: جمعیت آبکنار در سال ۱۳۶۶ شمسی ۷۰۰۰ نفر در ۱۳۰۰ خانوار بوده است. آقای حجت اله امانی می نویسد: جمعیت آبکنار در سال ۱۳۶۸ شمسی ۷۰۰۰ نفر در ۱۰۰۰ خانوار می باشد. ضمناً باید یادآور شد که جمعیت کثیری از آبکناریها به شهرهای دیگر مهاجرت کرده اند و اگر اغراق نباشد شاید، همین تعداد جمعیت آبکناریها خارج از زادگاه خود به سر می برند.

مشاغل عمده اهالی آبکنار
با توجه به موقعیت جغرافیائی آبکنار که در آغوش مرداب انزلی آرمیده، سرزمینی پر حاصل و پر برکت بوده و می باشد و همین امر باعث گردیده اهالی از زمین های خود به نحو احسن استفاده نمایند و در نتیجه کشاورزی یکی از مشاغل عمده این ناحیه بوده است ولی این مردم سخت کوش از مرداب نیز تا حد توانائی، حداکثر بهره را گرفته زیرا بیشتر اهالی به صید ماهی و شکار پرندگان پرداخته و توانسته اند از این طریق به صادرات عظیم اهالی به نقاط دیگر و کسب درآمد حاصله توفیق حاصل نمایند و نوغانداری را نمی توان نادیده گرفت که جداگانه به آن اشاره نمودیم.

اکنون از نوشته مفصل آقای حجت اله امانی در تشریح اینگونه مشاغل استفاده می نمائیم:

۱- آبکنار در ابتدای پایه گذاری، دوران شکوفائی خود را آغاز کرده و میگذرانید. کما اینکه مرداب پر آب و عمیق بود و زمین های آبکنار را حاصل خیز و پر برکت می ساخت و کشاورزان پر تلاش آبکناری، به درختکاری وکشت انواع بذر ها و دانه ها به زمین اشتغال داشتند و از زحمات خود محصولاتی از قبیل برنج _ ذرت _ هندوانه _ خربزه _ کدو _ طالبی_ انگور _ انجیر _ انواع گلابی _ سیب _ شفت آلو _ هلو _ انار _ گردو و غیره… به بازارهای انزلی و سایر نقاط عرضه میداشتند که امروزه با عقب نشینی مرداب هر چند زمین هایی برای کشت برنج بطور زیاد بدست آوردند ولی از بسیاری محصولات دیگر به ناچار دست کشیدند. آمار کشاورزی سال ۱۳۶۶گویای تلاش و نحوه کاشت و برداشت اهالی آبکنار از زمین های خودشان است و این نکته را نادیده نباید گرفت که اهالی، هر یک به اندازه توان خود به گاو و گاوداری، پرورش و تولید کرم ابریشم در سطح بالا و تولید ماکیان (مرغ و خروس ) اشتغال داشتند.

۲_ صید ماهی: آقای حجت اله امانی مینویسد: مردم آبکنار همیشه با دریا سر و کار داشتند و زمانی که مرداب کورفی و مرداب سیاه کیشم “منظور مرداب سمت شمال و جنوب آبکنار است _ ن” عمق زیاد داشت و دارای آب شور و برخی ایام آب شـیرین می شد. ۹۰% مردان آبکنار در دو فصل پائیز و زمستان بکار صید ماهی مشغول بودند و با صید ماهی همچنین شور کردن ماهی و صدور آن به بازارهای اطراف سود سرشاری را کسب میکردند و در نتیجه یکی از صادرات مهم آبکنار، ماهی بوده است و ماهیگیران آبکنار همانند ماهیگیران انزلی و سایر نقاط سواحل مرداب از انواع وسائل صید به ماهیگیری اشتغال داشتند). صید ماهی بعداً در آبکنار به همین سادگی ادامه پیدا نکرد و آنها نیز با گرفتاری و درگیری با مأمورین و شیلات سابق روبرو شدند و چون معاش آنان از طریق صید ماهی تأمین می شد به ناچار به مقابله بر می خواستند و با مأمورین شیلات درگیری های شدید پیدا می نمودند. درسال ۱۳۲۴ شمسی یکی از همین برخوردهای شدید بود که زن و مرد، کوچک و بزرگ آبکناری بطور یکپارچه به مقابله با مأمورین شیلات اقدام که منجر به تیر اندازی مأمورین می شود و از قضا پیرمردی به مرگ طبیعی مرده و او را به گورستان می بردند که آبکناریهای باهوش از موقعیت استفاده کرده با جنازه وی شروع به تظاهرات می نمایند و مرگ او را بر اثر گلوله مأمورین شیلات به حساب می آورند و در نتیجه مسئولین شیلات برای فرار از اتهام به قتل ناچار عقب نشینی کرده و مدتها جلوی صید غیر مجاز آبکناریها را نمی گیرند. موضوع این برخورد را نویسنده از نوشته های آقایان حجت اله امانی و شکوفه برداشت نموده است، که اگر بخواهیم درباره صید و صیادی آبکنار بنویسیم می بایست صفحات زیادی را به این موضوع اختصاص دهیم.

۳_ شکار پرندگان دریائی: آقای حجت اله امانی می نویسد: (اهالی آبکنار از قدیم الایام با هر وسیله ممکنه به شکار پرندگان دریائی می پرداختند و بهترین وسیله رایج شکار تفنگهای سر پر بوده است. اهالی آبکنار برای شکار مرغابی و انواع پرندگان مراسم جالبی وضع کردند که روزهای چهارشـنبه هر هفته را به نام “چهارشنبه شکار” می نامیدند. در این روز مردم آبکنار بطور دسته جمعی میان قایق ها نشسته در پهنه مرداب ظاهر می شدند و از صبح تا غروب آفتاب با هلهله و شادی به شکار می پرداختند. آنها نهار را بطور دسته جمعی و با شادمانی در کنار هم صرف میکردند و مجدداً به شکار ادامه میدادند. این شکار همگانی بزرگان آبکنار و میهمانان، حتی حکام محلی و غیر محلی نیز شرکت داشتند و روزی را با سرور و شادمانی می گذراندند، ضمناً اهالی آبکنار با وسائل سنتی به شکار پرندگان دریائی اقدام می نمودند).

کانال های حفر شده در آبکنار
آقای حجت اله امانی می نویسد: (در ایام قدیم، مرداب سیاه کیشم که در جنوب آبکنار، دارای عمق زیاد بود و اهالی به منظور رفت و آمد به اطراف و یا صید ماهی و شکار پرندگان دریایی بایستی روی مرداب در حرکت باشند. چون با خطر امواج سرکش مرداب روبرو بودند برای در امان بودن، ناچار شدند کانال هایی در ساحل حفر و به موقع از آنها استفاده نمایند و این کانال ها تا سال های متمادی مورد بهره برداری قرار گرفت که عبارتند از: ۱-کانالی به محاذی ساحل مسجد محله آبکنار به نام “ملک ویرسر”. ۲- کانالی به محاذی ساحل میرمحله آبکنار به نام “میران ویرسر”. ۳- کانالی به محازی میان محله آبکنار به نام “میان ویرسر”. ۴-کانال دیگری به محاذی باغ توت “مرحوم کربلائی یحیی رحیمی” آبکناری می باشد. چون بانی آن متوفی یاد شده و به همین دلیل به “کبلا یحیی میر” شهرت گرفت و هر چهار فقره کانال قبلا مملو از آب و قایقرانی در آن ممکن و محل اسکان قایق ها بود ولی عجالتاً و در زمان حاضر به کلی خشک و بستر آنان به مزرعه و باغ سیفی کاری و غیره تبدیل شده است).

اجازه احداث شهر به وسیله اهالی
سندی که آقای شاهرخ مغروری فرزند مرحوم اکبر میرزادی مغروری در اختیار دارد، حاکی از آن است که: بسمه تعالی شان العزیز، عقد مصالحه گردید فی مابین حضرت مستطاب ملا ذالفام و ظهیرالاسلام آقائی آقا شیخ یحی سلمه اله و سایر آقایانی که امهار ایشان در این ورقه مزین است و هم اهالی آبکنار و ُتربه َبر و خمیران و سیاه خاله سر و شیله سر با قایض ورقه جناب جلالت ماب آقا میرزا محمدصادق ملک زاده در خصوص احداث نهری که از لب دریای ترک رود الی به سمت بیشه رودبار می نماید و این اقدام و احداث مشروط است به شرایط …

کشاورزی و نوغان داری در آبکنار
بدون شک از گذشته های دور اهالی آبکنار به صید ماهی و پرندگان دریائی و کشاورزی و نوغان داری و زنانشان ضمن کشاورزی به حصیر بافی اشتغال داشتند، که روی هم رفته مردم سخت کوش آبکنار، زن و مرد برای معاش در تلاش بوده و هستند. آمار اداره کشاورزی در سال ۱۳۶۳ شمسی آبکنار و ماهروزه نشان می دهد: سطح زیر کشت برنج ۱۸۵ هکتار، نوع برنج حسنی و مقدار تولید در هر هکتار ۳۵۰۰ کیلو جو و ۲۲۰۰ کیلو برنج می باشد. سطح زیر کشت سیفی شامل هندوانه، خیار وکدو ۱۸۰ هکتار، مقدار تولید در هر هکتار ۲۰ تن به طور متوسط سطح زیر کشت توتون ۱۰ هکتار، مقدار تولید در هر هکتار ۱۰۰۰کیلو برگ خشک، سطح کشت گوجه فرنگی، بادنجان و سایر سبزیجات ۱۲ هکتار، سطح زیر کشت توتستان ۱۵۰ هکتار و درختان میوه شامل انجیر، خوج، ۱۵۰۰ اصله درختان غیر ثمر شامل صنوبر، تبریزی، سپیدار، توسکا ۳۰ هکتار، مرتع جهت چرای دام ۵۰ هکتار تعداد دام از قبیل گاو و گوساله و گاومیش ۳۸۰۰ راس.

وسعت کل آبکنار ۱۲ کیلومتر_سطح زیر کشت برنج ۴۳۰ هکتار_ سیفی کاری ۸۰ هکتار_ سبزی کاری ۲ هکتار_حبوبات ۱۰ هکتار_باغ میوه ۵ هکتار_تعداد گاو نر و ماده ۴۵۰۰ راس_گوساله ۱۴۰۰ راس_ گاومیش ۱۰ راس_اسب۲۰۰ راس_گوسفند ۵ راس_ طیور۷۲۰۰ قطعه_تیلر ۲۵ دستگاه_پمپ ۴۰۰ دستگاه_خرمن کوب ۱۰ دستگاه_تراکتور ۷ دستگاه_برنج کوبی ۱ دستگاه.

نوغان داری
با بررسیهائی که انجام گرفت: پرورش کرم ابریشم در آبکنار سابقه ای بس طولانی دارد و شاید با پیدایش اهالی آبکنار همزمان بوده است همانطوریکه قبلا اشاره شد مرحوم شیخ لطیف که از لاهیجان به آبکنار وارد گردید به تولید و پرورش کرم ابریشم و ایجاد توتستانها همت گماشته است و شاید با تجربه ای که لاهیجانی ها در این امر داشته اند آن مرحوم بهترین روش را در آبکنار پیاده کرده است. آقای حجت اله امانی در این باره می نویسد: (دهقانان آبکناری از زمانهای بسیار دور عشق و علاقه فراوانی به پرورش کرم ابریشم و توسعه نوغان محلی و گیلکی داشته اند و بنا بر همین علاقه به وسعت دادن نوغان مبادرت کرده و چه بسا نوغان محلی و گیلکی را که گیل نوغان می نامند و هر سال مقدار زیادی پیله را با اسلوب قدیم به دست می آوردند، نوغان گران قدیم در آبکنار چون خریدار و مشتری به خصوص نداشتند ناچار تمام پیله های سفید خود را با دستگاه و ابزار ویژه محلی ابریشم کشی می کردند و ابریشم مرغوب و زیبای خود را با زحمات زیاد در بازارهای آزاد به فروش می رساندند و در عوض پول خیلی کمی دریافت می کردند).

آبکناری ها بالاخره توانستند با وسایل سنتی و دستی به ابریشم کشی پرداخته و در نتیجه محصولات مرغوبی را به بازار عرضه نمایند و هنوز در پشت بام بسیاری از خانه های قدیمی آبکنار وسایل ابریشم کشی سنتی ودستی وجود دارد. در آماری که متعاقباً خواهد آمد بطوریکه مشاهده می شود آبکنار به نسبت جمعیت خود در صدر قرار گرفته است. البته در نتیجه همین فعالیتهای چشمگیر و شناخت مهارت فوق العاده اهالی آبکنار در امر پرورش و تولید کرم ابریشم و ابریشم باعث گردید که توجه بسیاری از تجار ایرانی و خارجی ابریشم به سوی گیلان (آبکنار) جلب گردد.

آقای حجت اله امانی می نویسد: (پس از سالیان متمادی عده ای از اروپائیان از قبیل فرانسوی_ یونانی _ بلغاری و روسی و غیره… که با نوغان سر و کار داشتند و از مرغوبیت محصول نوغان و ابریشم ایران آگاه بودند به تدریج یکی پس از دیگری به ایران رخنه کرده و مخصوصاً چند نفری هم برای توسعه دادن و سود بیشتر به “آبکنار” که معدن نوغان بود آمدند، از جمله آقایان “لاسقالادیس _ دراکو و خواهرزاده اش آنتوان” از یونان، “پانچی و فرویان” از روسیه، “قندلی _ مسیو میخائیل” از بادکوبه و”اواگم سرکیسیان” از بادکوبه که ساکن انزلی بوده برای بدست آوردن محصول پیله به آبکنار آمده و تشکیلات زیادی برپا کردند. اشخاص نامبرده چون نوغان قبلی آبکنار را که از تخم نوغان محلی به نام “ورقی” را مناسب ندیدند. برای جنس بهتر، تخم نوغان بهتری از فرانسه، یونان، بلغارستان، ژاپن، کره و غیره به آبکنار آوردند و قرار بر این شد که پیله سفید را نوغان گران به آنها در عوض دریافت قیمت تحویل دهند).

در آبکنار سه دستگاه “پراتور” یعنی ماشین خفه کن پیله که دو دستگاه بزرگ بود ایجاد که تا سال ۱۳۱۳ شمسی که پرورش ابریشم ملی گردید به کارش ادامه میداد. پیر مردان و میانسالان آبکنار از مرحوم مسیو اواگم این ارمنی نیک اندیش و مهربان و خدمتگذار و انسان دوست به نیکی یاد می نمایند، با اینکه پس از ملی شدن نوغان داری در ایران گاهی بر اثر توجه و گاهی عدم توجه دولت بازار خرید و فروش این محصول دیرپا در نوسان بود، اهالی آبکنار نگذاشتند این صنعت به فراموشی سپرده شود و مناظر زیبای توتستان هائی که درختان توت آن به نظم و ترتیب خاصی به ردیف ایستاده بودند محو و نابود گردد.

قابل ذکر است که بعد از شهریور نیز اداره نوغان فعالیت داشت تا اینکه یکباره از فعالیت باز ایستاد و ساختمانهای عظیم آن یکی پس از دیگری به مخروبه تبدیل شد تا اینکه در حدود سال ۱۳۶۶ شمسی دولت مبادرت به بازساری و نوسازی بناهای قدیمی گرفت و بار دیگر اداره نوغان در انزلی جانی تازه گرفته و در مراجعه ای که نگارنده از آن اداره نموده، جای بسی خوشبختی است که اداره نوغان میرود تا عظمت خود را بیش از پیش بدست آورد.

در صفحه ۸۲ سرزمین مردم گیل و دیلم آمده است که: (در سال ۱۳۱۱ شمسی محصول پیله بندر پهلوی ۱۸۰۰من “هر من، ۶کیلو” بوده است). که بدون شک بیشترین رقم محصول آبکنار بوده است، کما اینکه مرحوم آرشاک سرکیسیان درباره فعالیت برادرش محروم آواگم سرکیسیان، تولید پیله در آبکنار را بین ۱۷ تا ۱۸ هزار من، اعلام داشته است که به نظر می رسد مسئله در همان زمان بوده است. محصول پیله حوزه گیلان در سال ۱۳۲۳ شمسی به قرار زیر است:

رشت ۷۵۰/۶۱۵۸۸ کیلو پیله تر ۸۰۷۹۴۳۳۷ ریال                    لشت نشا ۵۰۰/۶۷۸۹۸ کیلو پیله تر ۳۳۹۴۹۲۵ ریال
 
آستانه ۵۰۰/۲۹۷۷۲ کیلو پیله تر ۱۴۸۸۶۲۵ ریال                     لاهیجان ۵۲۰۵۸ کیلو پیله تر ۲۶۰۲۹۰۰ ریال
 
لنگرود ۱۴۷۵۳ کیلو پیله تر ۷۴۳۷۶۷۵ ریال                             کسما ۸۸۲۷۷ کیلو پیله تر ۴۴۱۳۸۷۵ ریال
 
طاهرگوراب ۹۹۴۹۴ کیلو پیله تر ۴۷۲۴۷۲۵ریال                     آبکنار ۸۵۴۱۰ کیلو پیله تر ۴۲۷۰۵۰۰ ریال
 
لاهیجان ۹۶۹ کیلو پیله خشک ۴۵۳۵۰ ریال
 

(قیمت هر کیلو پیله تر ۵۰ ریال و قیمت هر کیلو پیله خشک ۱۵ ریال محاسبه گردید).

موقعیت آبکنار به عنوان یک روستا در مقابل شهرهای گیلان باوسعت و جمعیت و دهات تابعه نمایان است.

دریافت کرم ابریشم (تخم کرم ابریشم) در سال ۱۳۵۲ حوزه گیلان :

فومن  ۳۰۰۰ قوطی           رشت ۱۰۰۰۰ قوطی    صومعه سرا۴۰۰۰  قوطی      آستانه ۱۲۰۰۰  قوطی         طاهر گوراب ۴۵۰۰ قوطی     لاهیجان ۱۴۰۰۰ قوطی
 
بندر انزلی(آبکنار ) ۵۰۰۰ قوطی            لنگرود ۲۴۰۰۰ قوطی        شلمان ۳۰۰۰ قوطی        رودسر ۲۵۰۰ قوطی
 

و درسال ۱۳۶۳ آبکنار وماهروزه ۱۵۰هکتار توتستان ۱۵۰۰ جعبه تخم نوغان برداشت ۴۵۰۰۰ کیلو و طبق آمار اداره نوغان در سال ۱۳۶۷ شمسی (۳۴۳ نفر نوغان دار تعداد مصرفی تخم نوغان ۲۲۱۶ جعبه) که اگر هرجعبه را بطورمتوسط ۳۰ کیلو محاسبه نمائیم. محصول ۱۳۶۷ بالغ بر ۶۶۴۸۰ کیلو بوده است.

چای کاری در آبکنار
آقای ابراهیم سمیعی آبکناری و آقای رمضانعلی کرگانی اظهار می دارند که: ( در حدود سال ۱۳۲۴ _ ۱۳۲۵ شمسی، مرحوم زین العابدین پور بابا _ مرحوم کربلائی سمیع سمیعی _ حاج آقای اسدی، مرحوم عطا اله رضوانی به نظارت حاجی خان لاهیجانی ۱۶ هکتار زمین ما بین اِشپَلا و ُتربه َبر را به زیرکشت چای بردند که در این کار موفق نشدند. بعداً شرکت “آذر کاط” توسط آقای ابوالحسن رحیمی _مهندس احمد دبیری _ آقای قاسم اسدی _ قربانعلی کامجار_ ثاراله طلوعی دایر و به کشت چای پرداختندکه موفقیتی در این کار بدست نیاوردند.

توتون کاری در آبکنار
آقای حجت اله امانی می نویسد: (از زمانهای گذشته عده ای از زارعین آبکنار به کشت توتون سیگار پرداختند و چون تجربه کافی نداشتند وطرز عمل آوردن آنرا به خوبی نمی دانستند ناچار برگ های آنرا بوسیله نور وحرکت آفتاب خشک می کردند که قریب به اتفاق برگهای توتون یا سیاه یا قرمز رنگ و یا به کلی پاشیده و پلاسیده می شد و از بین می رفت و زارع زحمت کش به طور باید و شاید سود نمی برد.آنگاه عده ای از اهالی رشت و غیره برای کشت توتون سیگار به آبکنار آمده چون سرزمینهای آنجا را مناسب ندیدند به روستای تابعه آبکنار، ُتربه َبر _اشپلا _ معاف _خمیران اقدام کرده ولی چون به همان سبک و روش آبکناریها عمل می کردند موفقیت چندانی بدست نیاوردند. تا اینکه بعد از شهریور ۱۳۲۰ مهندسین کشاورزی به راهنمائی کشاورزان پرداخته و در آبکنار به کشت توتون مبادرت و سود زیاد نصیب کشاورزان گردید).

نقش زنان در آبکنار
به طور کلی در روستاهای گیلان، زنان به حکم طبیعت و بقا‌ زندگی از گذشته های دور، دوش به دوش مردان خود، خصوصاً در امرکشاورزی تلاش می کنند که اگر بگوئیم زنان خیلی بیشتر از مردان کار کرده وکمتر استراحت می نمایند سخنی به اغراق نگفتیم. باتوجه به اینکه قبل از ایجاد جاده شوسه و آسفالته آبکنار، تنها راه ارتباطی به انزلی و نقاط ساحلی دیگر از طریق مرداب انجام می گرفته است. در نتیجه آبکنار به صورت جزیره ای دور افتاده در آمده بود. از این رو مردمش ناچاراً برای تامین معاش و کمبودهای محلی و اجتماعی تلاش بیشتر نمایند، در این راستا مسئولیت بیشتر بردوش زنان آبکناری سنگینی می کرد. آنان ضمن انجام کارهای طاقت فرسا در شالیزارها، جدا کردن جو از ساقه و پادنگ کردن کار در باغات صیفی کاری و کمک به امور نوغان داری و رسیدگی به پخت و پز و تر و خشک کردن بچه ها و افراد خانواده، در ساعات فراغت به بافتن حصیر می پرداختند، که بافتن حصیر نیز از ساعات اولیه صبح تا فرارسیدن شب ادامه داشت که همین حصیرها خود منبع درآمدی جهت کمک به معاش خانواده بوده است و با توجه به اینکه این کار در سوز و سرمای زمستان نیز انجام می گرفت و بر خلاف تابستان زمان بیشتری به این کار اختصاص داشت، زنان اغلب به سرماخوردگی های شدید و روماتیسم مبتلا می شدند.

تا اینکه از سال ۱۳۴۲ شمسی که دختران راهی مدارس شده و موکت و فرشهای ماشینی به تدریج وارد خانه ها شد وکار حصیر بافی از رونق افتاد، هر چند هنوز بافتن حصیر در سطح کمی ادامه دارد.گر چه در بسیاری از کتب خصوصاً سفر نامه ها از حصیر زیبای غازیان تعریف شده است ولی حصیر آبکناری نیز از زیبائی خاص خود برخوردار بوده است اما نوع آن با حصیر غازیان فرق می کرد، زیرا حصیر غازیان معمولاً با “سوف” و “لی” بافته می شد و حصیر آبکنار با “سوف” و “رشته”، در هر صورت این پنجه های هنر آفرین زنان آبکناری بود به بصورت بافته هائی زینت بخش اطاقها و سالن های پذیرئی اشراف می گشت. در یادداشتهای آقای شکوفه آمده است که: (فن حصیر بافی را طایفه لر و کرد که به آبکنار وارد شدند بدین جا آورده اند).در اینجا باید گفت که اگر چنین است پس فن حصیر بافی در غازیان و سایر روستاهای اهالی انزلی و گیلان را چه کسی یا کسانی آورده اند؟ و چنین به نظر می رسد، که نیاز مردم باعث پدید آوردن این فن گردیده است.[ ادامه …]

 

 تاریخچه کامل روستای آبکنار بندرانزلی در صفحات   [   1    2    3   4    5    ]

منبع :آبکنار دات نت

آرشیو مطالب
ارسال نظر جديد

  • Farzad گفته: ۰۸:۳۰ - ۱۳۸۹/۰۳/۲۴

    Salam dooste aziz omidvaram haleton khob bashe az web site zibatoon besiyar lezat boordam omidvaram ke hamishe movafagh bashid mikhastam ye link peyvand to web sitam bezaram agar baray shoma masaley nist.dar zemin agar ahanghay gilaki ham khasti man kam kam to abkenar.com upload mikonam be har hal barat arezo mofaghiyat daram payandeh bashi

  • در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
    • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی یا گیلکی تایپ کنید.
    • نظرات در ارتباط با همین مطلب باشد در غیر اینصورت از « فرم تماس با مدیریت » استفاده کنید.
    • «مدیر سایت» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
    • از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور یم.
    • نظرات پس از تأیید مدیریت سایت منتشر می‌شود.



    جستجو
    مدیریت
    سایت کرکان بندرانزلی با دامنه
    www.kargan.ir
    نیز در دسترس می باشد.

    روستای کرکان در منطقه جلگه ای و در کنار جاده کپورچال-آبکنار واقع شده دارای نسق 85 ساله (تاتاریخ 1363 شمسی)بوده و از نظر ثبتی جزء بخش 7 حومه انزلی و سنگ شماره 6 میباشد و مسافتش تا کپورچال 7 کیلومتر و تا انزلی 27 کیلومتر است . . .

    شبکه های اجتماعی کرکان
    تبلیغات
    HTML
    محبوب ترین مطالب
    آرشیو ماهانه

    برای اشتراک در خبرنامه کرکان ایمیل خود را در کادر زیر وارد نمایید